آنلاین
بیشترین افراد آنلاین همزمان 5
(اعضا: 0, مهمان: 5) در تاریخ چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 00:24:11
اعضا: 40
جدیدترین عضو: ali2006gs
انجمن ها
| پورتال دانشگاه پيام نور شهرستان اسكو :: انجمن ها :: گوناگون :: اطلاعات عمومی |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| عشاق موفق | ||
| برو به صفحه << | |
|
مدیران: webmaster, haeri, A.K.Oskuie, اسکویی, friga, Alimardani
|
| نویسنده | ارسال | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | خط قرمز های رابطه زناشوییلابد شنیدهاید كه فلانی آدم آویزانی است؛ یعنی همیشه محتاج توجه، بخشش، محبت یا حتی پول و امكانات دیگران است. خدا نكند همسر كسی چنین خلق و خویی داشته باشد چون كار از عشق و عاشقی میكشد به كینه و نفرت. برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع را شکلی از غرور تعبیر میکنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزتنفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط زناشویی میشود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها، برنامهها و خواستههای فردیاش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمیتواند یا نمیخواهد حقی هم برای همسرش قائل شود.یکی از مواردی که عدم مناعت طبع باعث تخریب رابطه همسران می شود حساب و کتاب بیش از حد در مسائل مالی است. آنها فکر می کنند اگر درآمد های خود را مستقلا خرج کنند و یا پس انداز نمایید به سلامت رابطه خود کمک کرده اند در صورتی که بالعکس زندگی مشترک یعنی اشتراک در کلیه داشته ها و امکانات. با بررسی این موضوع لازم است تا نشانه های همسران با عزت نفس را بیان کنیم و راهکارهایی را برای آن ارائه دهیم.همانطور که هر بیماری علائمی دارد، بیماری كمبود عزتنفس هم نشانههایی دارد. ![]() خواهشهای مكرر! هرچند بعد از شروع زندگی مشترک یا حتی در دوران آشنایی و عشق و علاقه، انتظاراتی در طرفین ایجاد میشود (مثل خرید هدیه، بودن در کنار هم، پاسخگفتن به نیازهای عاطفی و...) اما خواستن و بهزبانآوردن این خواستهها به شكل مكرر و با اصرار، نشاندهنده کمبود یا نبود مناعت طبع است.همیشه همینجا باش! جای شکی نیست که عشق و علاقه ما بههم، احساس نیاز به بودن در کنار یكدیگر را ایجاد و تقویت میکند اما گاهی این علاقه به حسی بیمارگونه تبدیل میشود که آزادی طرف مقابل را از او میگیرد. شك میكنم پس هستم! وقتی عزت نفسمان را از دست میدهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک میکنیم. برای برطرفکردن این شک و تردید هم مدام او را سؤالپیچ میکنیم.
كی گفته تو مهمی؟ بیتوجهی به تواناییها، تشویق و تعریفنکردن از طرف مقابل، بیتوجهی به خواستههای او به عمد، نشاندهنده مناعت طبع پایین ماست چون دوست نداریم یا نمیخواهیم تواناییهای همسرمان را ببینیم و جدی بگیریم. ایستادن روی خط مرز؛ روانشناسان عقیده دارند بسیاری از اختلافات زناشویی، ناشی از بیتوجهی به حریم شخصی طرف مقابل است. این حریم باید محترم شمرده شود. زن یا شوهری که مناعت طبع ندارد، با حضور دائمیاش- چه بهصورت فیزیکی و چه با تلفنکردنهای مکرر یا هر شیوه دیگر- آرامش طرف مقابل را به هم میزند. حساب واقعا حسابه؟ وقتی مناعت طبع از وجودمان پر میکشد، جیبهایمان از هم جدا میشود و تو و منی وارد زندگی میشود. وقتی عزت نفسمان را از دست میدهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک میکنیم. دو دوتا گاهی 5 تا گاهی كمتر! اگر در مقابل هر کار یا محبتی که برای طرف مقابل انجام میدهیم، انتظار تلافی داشته باشیم و حسابگری کنیم، مطمئن باشیم، مناعت طبعمان را فراموش کردهایم. محبت به دیگران را با نیاز درونی و رضایت شخصی ناشی از علاقه به همسر تنظیم کنیم.
نسخه های درمانی! درست است كه از قدیم گفتهاند درخت تلخ بر شیرین نیارد! اما شاید با پیشرفت علم، این روزها بتوانیم جوری خودمان را تغییر بدهیم؛ مثلا با عملكردن به این نسخه: چوبخط را دور بینداز! برای نشاندادن محبتمان به طرف مقابل، چوبخط نگذاریم اما به پای او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیهای میخریم، انتظار تلافی با خرید هدیهای به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم اما اگر با بیتوجهی او روبهرو شدیم، شیوه نشاندادن علاقهمان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بیتوجهی همسرمان- میشویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس میکنیم خوار و ذلیل شدهایم.
