آنلاین
بیشترین افراد آنلاین همزمان 5
(اعضا: 0, مهمان: 5) در تاریخ چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 00:24:11
اعضا: 40
جدیدترین عضو: ali2006gs
انجمن ها
| پورتال دانشگاه پيام نور شهرستان اسكو :: انجمن ها :: گوناگون :: اطلاعات عمومی |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| مهارت هاي زندگي | ||
| برو به صفحه >> | |
|
مدیران: webmaster, haeri, A.K.Oskuie, اسکویی, friga, Alimardani
|
| نویسنده | ارسال | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | فردایی که نمی رسد![]() حتماً در اطراف خود کسانی را می شناسید که قادرند هفته ها راجع به موفقیت صحبت کنند، اما خودشان زندگی ناموفق دارند. چرا که فقط در حال مطالعه ی کتاب های راز موفقیت اند ولی به خوانده های خود عمل نمی کنند. اشخاص منفعل انجام فعالیت های خود را مدام به تاخیر می اندازند. آنها بهانه های زیادی برای به تاخیر انداختن فعالیت های ضروری شان می آورند و مدام کارهای امروزشان را به فردا می افکنند و فردا را با شکوه ترین روز خود می دانند، چرا که قرار است فردا همه ی کارهای شان را انجام دهند. اما فردای آنها هیچ گاه از راه نمی رسد. «فردا متعلق به تنبل هاست، تنبل ها فردا را برای خود بهانه دارند تا هیچگاه زندگی نکنند.» افراد منفعل با به تاخیر انداختن کارها، فرصت های عالی را به دیگران واگذار می کنند. تاخیر در انجام کار، آن را در ذهن شخص بزرگ، وحشتناک و غیرممکن کرده و ذهن را دچار نگرانی می کند. و با این نگرانی خود را مجبور می کنند در آخرین لحظات کار خود را به هر قیمت و کیفیتی شده انجام دهند . مهم است که ما هر روز مهم ترین فعالیت مان را تشخیص دهیم و سریعاً در جهت انجام آن فعالیت برآییم. باید قدم اول را برداریم، سپس شاهد خواهیم بود که همه ی کارها به طور معجزه آسایی در پی یکدیگر انجام می گیرند. از جمله مواردی که باعث انجام ندادن برخی از کارها می شود در زیر می آوریم:
به یاد داشته باشید که با شروع هر فعالیت باید آن را به اتمام برسانید حتی اگر در میان کار بفهمید که میلی به آن ندارید .باید به خود آموزش دهید که کاری را نا تمام رها نکنید چرا که به مرور زمان این رویه به عادت تبدیل می شود.
![]() 2- کمال گرایی: کمال گرایی در واقع نوعی وسواس فکری است که مانع از عمل گرایی اشخاص می شود.اشخاص کمالگرا تمام امکانات و مقدمات انجام کار را دارند، اما فقط به این دلیل که احساس می کنند کارشان را باید بهتر از آن چه هست انجام دهند، دست به اقدام نمی زنند. آنها از شروع کردن، بد عمل کردن و اشتباه کردن می ترسند. اما واقعیت این است که اشتباه های ما، تجربه های ما را شکل می دهد و فقط مردگان اند که مرتکب اشتباه نمی شوند. این اشخاص فراموش کرده اند که در کودکی چگونه راه رفتن را یاد گرفته اند. آنها بارها زمین خورده اند تا سرانجام توانسته اند روی پاهای خود بایستند. انجام دادن کاری به طور ضعیف به مراتب بهتر از انجام ندادن آن کار است.
3- از کاه کوه ساختن- عده ای از مردم عادت دارند که از کارهای کوچک در ذهن شان کوه بسازند و آن کارها را بسیار مشکل و خارج از توان شان تصور کنند. برای اینکه بتوانیم کارها را راحت تر و سریع تر انجام دهیم، بهتر است در آغاز فقط به قدم اول و شروع کار توجه کنیم. همین که کاری شروع شود انگیزه فرد را برای ادامه افزایش می دهد . حتماً این جمله را شنیده اید که: «یک سفر هزار فرسخی تنها با یک قدم شروع می شود.» شما نیز اگر تصمیم به انجام دادن کاری گرفته اید، همین حالا قدم اول را بردارید و به یاد داشته باشید که شروع کار 50% کار است و برای اینکه پر انرژی و راحت تر شروع به انجام کارها کنید، اهداف بزرگ تان را به اهداف کوچک تر تقسیم کنید. لازم نیست به سنگینی و حجم کل یک اقدام فکر کنید با این روش شما کار را در ذهن تان ساده و کوچک کرده، راحت تر آن را انجام می دهید. موفقیت های بزرگ، حاصل صدها موفقیت کوچک است. اگر شما به اهداف کوچک تان عمل کنید، حتماً به اهداف بزرگ خود نیز خواهید رسید.
اشخاص کمالگرا تمام امکانات و مقدمات انجام کار را دارند، اما فقط به این دلیل که احساس می کنند کارشان را باید بهتر از آن چه هست انجام دهند، دست به اقدام نمی زنند. 4- نداشتن اعتماد به نفس- بعضی از افراد به دلیل نداشتن اعتماد به نفس وقتی می خواهند دست به اقدامی بزنند منتظر بقیه می مانند. همین مساله باعث می شود که او فرصت های بسیاری را از دست بدهد. همیشه همراهان ما زمان آن را ندارند که با ما همراهی کنند. حتما یک دفعه هم که شده باید یک اقدام تک نفره را آغاز کنید تا بدانید که می توانید. اشخاصی که اعتماد به نفس ندارند خود را لایق انجام هیچ کار مثبتی نمی دانند و همین باور باعث می شود که هیچ فعالیتی را شروع نکنند و یا فعالیت های خود را ناتمام رها کنند. پیشنهاد می کنیم باورهای مثبتی را در خود ایجاد کنید. آن گاه خواهید دید که قادرید همه ی فعالیت های تان را به نحو احسن انجام دهید. و به یاد داشته باشید که با شروع هر فعالیت باید آن را به اتمام برسانید حتی اگر در میان کار بفهمید که میلی به آن ندارید .باید به خود آموزش دهید که کاری را نا تمام رها نکنید چرا که به مرور زمان این رویه به عادت تبدیل می شود. [ ویرایش شد. دوشنبه 24 اسفند 1388, 09:49 قبلازظهر ] پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | کالبد شکافی یک تصمیمشما در روز چندبار مجبور میشوید در موارد مختلف تصمیم بگیرید؟ خیلی زیاد! شاید شمارش آنها در برخی روزها بهطور دقیق امكانپذیرنباشد. قطعا فراز و فرودهای زندگی، تصمیمگیریهای حساستری را بهدنبال دارند. اما حتما تجربه كردهاید گاهی یك تصمیم كوچك كه چندان هم بهنظر مهم نمیرسد اگر با توجه كافی به برخی مسائل اتخاذ نشود، چگونه دست و پای شما را میبندد و یك دفعه به مشكل اساسی در زندگیتان تبدیل میشود و برعكس، شاهد بودهاید تصمیمگیریهایی كه مبتنی بر واقعیتها، تجربیات و هوشمندیهای لازم اتخاذ شدهاند چگونه در روند زندگی شما تأثیر مثبت و سرنوشتساز داشتهاند. از این رو، مشاهده میكنید اتخاذ مناسب هر تصمیمی چه كوچك بهنظر بیاید چه بزرگ، میتواند نقشی مثبت در زندگی ایفا كند. روانشناسان براین باورند كه برای تصمیمگیری بهموقع و صحیح، باید مهارتهایی را آموخت و آنها را با بهكارگیری مداوم تقویت كرد. به عبارت دیگر همواره ابزارهایی در زندگی وجود دارند كه ابتدا باید بتوانیم آنها را شناسایی كرده و سپس برای حل مسائل و مشكلاتمان از آنها استفاده كنیم. ![]() بیتردید افرادی كه تصمیمهای مناسب و درست اتخاذ میكنند، افراد موفقی هستند. آنان از احساس اعتماد به نفسی كه بهدلیل آشنایی با چگونگی انتخابهای عاقلانه و صبورانه مبتنی بر پافشاریهای لازم كسب میكنند، لذت میبرند. شما میتوانید توانایی خود را برای اتخاذ تصمیم در تمامی بخشهای زندگیتان ( شخصی، مالی و حرفهای ) توسعه دهید، چرا كه زندگی درگیر تصمیمگیریهای بسیار است و برگزیدن بهترین انتخابها، در واقع كلید موفقیت است. دستیابی به این نكات میتواند به توانایی شما در اتخاذ تصمیمهای درست و دقیق كمك كند: - تعیین دقیق اهداف خود در حیطه كار و زندگی شخصی -جلوگیری از ایجاد اشتباهات میتواند به اهمیت وجودی شما، سرمایه مالی و وقت و جایی كه برایش كار میكنید، اعتبار بخشد. - هیچ كس نمیتواند مدعی شود كه همیشه میتواند تصمیمگیریهای مناسب و صحیح داشته باشد اما میتواند با یادگیری و رشد مهارتهای تصمیمگیریاش، میزان موفقیت خود را افزایش دهد. كالبدشكافی یك تصمیم اتخاذ یك تصمیم مناسب و درست، به صبر و افكار دقیق نیاز دارد. دنبالكردن قدم به قدم یك مسیر میتواند در این چارچوب به شما كمك كند. * قدم اول: تعیین مشكل؛ موقعیت را شناسایی كنید - مشكل را از تمامی زوایا مورد بررسی قراردهید. - خوب فكركنید و به پاسخهای آسان و سریع رضایت ندهید. - از تفسیر نادرست نشانههای مشكل پرهیز كنید؛ مثل مواردی چون بیپولی و برخی عادتهای در حال گذر ضعیف، بدهی زیاد و... . این سؤالها را برای تعیین اولویتها در اهدافتان، از خود بپرسید: - من از این تصمیمگیری، چه میخواهم به دست آورم؟ هدفهای من چه هستند؟ - كدام مشكل برای حلشدن حق تقدم دارد؟ - اهداف را بهترتیب اهمیت برای خود بنویسید و بهطور مرتب آنها را مروركنید. سعی كنید برای دستیابی به اهدافتان، شرایط زمانی، مالی و سایر موارد مهم را مشخص كنید بهگونهای كه شما بتوانید موفقیت بعدی خود را بهطور دقیقتر و قویتر تضمین كنید. بهترین تصمیم در زمان حال ممكن است انجام ندادن هیچ كاری باشد. * قدم دوم: ارزیابی مجدد موقعیت و شرایط این ارزیابی به این دلیل مهم است كه امكان دارد در مرحله اول، نظر شما نسبت به مشكل تغییر كرده باشد. به مواردی كه امكان انتخاب دارید توجه كنید. یكبار شما مشكل خود را تعریف كردهاید، اكنون از خود بپرسید: - آیا من برای دستیابی به اهداف خود باید عمل خاصی انجام دهم؟ - آیا با گذشت زمان، این مشكل خودبهخود حل میشود؟ از تصمیمگیریهای غیرضروری اجتناب كنید. هوشیار باشید كه بهترین تصمیم در زمان حال ممكن است انجام ندادن هیچ كاری باشد. اما اگر هرنوع انتخابی لازم است، آن را به تأخیر نیندازید تا امكان جلوگیری از تصمیمگیریهای دشوار یا ناخوشایند را داشته باشید. با خودتان صادق باشید. اگر شما فكر میكنید باید تصمیمی در مورد مشكل خود بگیرید، صادقانه قدم سوم را دنبال كنید. * قدم سوم: جمعآوری اطلاعات شما بهتر است برای حل مشكل خود، مانند یك كارشناس، بر موضوع مورد نظر تمركز و اطلاعات لازم را كسب كنید. از وقت و زمان خود خردمندانه استفاده كنید. اگر لازم نیست فورا تصمیمی بگیرید، وقتتان را صرف جمعآوری اطلاعات كنید. بههرحال مطمئن شوید كه زمان كافی و ضروری را برای این كار صرف كردهاید. تلاش كنید از كسانی كه در مورد جزئیات این مشكل اطلاعاتی دارند، برای مشاوره كمك بگیرید. از اینكه بپذیرید چیزهایی را در این مورد نمیدانید، نترسید. از همه منابعی كه به این مسئله مربوط میشوند، استفاده كنید. *قدم چهارم: به راه حلهای جایگزین فكركنید در این مرحله از پروسه تصمیمگیری، هرعقیدهای خوب محسوب میشود. از هر ایدهای استقبال كنید. خودتان را نسبت به شنیدن نظرهای مختلف و هرچیزی كه به فكرتان میرسد، محدود نكنید. قضاوت نكنید. از اینكه سریع به پایان ماجرا و نتیجهگیری بپردازید، اجتناب كنید. همه نظرات را قبل از تعیین راه حلهای جایگزین، جمعآوری كنید. نظرات خود را بنویسید. همه افكار خودتان را روی یك كاغذ بنویسید بهطوری كه بعد بتوانید آنها را ارزیابی كنید. از اینكه سریع به پایان ماجرا و نتیجهگیری بپردازید، اجتناب كنید. *قدم پنجم: یك راهحل دوم انتخاب كنید هر راه حل جایگزینی را به دقت آزمایش كنید و ببینید تا چه اندازه پاسخگوی مشكل شماست. به مسائل پیشرو فكركنید. تلاش كنید نتایج منطقی هر راهحل جانشین را در ذهنتان تصویركنید. از خودتان بپرسید، چه اتفاقی خواهد افتاد اگر...؟ از اول تا آخر برای هر طرحی، فرصتی اختصاص دهید. سودمند باشید. مطمئن شوید طرحهای شما میتواند اجرا شود. برای مثال، آیا سازمان شما تجهیزاتی برای ایجاد تغییراتی كه شما در ذهنتان دارید، در اختیار دارد؟ خلاق باشید. اگر لازم است بهترین ویژگیهای چندین عقیده مختلف را تركیب كنید و به یك راه حل جایگزین جدید برسید؛ چیزی كه كار و عمل میكند و به نتیجه میرسد. راه حل جایگزینی را انتخاب كنید كه متضمن بهترین دسترسی به اهداف و اولویتهایی است كه شما در قدم اول تشخیص داده و تعریف كردهاید. *قدم ششم: تصمیمتان را بهكار بگیرید عمل كنید. خودتان را به آسانی با یك تصمیمگیری سخت و دشوار راضی نكنید. یك تصمیم، خوب و مناسب نیست مگر اینكه تصمیم تأثیرگذاری باشد. دیگران را آگاه كنید. مطمئن شوید كه همه تحتتأثیر تصمیمگیری شما، از آنچه تغییر خواهد كرد و چرایی آن اطلاع دارند. توضیح دهید آنها میتوانند در انتظار پیشرفتهایی بهعنوان نتیجهای از تصمیم شما باشند. نقطه نظرات دیگران را نیز بپرسید. مطابق برنامه خودتان پیش بروید. بهطور مداوم مراقب باشید هر تغییری كه شما ایجاد كردهاید، هنوز اثربخش است یا اینكه تعدیلهایی مورد نیاز است یا نه. همچنین مطمئن شوید مشكلی كه شما حل كردهاید، بازگشت نداشته یا به شكل دیگری ظاهر نشده است. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | موفقیت یک رویا نیست![]() همه افراد دوست دارند تا از اعتماد به نفس کافی در کارها برخوردار باشند و مسیر های موفقیت را به آسانی طی کنند. همه والدین در اولویت خواسته های تربیتی خود کودکانی با اعتماد به نفس را خواستارند و در راس توانمندی های شخصی هر انسان، اعتماد به نفس است که جلوه بارزی را از خود نشان می دهد. لذا جا دارد که اطلاعات خود را در این زمینه هر چه غنی تر و پر بار تر سازیم. نکته های زیر می تواند به موفقیت بیشتر شما کمک کند آنها را جدی بگیرید. 1- در به انجام رساندن كارهای مهم و كارهایی كه جبران آن مشكل است، از تمركز و دقت حواس بیشتری كمك بگیرید. با توجه به این ضرب المثل پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یك بار ببرید در به انجام رساندن كارهایی كه امكان تكرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی كارها دقت داشته باشید. 2- كودكان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نكنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نكنید.شما می توانید او را به گوشه ای برده و مسئله را به او متذکر شوید در این صورت او خود نیز احترامی را که به او گذارده اید متوجه خواهد شد. 3- اگر هر چه سعی می كنید ولی به مقصدتان نمی رسید، قدری تأمل كنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی به سوی شما گشوده شود.خود را عادت دهید که تفکری واگرا نسبت به مسایل داشته باشید و به راه حل های مختلف بیاندیشید. 4- لیستی از مواردی كه در زندگی تان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه كنید و با بررسی علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازید. 5- در برابر افراد پیر و مسن بیشتر احساس مسئولیت كنید، یادتان باشد آنان حساس و شكننده هستند و نباید با خشونت و بدخلقی از رفتارهایی كه شاید در سن و سال آنها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آنها را از بین ببرید. وقتی كه مسئولیتی را به عهده كودكان خود می گذارید، از دور آنها را كنترل كنید و طوری كمك شان كنید كه خود را ناتوان احساس نكنند. اگر هر چه سعی می كنید ولی به مقصدتان نمی رسید قدری تأمل كنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، 6- وقتی در جمع دوستان قرار دارید، سعی كنید به همه توجه نشان دهید و فقط یك یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید. 7- وقتی در یك مجموعه كار می كنید، تنها مهم نیست كه خودتان خوب و بی نقص باشید. در نظر داشته باشید حتی اگر یك نفر هم در جمع درست كار نكند، باز نتیجه كاملاً مطلوب حاصل نمی شود. پس برای حصول به نتیجه دلخواه، در حركت های گروهی به افراد ضعیف بیشتر توجه كنید و با همسو كردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین كنید. 8-تصور نكنید همیشه نرمش و مهربانی مشكل گشا است. بر عكس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیت روی خواسته خود پافشاری كنید تا به شما اجحاف نشود. 9- اگر اطرافیان شما همه سعی خود را انجام داده اند، اما نتوانسته اند از عهده مسئولیتی كه شما به آنها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بیهوده تلقی كنند و با تشكر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت كنید. 10- در گردهم آیی های دوستانه اگر كسی در مورد موضوعی اظهار نظر كرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده او را خجالت زده نكنید، از یاد نبرید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است. 11- انتخاب های خود را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا. ![]() 12- به ظاهر و سلیقه شخصی دیگران بی احترامی نكنید. و به دیگران كمك كنید تا ویژگی های شایسته خود را آشكار كنند. 13- یاد بگیرید در مواقع ضروری بدون خجالت "نه" بگویید. 14- وقتی عصبانی هستید، در مورد هیچ كس و هیچ چیز تصمیم نگیرید. 15- دوستان واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آنها را حفظ كنید و به دلیل كدورت های بی اهمیت و بی ارزش ارتباط خود را با آنها قطع نكنید. 16- گاهی تحمل فشار روحی حاصله از كارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی كنید و با اتمام رساندن این گونه كارها به خود آرامش هدیه كنید. 17- به قابلیت های خود ایمان داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یك توانمندی در جای خود مفید و کارگشا است و قابل توجه. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | شما آدم موفقي هستيد؟![]() هميشه با خودش دودوتا چهارتا ميكند تا مطمئن شود كه آدم موفقي هست يا نه؟ خيلي چيزها يادش ميآيد. اينكه در مدرسه هميشه شاگرد اول بود، اينكه بلافاصله در دانشگاه قبول شد و در 4 سال تحصيلش هميشه نفر اول بود. كارشناسي ارشد را هم با همين سرعت و كيفيت پشت سر گذاشت و حالا عزمش براي گرفتن مدرك دكتري جزم است. خوب يادش هست كه هنوز دانشجو بود كه ازدواج كرد؛ آنهم با مردي كه دوستش داشت و خودش انتخابش كرده بود؛ ازدواجي كه پس از چند سال هنوز فكر ميكند كه بهترين تصميم زندگياش بوده. او پول خوبي هم درميآورد، يعني چند سالي است كه يك كار خوب كه همه غبطهاش را ميخورند پيدا كرده است. دقيق كه ميشود، ميبيند رئيسش هم از او راضي است و محبت همكارانش را هم خوب به خود جلب كرده است.