![]() اینجا اتاق من است؛ اول در بزن. همانطور که دوست داریم خلوت و آرامشمان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ از نشانههای عزت نفس، محترمشمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترامگذاشتن به خواسته اوست. نقزدن، قهرکردن، بیتوجهی، تلافیکردن به هر شکل ممکن، کجخلقی و لجبازی و... همگی از نشانههای نداشتن مناعت طبع است.
اگر زمانی که همسرمان برنامهای دارد و نمیتواند در کنار ما باشد، ما هم برای آن ساعات برنامهریزی کنیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد. انجام کارهای شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعتهایی از روز، الزاما به معنی بیتوجهی همسرمان به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود.
چرا عاقل كند كاری...؟ به عقیده روانشناسان هرچهقدر عزت نفسما پایینتر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارمان میدهد، واکنشهای تندتر و غیرمنطقیتری نشان میدهیم. در واقع مناعت طبع، بلندنظری به فرد میدهد که مانع از بروز واکنشهای نامناسب در مقابل ناملایمات میشود. به جای جر و بحث میتوانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباهاش کنیم.
من گدا نیستم: خیلی از ما متر و معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخگفتن او به نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقیمان میدانیم. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است بلکه در طرف مقابل احساس اسارت و انزجار ایجاد کرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی که بهدنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است؛ بنابراین اجازه بدهیم هرکس محبتش را آنطور که بلد است، به ما نشان بدهد . کسی که تلاش میکند بیاموزد تا علاقهاش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیکترشدن به هم. ماشینحساب را خاموشكن: اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند،و به ویژه اگر زن هم شاغل باشدبه جای جدا کردن حساب زندگیشان از هم، حسابشان را مشترک میکنند اما آقایان محترم یادشان باشد، بهتر است برای همسرشان حق داشتن حسابی جدا را درنظر بگیرند و او را مجبور به خرجکردن درآمدش در منزل نکنند. با این کار، مطمئن باشید همسرتان با کمال میل کمبودهای زندگی را با درآمدش جبران خواهد کرد.
منم همینطور! یکی از شیرینیهای زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقهمندشدن به آنها به صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشاندادن علاقهمان به طرف مقابل، احترامگذاشتن به عقیده او، توجه به خواستههای او و در یک کلام احترام به همسر. با این کار به شکوفایی هر چه بیشتر او کمک میکنیم.
من هم بلدم! طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که بهخاطر عشق و علاقه به طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بیتوجهی- آن هم بیتوجهی عمدی به خواستههای طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست .
همهپرسی خانوادگی! خودرأیی، تصمیمگیری بدون مشورت، تکروی و... نه تنها نشانه مناعت طبع و اعتماد به نفس بالا نیست بلکه بهعکس، نشاندهنده کمبود این ویژگیهای رفتاری است. از طرفی نشان میدهد با تنگنظری میخواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم. و در نهایت اینکه عزتنفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان میشود چون به پای طرف مقابل نمیافتیم و با رفتار عاقلانه و منطقیمان خوار و ذلیل نمیشویم؛ در ثانی این مناعتطبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانهای را بین ما بهوجود خواهد آورد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دور ریختنی های بعد از ازدواج!؟![]() کلیشه ها و باورهای غلط را فراموش کنید