ولي وقتي او صادقانه با خودش خلوت ميكند با سبك و سنگين كردن زندگياش، احساس ميكند انگار قضاوتش با قضاوت اطرافيانش فرق ميكند. او قبول دارد كه هميشه شاگرد اول بوده، در كارش موفق شده و زندگي مشترك ايدهآلي دارد ولي انگار تعريف موفقيت از نظر او، چيزي فراتر از اين حرفهاست. به نظر او، موفقيت هيچ مرزي ندارد و حتي اگر روزي به مرزهاي موفقيت هم برسد، باز آن طرف مرزها، چيزي است كه او هنوز به آن نرسيده است. بعضي آدمها نخست هدفي را در نظر ميگيرند و آن را به عنوان يكي از پلههاي موفقيت در نظر ميآورند، اما به محض آن كه به آن ميرسند ، شور و شوق اوليه را از دست ميدهند و رسيدن به آن هدف را نه يك موفقيت كه اتفاقي ساده و معمولي تلقي ميكنند. از نظر اين افراد، دامنه موفقيت آنقدر گسترده و بيانتهاست كه هرچه آنان تلاش ميكنند فقط به درجاتي از آن ميرسند و هرگز از آنچه به دست آوردهاند، راضي نميشوند. اما كساني هم هستند كه به محض رسيدن به موفقيت كوچك، آن را آنقدر بزرگ ميكنند و از آن انرژي ميگيرند كه حدي برايش متصور نيست. بعضيها نيز هستند كه در همان حالي كه ديگران، آنها را آدمهاي موفقي ميدانند، خودشان هم چنين قضاوتي دارند و از اين احساس، لذت ميبرند. ولي دليل اين همه تفاوت شايد در لايههاي پنهان شخصيت آدمها نهفته باشد، همان بخشهاي پنهاني كه سبب ميشود يك فرد با پروراندن آرزوها و ايدهآلهاي دور و دراز در ذهنش هرگز به آنچه به دست آورده است، قناعت نكند و دنبال موفقيتهاي ديگر باشد و يك فرد با سختكوشي و رسيدن به هدفهايش از زندگي توام با موفقيت لذت ببرد. انسان موفق، كسي است كه با سنگهايي كه به طرفش پرتاب ميشود (شكستها و ناكاميها) برجي بلند و محكم بسازد و بر فراز آن بدرخشد. روح نامحدود، موفقيت بيانتها اما اين كه كسي هيچ وقت از موفقيتهاي به دست آمدهاش راضي نباشد و توفيقاتش را در زندگي، موفقيت به حساب نياورد گرچه زندگي كمي برايش سخت ميشود و شيرينياش را از دست ميدهد ولي انگار تا حدي طبيعي است. بهمن پاكدل، مشاور خانواده با تعريف موفقيت و فرد موفق ميگويد: انسان موفق، كسي است كه با سنگهايي كه به طرفش پرتاب ميشود (شكستها و ناكاميها) برجي بلند و محكم بسازد و بر فراز آن بدرخشد. البته هر فردي، موفقيت را بر حسب آرمانهاي خود تعريف ميكند؛ ولي در مجموع به توفيق افراد در رسيدن به هر آرزويي كه شدن آن، سخت به نظر ميرسد، موفقيت گفته ميشود. او رسيدن به آرامش و نشاط را مهمترين پيامد رسيدن به هدف ميداند و با تاكيد بر موقتي بودن اين احساس ميگويد: موفقيتها اگرچه باعث آرامش و نشاط ميشوند ولي لذت آنها تنها تا مدتكوتاهي ميتواند افراد را شارژ كند؛ به طوري كه افراد پس از رسيدن به موفقيت، به مرور نسبت به آن بيتفاوت ميشوند و در نتيجه دوباره به دنبال آرزو و موفقيت ديگري ميگردند. ![]()
اهداف مكرر يا آرزوهاي زياد و به سختي افتادن و رنج كشيدن براي رسيدن به آنها سپس چند صباحي لذت بردن از آنها، واقعيت زندگي بسياري از آدمهاست. اين در حالي است كه رسيدن به موفقيت در اصل ناشي از سيرتكاملي روح است؛ به اين معنا كه ما همواره ميخواهيم از رقباي خود جلو بيفتيم و هميشه يكهتاز، نمونه و مورد تمجيد ديگران باشيم هر چند موفقيت واقعي زماني به دست ميآيد و زماني لذت آن، هميشگي ميشود كه افراد به خداوند و عالم معنويت مرتبط شوند.
بيشتر افراد به جاي آن كه براي رسيدن به موفقيت تلاش كنند، در روياي رسيدن به آن زندگي ميكنند. موفقيت و هزار راه ولي فارغ از اين كه موفقيت چيست و مرز موفقيت عادي و ماندگار كجاست، اگر كمي صادق باشيم، حتما اين مساله را تاييد ميكنيم كه بيشتر افراد به جاي آن كه براي رسيدن به موفقيت تلاش كنند، در روياي رسيدن به آن زندگي ميكنند. كل ماجراي موفقيت، همين است اين كه به توانايي خودت ايمان داشته باشي و به هدفي كه به آن معتقدي، پايبند بماني و براي رسيدن بهآن تلاش كني. پس موفقيت را در ذهن پروراندن و براي آن تلاش كردن، گام نخست است؛ همانگونه كه روانشناسي موفقيت معتقد است؛ نگاهي به زندگي انسانهاي موفق نشان ميدهد بيشتر آنها در ابتدا اشخاص خانه به دوش بودهاند، ولي در عين حال افكاري بلند شبيه به سلاطين داشتهاند. بنابراين اگر ميخواهيم به موفقيت برسيم بايد جنس ذهنيت خود را از افكار مثبت و همراه با اميد به آينده بسازيم و هميشه در ذهن داشته باشيم كه بيشتر آدمهاي موفق دنيا از صفر شروع كردهاند و پس از تلاشي مستمر و تقويت افكار مثبت و برنامههاي مناسب به اهداف خود رسيدهاند. پس وقتي فردي چنين ميانديشد، هيچ وقت زمان براي او دير نشده است. در واقع كسي كه ارباب ذهن خودش است، هيچ وقت به كمبود منابع، محدوديتها، معلوليتها و اموري چون پيري فكر نميكند، بلكه همواره به اين ميانديشد كه از كدام راه بايد براي رسيدن به موفقيت استفاده كند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دیوار عادت را فرو بریزیدتربیت دوران کودکی تاثیری بسیار در پذیرش تغییر و یا مقاومت در برابر آن دارد. در دوران کودکی به ما می آموزند که تغییر کردن را به راحتی نپذیریم و در برابر آن مقاومت کنیم. به کودکان دبستانی آموزش می دهند که باید همیشه در جای خاصی از کلاس بنشینند و هرگز جای خود را عوض نکنند. بیشتر انسانها در مقابل تغییر، مقاومت به خرج می دهند و این مقاومت مایه ی رنج آنها می شود. برای بهتر زیستن باید تغییرات را بپذیریم. زیرا نپذیرفتن تغییرات مخالف جریان طبیعت است.اگر تغییرات جدیدی در زندگی خود شروع نکنید، فرصتهای جدیدی در زندگیتان رخ نخواهد داد. ![]() ممکن است وقتی می خواهید تغییری در زندگی خود ایجاد کنید، دچار ترس شوید. اما وقتی شجاعانه دست به تغییر می زنید متوجه می شوید که ترستان بی جا بوده است. برای رسیدن به تغییرات دلخواه، باید از پل ترس گذشت.وقتی مدام تغییرات جدیدی در زندگی خود ایجاد می کنید، تغییر کردن برای شما ساده می شود و دیگر لازم نیست انرژی زیادی را صرف تغییر دادن خود کنید. هر تغییری که در زندگی خود می دهید، به شما جرات بیشتری برای انجام تغییرات بعدی می دهد. آیا می دانید که چرا زندگی افراد موفق با زندگی سایرین متفاوت است؟ آنها تغییراتی در زندگی خود داده اند که دیگران حاضر به انجام این تغییرات نبوده اند. افراد موفق عادت های منفی خود را به عادت های مثبت تغییر داده اند. در مسیر تغییر، دیوار بلند و محکمی به نام عادت وجود دارد. برای از بین بردن دیوار عادت های بد خود باید با تغییرات کوچک مدام به این دیوار ضربه بزنید و آن را فرو بریزید، تا زندگی زیبایی را که شایسته ی آن هستید به دست آورید. به یاد داشته باشید که سدهای بزرگ را سوراخ های کوچک نابود می کنند و این تغییرات کوچک در زندگی است که شما را سرشار از انرژی می کند. برای ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی تان، از تغییرات کوچک استفاده کنید. اگر قصد دارید لاغر شوید، به یک باره غذا خوردن را ممنوع نکنید، بلکه غذای خود را به تدریج کم کنید. واقعیت این است که انسان های موفق برای تغییر کردن هرگز منتظر کسی یا چیزی نمی مانند. چرا که خداوند می فرماید: «... سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نمیکنیم مگر آن که آنها خود دست به تغییر خود بزنند...» (رعد / آیه 11) همچنین در گفتارتان تغییرات مثبتی ایجاد کنید و کلمات منفی را که روزانه به کار می برید به کلمات مثبت تغییر دهید. مثلاً به جای کلمه ی «مشکل» کلمه ی «مساله» را به کار ببرید. کلمه ی «مشکل» احساس خستگی به شخص می دهد، اما کلمه ی «مساله» روحیه ی خلاقیت و حل مساله را می طلبد. به جای کلمه ی «شکست» عبارت «نتیجه ی نامطلوب» را به کار ببرید. ![]() اگر از چیزی خوش تان نمی آید بهتر است به جای گفتن: « از این بدم می آید»، بگویید: «از این خوشم نمی آید» و اگر تاکنون مدام می گفتید: «من نمی توانم ثروتمند شوم»، از امروز بگویید: «من هر روز ثروتمند تر می شوم. من لایق به دست آوردن ثروت فراوانم.»