ازدواج یکى از قدیمى ترین پیوندهاى انسانى است که ارضاکننده و رشددهنده شخصیت آدمى به شمار مى آید و اکثر قریب به اتفاق افراد حداقل یکبار در زندگى خود، دست به این تجربه و انتخاب مى زنند. افزایش روزافزون اختلافات زناشویى و خطر بروز جدایى و اثر منفى آن بر سلامت روانى زوجین و فرزندان، موجب شده است تا مشاوران و آنانکه با خانواده و زوجین سروکار دارند. راهکارهایى ارائه دهند تا تلاش خود را در جهت تحکیم این پیوند مقدس به کار ببندند. زندگى مشترک با این باور زوجین که تنها مرگ مى تواند ما را از هم جدا کند، شروع مى شود. در آغاز زندگى مشترک، زوجین نسبت به این باور اعتقاد کامل دارند اما واقعیت چیز دیگریست زندگى مشترک در ادامه تحت تأثیر عوامل متعددى قرار مى گیرد که پاره اى از آنها ممکن است زندگى را به طرف اختلاف و درگیرى، جدایى روانى یا طلاق خاموش و حتى طلاق رسمى سوق دهد و این عوامل، ازدواج را که مى توانست عرصه کمال آنها باشد به عرصه پیکار مبدل مى کند. طبق نظریات شناختى - رفتارى که رویکرد افراد شاخص بسیارى در علم روانشناسى است، باورهاى غلط در ذهن هر یک از زوجین شناخت دقیق از طرف مقابل را با مشکل مواجه مى کند و این مسئله به هنگام رفتار و یا ایجاد ارتباط کلامى، زوجین را در رسیدن به تفاهم با موانعى روبه رو مى کند مکاتب مختلفى در روانشناسى تئورى ها و نظریات خود را در جهت تبیین مشکلات زناشویى مطرح کرده اند، که از جمله آنها مى توان به نظریات شناختى - رفتارى اشاره کرد. براساس این نظریه باورها، افکار و طرحواره هاى ذهنى ما در بروز این اختلافات نقش بسزایى دارند. چرا که باورها، شناخت ها و اسطوره هاى موجود در ذهن ما در نحوه ارتباطات مان تأثیرگذار است، در این نظریه مشکلات رفتارى و تعارضات بین فردى از جمله اختلافات زناشویى براساس باورهاى غیرمنطقى هریک از زوجین یا هر دوى آنها تحلیل مى شود. «باورها» گویاى نگاه ما به هستى و چیزهایى هستند که با آنها موافقیم. ![]() ما براساس باورهایمان رفتار و عمل مى کنیم. باورهاى مذهبى، سیاسى و اجتماعى ما را به رفتارهاى خاص یا کاربرد گونه اى خاص از زبان هدایت مى کند. طبق نظریات شناختى - رفتارى که رویکرد افراد شاخص بسیارى در علم روانشناسى است، باورهاى غلط در ذهن هر یک از زوجین شناخت دقیق از طرف مقابل را با مشکل مواجه مى کند و این مسئله به هنگام رفتار و یا ایجاد ارتباط کلامى، زوجین را در رسیدن به تفاهم با موانعى روبه رو مى کند. این باورهاى غلط و گاها کلیشه هاى پیش ساخته از جنس مخالف و یا پیشداورى هایى که نسبت به شخصیت همسر خود داریم یکى از موانع روانى ایجاد ارتباط صحیح میان زوجین است. اینکه ما چه تلقى اى از دیگران داشته باشیم تعیین مى کند که چگونه به آنها نزدیک شویم و چگونه با آنها ارتباط برقرار کنیم. باورهاى غلط و پیش داورى باعث مى شود که احساسات بر نحوه واکنش ما نسبت به آنها تأثیر بگذارد و احتمالاً باعث شود که حرف هاى آنها را سوء تعبیر کنیم و این خود مانع یک ارتباط کارآمد مى شود. تحقیقات مختلف نشان مى دهد که یکى از مهم ترین عوامل مشکل ساز در زندگى مشترک، اختلال در ارتباط یا به عبارتى اختلال در فرآیند تفهیم و تفاهم است. به عنوان مثال در گزارشى که توسط آژانس مشاوره و خانواده تهیه شده است نشان مى دهد که مشکل اساسى 87 درصد از زوج هاى شرکت کننده در پژوهش، مشکل ارتباطى بوده است. در تحقیق دیگرى تأثیر نگرش ها و تفاسیر زوجین از رفتارهاى یکدیگر بر سازگارى زناشویى آنها بررسى و رابطه مثبتى میان این دو متغیر دیده شد. همچنین دیده شده که نگرش هاى مثبت در رفتارهاى هر یک از زوجین امید به داشتن روابط زناشویى خوشایند را بیشتر مى کند. محققان بیان مى دارند که پیش فرض هاى زوجین در زمینه ماهیت زن و مرد و توانایى افراد براى تغییر دادن عملکرد زناشویى آنها نیز در این زمینه مؤثر است. ![]() نباید از نظر دور داشت که تجربه زن و شوهر از