این اولین و آخرین زندگی شماست، پس جرات به خرج دهید و برای بهتر شدن زندگی تان هر تغییر مثبتی را که لازم است انجام دهید. اکثر مردم حتی از تغییرات مثبتی که می دانند به نفع آنهاست، می ترسند. گذشته ی خود را به یاد آورید. آیا گذشته و حال شما یکی است؟ فکر نمی کنید آنقدر تغییر کرده اید که گویی کاملاً شخص جدیدی شده اید؟ آیا حاضر به بازگشت به گذشته ی خود هستید؟ اگر شهامت تغییر کردن را نداشتید، امروز زندگی تان چندان تعریفی نداشت. ![]() وقتی در روحیه ی خود تغییراتی را ایجاد می کنید، مثل این است که دوباره متولد می شوید.فراموش نکنید که تا از خود کنونی تان جدا نشوید، به خود ایده آل تان نمی رسید. سعی کنید باورها و نگرش های تان را به شکلی مثبت تغییر دهید.نگرشتان را نسبت به وقایع اطراف تان تغییر دهید. مثلاً اگر هنگام رانندگی، اتومبیل پشت سری، خطاب به شما مدام بوق می زند، لازم نیست عصبانی شده و با او لج کنید. سعی کنید بوق زدن او را طور دیگری تعبیر کنید. شاید او می خواهد به شما بگوید: «لطفاً به من اجازه بدهید رد شوم، من بسیار عجله دارم». پس با وجود این تغییر نگرش، شما دیگر دلیلی برای دعوا کردن با این شخص نمی بینید. اغلب انسان ها تا نیاز به انجام کاری نداشته باشند سراغ آن نمیروند. تا احساس نکنند که نیاز به تغییر دارند، تغییر نخواهند کرد. رنج کشیدن و لذت بردن اهرمهایی برای تغییرند. شخصی را در نظر بگیرید که بسیار چاق است و اطرافیانش به دید تمسخر به وی نگاه می کنند و گاهی به او القاب آزاردهنده ای می دهند، به طوری که این القاب وی را سخت می رنجاند. نهایتاً فرار از نگاه های تحقیرآمیز دیگران می تواند انگیز ه ای باشد برای اینکه او تصمیم به لاغر شدن بگیرد.لذت بردن نیز باعث تغییر می شود. شخص لاغری را در نظر بگیرید که کمی چاق شده است و این چاقی باعث شده است وی زیباتر به نظر برسد. حال اگر دوستان و خانواده ی وی، او را تشویق کنند که اگر کمی چاق تر شود زیباتر می شود، این تشویق باعث خواهد شد که او، نهایت تلاش خود را به خرج دهد تا خود را شبیه یک بادکنک بزرگ در آورد. برای اینکه انگیزه ی بیشتری برای تغییر داشته باشید، مدام به وضعیت بعد از تغییرتان فکر کنید. در مسیر تغییر، دیوار بلند و محکمی به نام عادت وجود دارد. برای از بین بردن دیوار عادتهای بد خود باید با تغییرات کوچک مدام به این دیوار ضربه بزنید و آن را فرو بریزید . معمولاً وقتی اشخاص دست به اشتباه می زنند و این اشتباه باعث رنج آنها می شود، انگیزه ای پیدا میکنند برای اینکه آن مورد آزاردهنده را تغییر دهند. هیچ گاه سعی نکنید که دیگران را به زور تغییر دهید. زیرا تا آنها نیاز به تغییر را در خود احساس نکنند، دست به تغییر خود نخواهند زد. مهم ترین وظیفه ی هر انسانی این است که خود را تغییر دهد، نه دیگران را. اما اغلب انسان ها سعی می کنند دیگران را تغییر دهند، نه خود را. بهتر است به جای تغییر دادن دیگران، خودمان را تغییر دهیم. آن گاه رفتار دیگران نیز با ما تغییر می کند. دیگران عمدتاً از رفتار شما درس می گیرند. آنچه را که می خواهید در دیگران تغییر دهید، در عمل خود نشان دهید. عده ای حاضر نیستند دست به تغییر خود بزنند چرا که از دیگران خجالت می کشند. این احساس خجالت اغلب ناشی از یک باور و ارزش نسبی است که جرات تغییر را از آنها می گیرد. اما نیازی به خجالت کشیدن نیست. چرا که وقتی شما تغییر را با جرات انجام می دهید، تشویق و تحسین دیگران را به خود جلب می کنید.وقتی می خواهید عادتی را در خودتان تغییر دهید، باید سخت به این تغییر عادت، تعهد داشته باشید. زیرا عادتی که ترک شود اما تعهد به ترک آن وجود نداشته باشد، قطعاً دوباره بر خواهد گشت. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | با مسمومیت ذهنی آشنا شویداعتماد به نفس رمز موفقیت افراد در بسیاری از موارد است. فردی که اعتماد به نفس کافی دارد ارتباطات خوب و موثری را برقرار می کند ، روحیه سالم تر و پشتکار بالاتری دارد ، در برخورد با موانع و مشکلات از خلاقیت بالاتری جهت مسئله گشایی کمک می گیرد. و با دیدی واقع گرایانه با استفاده از توانمندی ها ، ضعف های خود را برطرف می کند. لذا سعی داریم به راهکار هایی اشاره کنیم که در جهت تقویت اعتماد به نفس شما موثر است. ![]() 1- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم كنند. اگر از درستی كاری كه قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید كسی به اراده شما خللی وارد كند. 2- از شوخی های توهین آمیز كه باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری كنید. 3- توانایی های خود را دست كم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت اشرف مخلوقات نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتكار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد. 4- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت كنید و سعی كنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا كرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افكار منفی به ذهن تان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید. 5- نسبت به كودكان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نكنید. سعی كنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی كه خطایی انجام می دهند، با تذكرات به جا و دوستانه آنان را متنبه كنید. 6- قبل از انجام هر كاری به عواقب حاصله آن خوب فكر كنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت كنید و از انجام كارهای غیرمنطقی و غیراصولی كه می تواند به شكست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید. ![]() 7- اگر خواستار احترام دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید. 8- سعی نكنید با توسل جستن به كارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی كسب كنید. به خود گوشزد كنید موفقیتی كه در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است. 9- محیط كاری شما به مثابه یك دهكده كوچك است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری كه در مورد همكارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یك حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همكاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید. 10- با افراد حسود و بدبین مشورت نكنید. 11- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد كه باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور كنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب كنید. اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل كنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه كنید نه با دیگران. 12- همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را . بسیاری از ما حداقل یك بار هم كه شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی كنیم از این جمله، به عنوان یك تكنیك مثبت اندیشی استفاده كنیم. 13- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف كه متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حركت شما را كند كند. 14- اگر مشكلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل كنید، از افراد زبده و با تجربه كمك و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال كردن هراسی نداشته باشید. 15- هر جایی از مسیر زندگیتان كه هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید كه سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد. 16- فرزندان خود را از كودكی به مستقل بودن تشویق كنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شكوفا سازید. 17- در هر كاری تعادل را حفظ كنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر كدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شكست شما به حساب آیند. 18- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شكست خورده را به خود نگیرید. اگر می خواهید حركت نوینی را در زندگی آغاز كنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور كنید. 20- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه كنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی كنید در طی روز آنها را به انجام برسانید. 