روابط والدین خود و برداشت هایى که آنها از زندگى خانوادگى خود داشته اند، در ایجاد باورها، اسطوره هاى ذهنى و کلیشه هاى غلط و در نهایت سازگارى زناشویى آنها تأثیرگذار است. تحقیقات نشان داده است که تأثیراتى که زن از ادراکات و تجربیات خانواده اش مى گیرد برجسته تر و بیشتر از مرد است؛ این به آن معناست که دخالت الگوهاى قبلى در سازگارى زناشویى از ناحیه زن قویتر است. در واقع الگوهاى ارتباطى سازگارى و تعاملى، از نسلى به نسل دیگر قابل انتقال هستند و این انتقال در رشد اجتماعى و هیجانى کودکان قابل نفوذ است. پیروان رویکرد شناختى رفتارى کارکردن بر روى باورهاى غیرمنطقى و تغییر دادن آنها را بهترین راه مقابله با تعارضات زناشویى عنوان کرده اند. راههاى زیادى براى بى اثر کردن کلیشه ها و باورهاى غلط وجود دارد. یکى از ابتدایى ترین قدم ها براى تغییر باورهاى غلط این است که زوجین نسبت به تفاوت هاى زن و مرد آگاه شوند. اگر زن و شوهرها بدانند که میان این دو جنس، تفاوت هاى جدى و عمیقى در ادراک، احساس، اندیشه، واکنش و حتى ابراز عشق وجود دارد، دیوارهاى رنجش و سوءظن فرو مى ریزد و بسیارى از این سوءتفاهم ها و توقعات بیجا تخفیف مى یابد. البته بعد از آگاهى از این تفاوت ها تلاش براى تغییر طرف مقابل که نشأت گرفته از ذات جنسى اوست بى فایده بوده و پذیرش تفاوت ها و احترام به آنها بهترین راهکار پیش روست. زندگى اى که در آن طرفین از هر فرصتى بخواهند براى تغییر دادن طرف مقابل خود استفاده کنند، بى شک زندگى را به عرصه اى براى بحث و مشاجرات پایان ناپذیر و بى نتیجه تبدیل مى کنند. عشق مانند هنرهاى رزمى نیست که استادان واقعى داشته باشد، همه افراد در بازى عشق، نوزادان تازه متولدشده هستند، درست مثل هر چیز دیگرى، در این مورد هم کسب مهارت مستلزم زمان و تمرین است. کسب مهارت هاى ارتباطى یکى دیگر از راههایى است که مبارزه با افکار و ایده هاى منفى را تسریع مى بخشد. «شنیدن» یعنی خوب شنیدن و گوش دادن همدلانه و «گفتن» یعنی یادگیرى چگونگى ابراز احساسات و خودافشاگرى سازنده . ![]() بسیارى از زوجین باید نگاه و دیدگاه خود را نسبت به مهارت هاى ارتباطى تصحیح کنند. بسیارى از آنان این مهارت ها را به «گفتن» و «شنیدن» تمنیات درونى محدود مى دانند. باید دانست که «شنیدن» باید به خوب شنیدن و گوش دادن همدلانه و «گفتن» به یادگیرى چگونگى ابراز احساسات و خودافشاگرى سازنده تغییر یابد. زوجى که مهارت هاى ارتباطى را کسب کرده است اگر در کارى همسرش را مقصر بداند نباید شخصیت و تمام وجود او را زیر سؤال ببرد بلکه اشاره به نادرستى «رفتار خاص» کفایت مى کند. چنین زوجى هیچ گاه جملاتى مثل «همیشه همین طور هستى»، «همه کارهایت اینطور است» یا «هیچ کارى بلد نیستى» را به کار نمى برد، بلکه به جاى این جملات که تخریب کننده و بازدارنده ارتباط صحیح است مى گوید: «به نظر من درست نبود که در حضور جمع با پسرمان با خشونت صحبت کنى». همان طور که مى بینید در این جمله شخصیت طرف مقابل به چالش کشیده نمى شود و تنها رفتار و گفتار خشونت آمیز اوست که مورد انتقاد قرار مى گیرد. همسرانى که مهارت هاى ارتباطى را بلد باشند، هرگز با طعنه، زخم زبان، کنایه و پایین آوردن حرمت یکدیگر به ابراز احساسات ناخوشایند نمى پردازند. نباید تصور کنیم که یک زندگى ایده آل بدون هر گونه اختلاف نظر است. واقعیت این است که اختلاف نظر و تفاوت عقیده همیشه وجود خواهد داشت، نکته اى که مهم است نحوه برخورد و حل اختلاف است. زوجین نیاز دارند که با مطالعه تفاوت هاى زن و مرد و کسب مهارت هاى ارتباطى به تدریج به باورهاى منفى و کلیشه هاى غلط و ویرانگر را به افکار مثبت مبدل کنند. همیشه گفته مى شود که تنها چیز ثابت در زندکى «تغییر» است. باید با تمرین و ممارست تغییر را ایجاد کرد. نباید از روند کند «تغییر» خسته شویم. بدانیم که ارتباطات رشدیافته نیازمند این تغییر و تغییر زمان بر است و آنچه به زندگى ما هدیه مى کند بسیار لذتبخش خواهد بود. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | اين يک راز زنانه است!چگونه شوهر خود را به انجام کارهاي منزل علاقمند کنيم؟![]() آيا تاکنون از شوهر خود خواسته ايد که در کارهاي منزل به شما کمک کند؟ آيا سالهاست منتظر شنيدن چنين جمله اي از طرف شوهرتان هستيد که به شما پيشنهاد کمک در کار خانه را بکند؟ اين مقاله به شما کمک خواهد کرد تا به اين آرزوي خود برسيد: پيش داوري نکنيدتمام خانم هاي متاهل مي دانند که مردان تفاوت قابل توجهي با زنان دارند. براي ايجاد انگيزه در شوهرتان از اين اصل مهم غافل نشويد که بايد تمام پيش فرضهاي خود درباره اين که مردان بايد چه چيزهايي را بدانند يا توانايي انجام چه کارهايي را بايد داشته باشند، دور بريزيد. شوهرتان را آنگونه که هست بپذيريد. مطمئن باشيد که اگر او را همان طور که هست و بدون اعمال هر گونه قيد و شرطي بپذيريد به بهترين شکل ممکن او را براي خود تشويق و تهييج کرده ايد. براي ايجاد انگيزه در شوهرتان از اين اصل مهم غافل نشويد که بايد تمام پيش فرضهاي خود درباره اين که مردان بايد چه چيزهايي را بدانند يا توانايي انجام چه کارهايي را بايد داشته باشند، دور بريزيد همسرتان را همان گونه که هست دوست بداريد همان طور که خانم ها علاقه دارند مورد توجه و علاقه شوهرشان باشند، مردان نيز به احترام همسرشان نيازمند هستند. همچنين همان طور که زنان انتظار دارند عشق و علاقه شوهرشان به آنها بدون هيچ قيد و شرطي باشد(صرف نظر از اينکه خانه داري يا آشپزي شان خوب باشد يا نه و يا صرفنظر از اينکه نسبت به زمان ازدواج شان تغييرات ظاهري زيادي کرده باشند)، مردان نيز خواهان احترام بي قيد و شرط همسرشان هستند(صرفنظر از اينکه درآمد شوهرشان چقدر است و ..) به شوهرتان اجازه اشتباه کردن بدهيدشايد سخت ترين مرحله کار همين باشد. سريع ترين روش براي از بين بردن علاقه و اعتماد به نفس مردان، انتقاد کردن از تلاش و کوشش آنها براي کمک به شما در امور منزل است. منظور ما از انتقاد، تمرکز هاي نامعقول و تند خويانه بر اشتباهات همسر است وگرنه گفتن نکات دوستانه و يا نکات انتقادي سازنده معمولا با بروز هيچ مشکلي همراه نيست. اگر اصرار داريد که حتما کاري مطابق با دستور العمل شما انجام شود، بهتر است از شوهرتان تقاضاي کمک نکنيد و آن کار را خودتان انجام دهيد نه اينکه مسئوليتي را بر عهده همسرتان بگذاريد و بعد دايما وي را تحت کنترل قرار دهيد که مسئوليتش را چگونه انجام مي دهد؟ ![]() براي مثال اگر قرار است همسرتان، کودک دو ساله تان را حمام کند آزادي عمل لازم در انجام اين کار را به ايشان بدهيد. مادامي که سلامتي کودکتان در خطر نيفتد اجازه بدهيد شوهرتان طبق ميل و علاقه اش با او بازي کند، رفتار کند و ... چنانچه همسرتان در انجام مسئوليتهاي محوله از شما کمک خواست ، از هيچ راهنمايي دريغ نکنيد اما در غير اين صورت نيازي به دخالت دايم شما نيست و بهتر است کمي سکوت کرده و انجام کار را بر عهده همسرتان قرار دهيد. اگر در رفتارهاي همسرتان اشتباهي را مشاهده مي کنيد بلافاصله و با تندي و خشونت مساله را به ايشان گوشزد نکنيد بلکه در پايان شب و بعد از اتمام فعاليتهاي روزانه مي توانيد در يک محيط دوستانه نکات لازم را به شوهرتان تذکر دهيد. از اين طريق نه تنها در هنگام انجام مسئوليتها به همسرتان غر نزده ايد بلکه فرصت يک آموزش مناسب را به وي داده ايد. براي شوهرتان اين اقدام بسيار دوست داشتني و شگفت آور خواهد بود و به اين ترتيب ضمن آنکه رفتار او را اصلاح کرده ايد زمينه را براي آنکه در کارهاي آتي به شما بيشتر کمک کند، افزايش داده ايد. در هنگام تذکر دادن، صحبت خود را با يادآوري کارها يا فعاليتهايي که به خوبي انجام داده است، شروع کنيد و سپس در کمال احترام