21- هر شكستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد كنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش كردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تكرار مجدد آن اشتباهات، خودداری كنید. 22- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیك و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | چکیده آرزوهای بشر![]() اعتماد به نفس واژه آشنایی است كه در بسیاری از كتب، سخنرانی ها و حتی در پند و اندرزهای حكیمانه قدما و بزرگان، از آن به عنوان یكی از مهمترین اركان موفقیت نام برده شده است، اما از خاطر نبریم كه اعتماد به نفس تنها یك واژه نیست، بلكه اهرم قدرتمندی است كه با به كارگیری آن، می توان دشوارترین كارها را سهل و آسان كرد. حال این سؤال مطرح می شود كه چگونه می توانیم این اهرم نیرومند را در اختیار خود و دیگران قرار دهیم؟ و اصولاً این عامل مهم و شالوده موفقیت چگونه تضعیف یا تقویت می شود؟ می توان از جنبه های مختلفی به تجزبه و تحلیل این موضوع پرداخت اما فصل مشترك در همه موارد این است كه عمده این نیرو توسط محیط و عوامل محیطی به ما منتقل و یا از ما گرفته می شود. شكست های پیشین، ناكامی ها، بازخوردهای منفی، عدم آگاهی اطرافیان در راهنمایی ها و اظهاراتشان، كاهلی و سستی، اراده ضعیف و در مواردی ایده آل گرایی برخی از والدین را نیز می توان به عنوان عوامل مؤثر در كاهش اعتماد به نفس و عدم موفقیت برشمرد. به عنوان مثال برخی از خانواده ها با حمایت های نابجا و غیرضروری از فرزندانشان، آنان را متكی و وابسته بار می آورند كه در این صورت فرزندانشان در صورت لزوم قادر به تصمیم گیری و اقدام مناسب نخواهند بود غافل از این كه همان گونه كه جسم ما برای حفظ سلامتی نیاز به ورزش و تمرین دارد، ذهن نیز برای رشد و تعالی و تقویت خلاقیت، نیازمند تمرین و ممارست های خاص خود است. گاهی نیز عكس العمل ها و رفتارهای نسنجیده و نابخردانه خودمان، منجر به عدم موفقیت می شود كه یكی از پیامدهای آن، كاهش اعتماد به نفس است. تاریك ترین زمان شب، نزدیك ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با كوچكترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نكنید. عامل مهم دیگری كه در این مقوله باید مورد توجه قرار گیرد، این است كه گاهی شناخت دیگران و حتی خودمان از خود واقعی مان بسیار اندك است و در شرایطی، تنبلی را از عدم اعتماد به نفس تمیز نمی دهیم و زمانی كه توسط دیگران ارزیابی می شویم، علل اصلی شكست هایمان را عدم اعتماد به نفس تلقی می كنند، در حالی كه شاید اگر همان كار با برنامه ریزی، پشتكار، دقت و حوصله انجام می پذیرفت، هرگز به شكست منجر نمی شد. حال برای جلوگیری از موارد یاد شده و دیگر موارد مشابه، می توان راه كار های مختلفی را به عنوان گام هایی مؤثر در تقویت اعتماد به نفس و كسب موفقیت در نظر داشت که ما این قدم ها را در چندین مقاله به شما ارائه می نماییم: ![]() 1- اولین گام در موفقیت خودشناسی است. ابتدا سعی كنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود كسب كنید و با توجه به این كه هیچ كس كامل نیست، اگر ایرادی یا مشكلی دارید كه خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین كمك بخواهید. 2- تاریك ترین زمان شب، نزدیك ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با كوچكترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نكنید. 3-بدون توجه به نتیجه كار، تمامی نیروی خود را به كار گیرید تا مسئولیتی كه به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان كاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد. 4- همیشه هدف مند باشید. اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی كنید. یعنی برای خود اهداف كوتاه مدت انتخاب كنید و مطمئن باشید حتی اگر یك گام كوچك، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان كوتاه تر خواهد كرد. 5- در لحظات سختی كه احساس تنهایی و ناامیدی می كنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در كنار شماست. به خدا توكل كنید، محكم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شكر گزار باشید پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | غروب آفتاب دیدنی استهمه شما در مطالب فراوانی همواره می خوانید که سیر کردن در گذشته و نگرانی های آینده زندگی را از کف انسان خارج می کند و باعث می شود که اکنون را هم از دست بدهد . چنین افرادی معمولا برای همیشه احساس زیان ، پشیمانی و گناه را به همراه دارند و هیچ گاه از آنچه دارند لذت کافی نمی برند. بنابراین به جاست که زمان زیادی را برای آموختن چگونه در حال زندگی کردن صرف کنید تا مهارت کافی داشته باشید. بروید مسافرت: حتما دلتان میخواهد به مسافرت بروید، هنگام تعطیلات یا وقتی که بزرگتر شدید، خوب منتظر چه هستید؟ راهی برای سفر کردن پیدا کنید. اگر این ماه نمیتوانید زمانی به همین زودی را پیدا کنید. ممکن است لازم باشد برای سفر کردن دیگر بیرون غذا نخورید و یا هزینه های دیگری را به حد اقل برسانید. اما در رسیدگی به این علاقه کوتاهی نکنید. ![]() ورزش کنید: برای قدم زدن بیرون بروید. بهتر است بدوید، یا شنا، دوچرخهسواری و یا قایقرانی کنید یا به پیادهروی بروید. هر کاری انجام دهید تا فعال شوید، با این روش زندگیتان زندهتر خواهد شد.مثبت باشید: اول یاد بگیرید که افکار منفیتان را تشخیص دهید. شکهای درونیتان، انتقادهای دیگران و مقایسهها، عواملی هستند که باعث میشوند شما نتوانید کارهایی را انجام دهید، پس وقتی این افکار به سراغتان آمدند، کارتان را متوقف کنید و آنها را با افکار مثبت عوض کنید. مطمئن باشید برای جایگزینی کم نمی آورید. با ترسهایتان رو به رو شوید: از چه چیزی بیشتر از همه میترسید؟ چه چیزی شما را به عقب میکشاند؟ هرچه که هست آن را بیابید و با آن رو به رو شوید. کاری را که بیشتر از همه از انجامش میترسید، انجام دهید. از بلندی میترسید؟ به بلندترین ساختمان بروید و از بالای آن پایین را نگاه کنید، فقط با روبهرو شدن با ترسهایمان میتوانیم از آنها خلاصی یابیم. آرام حرکت کنید: این روزها سرعت زندگی به شدت افزایش یافته است که این به سلامت ضرر میرساند و مانع درست زندگی کردن میشود. تمرین کنید کارهایتان را به آرامی انجام دهید. از خوردن گرفته تا راه رفتن تا زندگی کردن تا کار کردن تا خواندن. از کاری که انجام میدهید، لذت ببرید. یاد بگیرید و با سرعت حلزون حرکت کنید. ان وقت آرامش را حس خواهید کرد. در تماس باشید: بیرون از خانهتان بروید. با همسایهتان معاشرت کنید و کسانی را پیدا کنید که در شرایط بدی زندگی میکنند. با آنها ملاقات کنید. با آنها صحبت کنید. آنها را بفهمید. بین آنها زندگی کنید ویکی از آنها بشوید. زندگی مادی گرایانهتان را ترک کنید. دلسوزی کردن را یاد بگیرید. یاد بگیرید اشخاصی که مورد آزار دیگران قرار گرفتهاند را تسکین دهید. زندگی فقط لذات و تفریحات نیست. درد و رنج قسمت جدانشدنی زندگی است. باید یاد بگیریم درد و رنج را تماما احساس کنیم و واقعا اندوهگین شویم. وقتی آن را حس کردید، حرکت کنید و لذت را پیدا کنید. با بچهها بازی کنید: بچهها بیشتر از هر کس دیگری میدانند که چگونه زندگی کنند. آنها همه چیز را در لحظه و به طور کامل تجربه میکنند. با آنها بازی کنید و یاد بگیرید که مثل آنها کاملا راضی باشید. همچنین با افراد مسن صحبت کنید. افرادی خردمندتر، با تجربهتر و پختهتر از کسانی که در طول زندگانی زندگی کردهاند وجود ندارد. راهکارهایی برای خلاص شدن از مشکلات برای شما دارند. برای شما از پشیمانیهایشان میگویند، پس شما میتوانید از آنها یاد بگیرید و اشتباهات آنها را تکرار نکنید. آنها خرد جامعه ما هستند. از وجود آنها تا زمانی که با ما هستند سود ببریم.