و مهرباني نکات اشتباه را گوشزد کنيد. از سعي و تلاش شوهرتان در انجام امور خانه تشکر کنيدکمک و حمايت همسرتان از خود را،( حتي اگر همه چيز آن طور که مي خواستيد انجام نشده است)بدون تشکر باقي نگذاريد. با اين کار او را براي کمک بيشتر به خودتان ترغيب و تشويق مي کنيد. حتما به او بگوييد که چقدر کمک شان در انجام سريع کارها موثر بوده است. موقعيت شناسي خود را تقويت کنيدهمسر شما فشارها و سختي هاي مختلفي از طرف جامعه و محل کارش تحمل مي کند. همواره مدافع و مشوق و طرفدار شوهرتان باشيد. در اين صورت بدون نياز به کوچکترين غرولند شوهرتان متحول مي شود. وقتي شما از همسرتان به خاطر آنچه که هست قدرداني مي کنيد او نيز براي خوشحالي شما از هيچ کاري پرهيز نخواهد کرد. اگر به کمک و حمايت همسرتان نياز داريد، حتما به او بگوييد. ![]() از شوهر خود توقع ذهن خواني نداشته باشيدبر خلاف تصور عامه که زنان معتقدند مردان مي توانند ببينند که چقدر پر مشغله هستيم، ميتوانند ذهن ما رابخوانند، نيازمندي ما را ببينند و ... مردان قادر به هيچ يک از اين کارها نيستند. ممکن است شما گرفتار يک شغل تمام وقت پرمشغله، بچه ها، کارهاي خانوادگي، خانه داري و ... باشيد و به اين ترتيب فشار و مسئوليت سنگيني را بر دوش خود احساس کنيد. در صورت وقوع چنين شرايطي بهتر است که محترمانه از شوهرتان بخواهيد که کمکتان کند. به همسرتان آموزش دهيدقبل از اينکه کاري(از مسئوليتهاي منزل) را به شوهرتان محول کنيد از او بخواهيد کنار شما بايستد و روش انجام آن را ببيند. اين موضوع مي تواند از بروز مشکلات آتي جلوگيري کند. همچنين به جاي گفتن جمله " مي تواني کمکم کني؟" بهتر است از جمله دقيق تر و واضح تر" مي تواني تا من نهار درست کنم خانه را مرتب کني؟ " استفاده کنيد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | با این هوو کنار بیائیدراههای کنار آمدن با مردانی که زیاد کار می کنند![]() تنهایی تجربه ای است که بیشتر ما با آن آشنا هستیم و برای بسیاری از افراد تجربه ای دردناک است. برخی از روان شناسان تنهایی را به دو دسته تقسیم می کنند: 1- تنهایی اجتماعی 2- تنهایی عاطفی بهتر است به تنهایی، به عنوان زمان خلوت با خود نگریسته و آن را فرصتی برای دوست داشتن خود و پرداختن به فعالیتهای مورد علاقه تان تلقی کنید. تنهایی اجتماعی ناشی از عدم عضویت در گروه ها و یا به حداقل رسیدن روابط اجتماعی است. ولی در صورتی که شما از روابط و دلبستگی های شخصی خود با دیگران و یا حتی با همسرتان، ناراضی هستید و نمی توانید برای مهرورزی به او تکیه کنید دچار تنهایی عاطفی می شوید. ولی ما در این یادداشت قصد داریم در مورد افرادی صحبت کنیم که دچار هیچ یک از این نوع تنهایی ها نبوده و به نوعی دچار شکل سوم تنهایی هستند. یعنی افرادی که همسرانشان شب کار هستند و یا ساعات کار طولانی دارند. این مساله بیشتر دامن گیر زنانی است که همسرانشان دائماً در ماموریت های کاری هستند یا ساعات کارشان بسیار طولانی است و یا دارای مشاغلی مانند پرستاری، پزشکی، نگهبانی و ... هستند که ناچارند شب ها خارج از منزل بوده و در نتیجه آن، همسرانشان به شدت احساس تنهایی و ناراحتی می کنند. به خصوص که در برخی از موارد مانند مواقع بحرانی، بیماری فرزندان و ... ، زن خود را تنها می پندارد و احساس می کند که به اندازه کافی نمی تواند از محبت و توجه همسر خود برخودار باشد. در این مواقع بسیار مشاهده می شود که زنان با همسر خود مشکل پیدا می کند و حتی نمی توانند با شغل وی(که وسیله ای برای تامین نیازهای زندگی شان است) کنار بیایند و در اصطلاح شغل همسرشان را مانند هووی خود می بینند. تنهایی اجتماعی ناشی از عدم عضویت در گروه ها و یا به حداقل رسیدن روابط اجتماعی است. البته درست است که تحمل این وضعیت برای هر زنی بسیار مشکل و ملال آور است، اما فراموش نکنید که همیشه