مهارتهای جدید کسب کنید: همواره سطح خودتان را ارتقا ببخشید، به جای اینکه در سطح خود بمانید. نه به این دلیل که کامل نیستید بلکه به این دلیل که پیشرفت کردن ارضاکننده و باعث رضایتمندی است. شما باید خودتان را آنگونه که هستید بپذیرید و خودتان را دوست داشته باشید ولی همواره باید تلاش کنید تا پیشرفت کنید و به این دلیل که پیشرفت کردن خود زندگی است. ![]() به خدا اعتقاد داشته باشید: دلها با یاد خدا آرام میگیرد. ایمان و اطمینان به قدرت معنوی نامتناهی کمکمان میکند آرامتر و آسودهتر زندگی کنیم و قدر موهبت زندگی را بیش از پیش بدانیم.
غروب آفتاب را از دست ندهید: غروب آفتاب یکی از زیباترین لحظات یک روز است. محلی خوب را برای دیدن غروب آفتاب پیدا کنید و آن را به یک آیین روزانه مبدل کنید.
روزمره نباشید: آیا کارهای روزانهتان را هر روز به روش همیشگی انجام میدهید؟ تغییرش بدهید. سعی کنید کارهای جدیدی انجام دهید. راه جدیدی را برای رفتن به سرکارتان پیدا کنید. روزتان را متفاوت شروع کنید.
بخندید هنگامی که گریه میکنید: خندیدن یکی از بهترین راههای زندگی کردن است. جوک بگویید و بیدلیل بخندید. کمدیهای فوقالعاده را ببینید. یاد بگیرید که به هر چیزی بخندید. نقشهای خندهدار در زندگیتان بازی کنید. شما عاشقاش خواهید شد. کنترل کردن را رها کنید: کنترل کردن دیگران عادتی بد است که فقط باعث استرس و از بین رفتن شادمانی خود و دیگرانی که کنترلشان میکنید، میشود. اجازه دهید هر کس برای خودش زندگی کند و شما هم برای خودتان.
گریه کنید: گریه کردن رهاییبخش است. با فیلمهای غمگین گریه کنید. در مراسم تدفین گریه کنید. وقتی آسیبدیدهاید گریه کنید .گریه باعث میشود احساساتمان رها شده و درونمان پاک شود.
در لحظه باشید: به جای اینکه به چیزهایی فکر کنید که باید انجام دهید یا چیزهایی که برای شما اتفاق افتاده است، یا نگرانیهایتان یا برنامههایتان، به این فکر کنید که هم اکنون چه کاری دارید انجام میدهید؟ چه چیزهایی در اطراف شما وجود دارند؟ چه بوها و صداهایی و احساساتی را دارید تجربه میکنید؟ یاد بگیرید که هر چه قدر که ممکن است به این موارد فکر کنید و همچنین تمرین کنید که روی حال و هر کاری که در حال انجام دادن آن هستید، تمرکز کنید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | آب تنی در حوضچه اکنونتوصیه به آنهایی که میخواهند زندهتر زندگی کنندزندگی کردن در لحظه و دم را غنیمت دانستن، آرزوی خیلیهاست. به قول سهراب سپهری: «زندگی، آبتنی کردن در حوضچه اکنون است.» اگر این آرزو، آرزوی شما هم هست و دلتان میخواهد در «اکنون» زندگی کنید (نه در غم گذشته و فکر آینده)، این نوشته میتواند کمکتان کند. عاشق بشوید: شاید این عامل، مهمترین عامل باشد. عاشق شوید؛ البته اگر نیستید. اگر عاشق بودهاید با تمام وجود عاشق بشوید. بیخیال احتیاط شوید. بگذارید قلبتان بشکند. عاشق اعضای خانوادهتان و دوستان باشید. لازم نیست عشقتان رمانتیک باشد. حتی میتوانید عاشق بشریت باشید. ولی عاشق باشید.
![]() از غذا خوردن لذت ببرید: فقط غذا نخورید؛ از آن لذت هم ببرید. بافت و مزه غذایتان را احساس کنید. هر ذرهاش را بچشید. اگر خودتان را به لذت بردن از طعم خاصی محدود کردهاید چشیدن غذایتان به شما یاد میدهد از طعمهای مختلف لذت ببرید و هنگامی که چیزی میخورید سعی کنید واقعا آن را بچشید و به آرامی بخورید. یعنی آنکه عادت های همیشگی را در غذا خوردن حتی گاهی هم شده کنار بگذارید و بعضی اوقات به چیز هایی توجه کنید که نمی کردید.
زود بیدار شوید: زود از خواب بیدار شوید و به استقبال روز بروید. طلوع خورشید را نظارهگر باشید. به خودتان بگویید این روز را از دست نخواهید داد، روزی را که یک هدیه خداوند به شماست. لحظه لحظه روزتان را زندگی کنید.
ریسک کنید: ما اغلب اوقات در زندگیمان محتاطانه عمل میکنیم و نگران هستیم که چه اشتباهی ممکن است رخ دهد. جسور باشید و ریسک کنید.چه چیزی برای از دست دادن دارید؟
دنبال هیجان باشید: سعی کنید چیزهایی بیابید که به زندگیتان هیجان ببخشد و بعد از انجام یک کار هیجانانگیز دنبال هیجان دیگری باشید. البته بین ماجراجوییهایتان زمانهایی را به آرامش اختصاص دهید. مثلا یک اتفاق را که همیشه آن را به تعویق می اندازید بطلبید و تمام سعی خود را در بهتر انجام دادن آن بکنید و سپس به خود آفرین بگویید.
![]()
بروید بیرون: خودتان را در خانه حبس نکنید. وقتی هوا بارانی است زیر باران قدم بزنید. در دریاچه یخزده شنا کنید. زیر نور خورشید دراز بکشید. روی چمن بازی کنید و با پای برهنه در چمن قدم بزنید تا به طبیعت نزدیکتر شوید. و خلاصه هر کاری که بتواند عادت باز داری های شما را بشکند و کودک درونتان را نوازش کند.
دلبستگیهایتان را پیدا کنید: زندگیتان را با علایقتان بسازید. اول درباره کاری که واقعا به آن عشق میورزید، فکر کنید. سپس سعی کنید بفهمید چگونه میتوانید با انجام آن کار ، زندگیتان را بسازید .ممکن است مشکل باشد ولی شما هم فقط یک بار زندگی میکنید.
از سلولتان بیرون بیایید: آیا همه روز را پشت کامپیوتر و در حال کار و یا چت در اینترنت میگذرانید؟ روزتان را اینگونه هدر ندهید. خودتان را از محیط سلولتان آزاد کنید و کارهایتان را با یک لپتاپ در یک فضای سبز یا محیطی با حداکثر امکان تنفس و هوای آزاد انجام دهید. ممکن است برای شکست سلولتان احتیاج داشته باشید کارتان را تغییر دهید یا رویه ای جدید پیدا کنید، ارزشش را دارد. امام جعفر صادق (ع) : بر دنیا شكیبا باشید كه آن ساعتی است ، زیرا آنچه كه از دنیا گذشته ( اكنون ) نه دردی از آن احساس می كنی و نه شادی و آنچه نیامده ندانی كه چیست ؟ همانا دنیای تو آن ساعتی است كه در آنی . پس در آن یك ساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانی خداوند شكیبا باش ( و خود را نگاهدار ) . تلویزیون را خاموش کنید: چند ساعتمان را جلوی این جعبه سرگرمی از دست میدهیم. چند ساعت برای زندگی کردن فرصت داریم؟ زمان استفاده از تلویزیون را کاهش دهید و یک فعالیت با نشاط تر را امتحان کنید. مثلا یک موضوع را برای صحبت کردن با خانواده در نظر بگیرید. زمان می گذرد چه بهتر که با لذت بیشتری باشد.
پی نوشت : اصبروا علی الدنیا فإنما هی ساعة فما مضی منه فلا تجد له ألما و لا سرورا و ما لم یجی ء فلا تدری ما هو و إنما هی ساعتك التی أنت فیها فاصبر فیها علی طاعة الله و اصبر فیها عن معصیة الله . اصول كافی ، ج 4 . پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | عشقی برای همیشه![]() هیچ وقت دقت كردهاید وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران بهتر از همیشه به نظر میرسند؟ آیا این تغییر در مورد دیگران جالب توجه و حتی عجیب نیست؟ جهان بازتابی از خود ماست. وقتی از خود بیزاریم، از همه بیزاریم و وقتی به همین كه هستیم عشق میورزیم، تمام جهان به نظر فوقالعاده و دوستداشتنی میآید. پذیرفتن خود یا قبول خویشتن یكی از راههایی است كه انسان را در مسیر شاد زیستن و بهتر زیستن قرار میدهد. چگونه خود را بپذیریم؟ از اشتباهات خود بیاموزید اشتباهها ابزار یادگیریاند. هر بار كه ندانمكاری میكنید، فرصتی ویژه برای رفع عیب، رشد و یادگیری به دست میآورید. بنابراین لازمه رشد و پیشرفت می تواند چالش های موجود باشد. هیچكس كامل نیست هر بخش از شخصیت شما مهم است و این شامل قسمتهای بد شما هم میشود. اگر تصمیم بگیرید روی خود كار كنید و سعی كنید خود را كامل كنید، این تصمیم خودتان است، اما این را نه برای خشنود ساختن دیگران از خود، بلكه به خاطر اینكه فرصت بیشتری برای آسودگی و آرامش داشته باشید انجام دهید.
برای شادبودن باید بر افكار شاد تمركز كنیم، اما ما غالباً بر عكس عمل میكنیم. اغلب تعریفها و تمجیدها را ناشنیده میگیریم، اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه میداریم. از شكست نهراسید شما با ترس از ارتكاب خطا یا شكست باعث انجام ندادن كارها میشوید. اگر خطر شكست و ارتكاب خطا را قبول كنید، موفقیت بیشتری خواهید داشت. چون هراسی ندارید، دیگر اهمیتی ندارد اگر شكست بخورید. حتی میتوانید آن را امری مثبت تلقی كنید، چون میتواند فرصتی برای یادگیری و رشد و شكوفایی باشد. به جمله "شکست پلی برای پیروزی است" یک بار دیگر با دقت فکر کنید. خود را بپذیرید پذیرفتن خود باعث دوست داشتن خود میشود. معنی خود دوستداری سالم این است كه ما اصراری برای توجیه خود و دیگران نداشته باشیم كه چرا تعطیلات میرویم یا چرا تا ظهر میخوابیم. ما باید بتوانیم با هر كاری كه به كیفیت و شادی زندگیمان میافزاید احساس راحتی كنیم. البته خود نظم بخشی لازم و ضروری است اما هدف از این نظم درونی هم باید به علت پاس داشتن خود و ارزش گذاری شخصی باشد. ![]() در حال زندگی كنید راه دیگر برای شاد زیستن كه در احادیث دینی ما نیز روی آن تأكید شده، زیستن در زمان حال است. صرفنظر از آنچه دیروز رخ داده و آنچه فردا ممكن است اتفاق بیفتد، حال جایی است كه شما در آن ایستادهاید. از این دیدگاه، كلید شادی و خرسندی متمركز ساختن ذهن بر لحظه حال است. آیا تا به حال به كودكان نگاه كردهاید كه چقدر شادند؟ به نظر شما، دلیل آن چه میتواند باشد؟ آنها تماماً خود را در لحظه حال غرق میكنند و درگیر فعالیت كنونی خود میشوند؛ این فعالیت میتواند تماشای یك سوسك، نقاشی كشیدن، ساختن یك قصر و یا هر چیز دیگر باشد. هر گاه در حال زندگی كنیم، ترس را از ذهن خود میرانیم. اساساً ترس مقولهای است مربوط به حوادثی كه ممكن است در آینده اتفاق بیفتد. این ترس میتواند چنان فلجكننده شود كه انجام دادن هر عمل سازندهای را برای فرد ناممكن كند. با این همه، اگر به لحظه حال نظر داشته باشیم، كه تمام دارایی ماست، هیچ مشكل بزرگی اصولاً وجود نخواهد داشت.
شاد بودن همیشه آسان نیست. شاید بتوان گفت شاد بودن میتواند یكی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه میتواند تمام پافشاریها، انضباط فردی و تصمیماتی را كه برای خود فراهم آوردهایم مخدوش كند. اما چون انسان افكار خود را برمیگزیند، الزاماً تعیینكننده میزان شادیهای خود نیز هست. برای شادبودن باید بر افكار شاد تمركز كنیم، اما ما غالباً بر عكس عمل میكنیم. اغلب تعریفها و تمجیدها را ناشنیده میگیریم، اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه میداریم. شاد زیستن یك تصمیم است. خیلیها چنان زندگی میكنند كه گویی نباید اشتباه كنند، نباید خطر كنند و نبایدهای فراوان دیگر، در حالی كه زندگی كردن با خطاها و اشتباهات است كه شیرین میشود. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| برو به صفحه >> | |

