شرایط زندگی مطابق با میل ما انسانها پیش نرفته و لازم است بیاموزیم که چگونه با چنین شرایطی باید کنار آمد. در ادامه این مقاله سعی داریم به زنانی که دارای چنین وضعیتی هستند توصیه هایی را ارائه دهیم تا هر چه بیشتر از تنهایی خود بهره برده و از آن رنج نبرند. ![]() شما به عنوان یک زن که همسرتان دارای ساعات کار طولانی است و یا حتی امکان دارد برخی از شب های هفته را بدون حضور همسرتان سپری کنید، اگر می خواهید احساس بهتری داشته باشید باید بدانید و درک کنید که به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی های شما هستند که احساسات شما را به وجود می آورند. شما می توانید برای مقابله با این وضعیت اندیشه، احساس و رفتار خود را تغییر دهید. این اصل ساده و در عین حال مهم شما را در تغییر زندگی خود یاری داده و به شما کمک می کند که این تنهایی ها تا این حد رنج آور و مشقت بار دیده نشود. 1- از زمان های تنهایی خود نهایت استفاده را بکنید. بهتر است در مورد تنهایی همیشه تفکر منفی نداشته باشید. شما این شانس را دارید که در این زمان به انجام کارهایی بپردازید که در اوقات دیگر قادر به انجام آن نیستید. 2- درست است که بعد از ازدواج زن و شوهر (بخصوص زنان) تمایلی بسیاری دارند که همیشه همراه همسرشان باشند و همه تفریحات، سرگرمی ها و اوقات فراغت خود را به اتفاق همسرشان پر کنند اما شما باید بدانید که در صمیمی ترین و بهترین ازدواج ها نیز لازم است زن و مرد زمان هایی را مختص خود داشته باشند و به فعالیت های مورد علاقه خود بپردازند. برای مثال به دیدن فیلم ها و یا نمایش هایی بپردازید که شما علاقمند به تماشای آن هستید ولی همسرتان تمایلی به دیدن آن ندارد. مسلماً وقتی همسرتان در منزل نیست فرصت خوبی برای پرداختن به این امور است. 3- به مطالعه بپردازید. به طور قطع وقتی همسران در کنار هم هستند فرصت چندانی برای پرداختن به کارهای شخصی مانند مطالعه کتاب های مورد علاقه، نوشتن خاطرات، داستان و ... وجود ندارد. بنابراین از این فرصت استفاده کرده و به مطالعه کتاب های مورد علاقه خود و یا حتی نوشتن بپردازید. ![]() 4- برنامه ای منظم برای ملاقات دوستان خود داشته باشید. وقتی همسرتان در مسافرت های کاری به سر می برد یا ساعات کار طولانی دارد می توانید برنامه ای منظم برای رفت و آمد با دوستان قدیمی خود داشته باشید. این دید و بازدیدهای دوستانه، هم تنهایی های شما را پر می کند و هم فرصتی برای تجدید خاطرات قدیمی است. 5- فراموش نکنید که تنهایی می تواند التیام بخش بوده و موجب خلاقیت شود. هر فرد می تواند استفاده از اوقات تنهایی خود را برای دنبال کردن سرگرمی ها، انجام کارهای مورد علاقه و سایر فعالیت ها بیاموزد و از آن در جهت رشد شخصی خود استفاده کند. حتی می توان گفت افراد خلاق یاد گرفته اند که اوقات تنهایی خود را دوست بدارند؛ زیرا از آن به عنوان زمانی که می توانند با خود خلوت کنند و به فعالیت های خود کام بخش بپردازند، استفاده می کنند. بنابراین از تنهایی تان فرار نکنید، نترسید و یا آن را یک تجربه منفی قلمداد نکنید. واقعیت این است که بهترین دوست هر کس، خود آن فرد است. بهتر است به تنهایی، به عنوان زمان خلوت با خود نگریسته و آن را فرصتی برای دوست داشتن خود و پرداختن به فعالیتهای مورد علاقه تان تلقی کنید. این طرز تلقی به شما کمک خواهد کرد که از نبودن همسرتان کمتر رنج برده و درنتیجه به خاطر نوع شغل شان با وی درگیر نشوید و از طرف دیگر این فرصت را پیدا می کنید که در نبود ایشان به فعالیتهای موردعلاقه خود پرداخته و کمبود همسرتان را کمتر احساس کنید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | با شغل همسرتان مشکل دارید؟ ![]() با مشکلات شغل همسرمان چطور می توانیم کنار بیاییم؟چه من و شما بخواهیم و چه نخواهیم، بسیاری از ما و همسرانمان باید سرکار برویم. کاری که گاهی اوقات ممکن است خیلی دوستش نداشته باشیم. گاهی اوقات هم پیش می آید که شغل همسرمان را دوست نداشته باشیم. چه می شود کرد که بیشتر ما مجبوربیم با وجود همه مشکلات به کارمان ادامه دهیم.معمولا زمانی که شغل ما مشکلات یا سختی هایی دارد، کمتر متوجه آن می شویم اما وقتی شغل همسرمان دشواری یا مشکلاتی دارد، بیشتر به چشممان می آید و البته کمتر هم می توانیم با آن کنار بیاییم. درست است که مشکلات شغلی همسر ما یا حتی خود ما می توانیم آنها را در طبقاتی دسته بندی کنیم در این اینجا به تعدادی از این مشکلات و راه های کنار آمدن با آنها می پردازیم. واقعیت این است که گاهی اوقات باید بنشینید و دو دو تا چها تا بکنید و ببینید بالاخره شما پول بیشتر می خواهید یا می خواهید لذت بیشتری از زندگی تان ببرید. همین تصمیم گیری اساسی است که تعیین می کند چطور باید برنامه ریزی کنید کار نه زندگیچند سال قبل شاید آرزوی خیلی از افراد داشتن شغل کارمندی آرامی بود که صبح سر ساعت سر کار بروند و عصر هم سر ساعت راهی خانه شوند. هر چند به دلیل محدودیت های درآمدی، این نوع مشاغل کمتر از قبل طرفدار دارند اما باز هم داشتن برنامه شغلی مشخص و مرتب یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب شغل برای بسیاری از افراد است؛ مثلا بعضی از مشاغل آزاد در نظر بگیرید؛ مغازه ای که صبح ساعت 9 تا 11 شب باز است و آقای خانه خسته و کوفته ساعت 12 شب به خانه می رسد؛ در این شرایط از طرفی خستگی فردی که چنین شغلی دارد و از طرف دیگر خستگی کسی که به انتظار او در خانه نشسته است، می تواند باعث فرسودگی و ایجاد مشکل در روابط این دو شود. از طرفی بسیاری از مغازه دارها مجبورند روزهای تعطیل را هم سرکار بروند که همین می تواند مشکل را دو چندان کند. البته این مشکل تنها به مشاغلی مثل مغازه داری خلاصه نمی شود، بلکه کارهای دیگری هم می توانند چنین دردسرهایی را به دنبال داشته باشد؛ مثل رانندگان تاکسی. البته گاهی اوقات هم افراد مجبورند برای تامین نیازهای مالی زندگی شان در چند جا کار کنند. این بار اضافه کاری علاوه بر فرسودگی جسمی، فرسودگی روانی زیادی هم به دنبال می آورد. اگر شغل همسرتان اجازه می دهد که در محل کار به او سر بزنید یا زمانی را پیش او باشید، می تواند باعث شود هم با مشکلات شغلی او بیشتر آشنا شوید و هم موضوعات بیشتری برای صحبت کردن و گپ زدن داشته باشید.
شاغل گرامی: در شغل های آزاد میزان ساعتی که فرد کار می کند، با میزان درآمد او رابطه مستقیمی دارد. واقعیت این است که گاهی اوقات باید بنشینید و دو دو تا چها تا بکنید و ببینید بالاخره شما پول بیشتر می خواهید یا می خواهید لذت بیشتری از زندگی تان ببرید. همین تصمیم گیری اساسی است که تعیین می کند چطور باید برنامه ریزی کنید. داشتن قوانین مشخص کاری – حتی زمانی که کارتان ویژگی «آزاد» دارد – به شما برای برنامه ریزی بهتر کمک می کند. اگر شغل همسرتان اجازه می دهد که در محل کار به او سر بزنید یا زمانی را پیش او باشید، می تواند باعث شود هم با مشکلات شغلی او بیشتر آشنا شوید و هم موضوعات بیشتری برای صحبت کردن و گپ زدن داشته باشید. کارمند شبانه روزیسنگینی کارها از سویی و استفاده بیشتر از رایانه و اینترنت برای کار، باعث شده تا تعداد بیشتری از افراد کار را با خودشان به خانه ببرند و شیفت دوم کار را در خانه داشته باشند. گاهی اوقات این آوردن کار به خانه در بعضی روزهای خاص اتفاق می افتد؛ مثل روزهای پایانی سال یا پایان سال تحصیلی. کنار آمدن با این موضوع در این شرایط معمولا راحت تر است اما امان از آن وقتی که این مساله تبدیل به عادتی هر روزه شود! نرسیدن به مسائل خانواده از یک طرف و تشدید مشغولیت های ذهنی می تواند باعث فاصله افتادن بین همسران شود؛ موضوعی که تحمل آن واقعا دشوار است. در مواقعی که موضوع تشدید می شود، شاید مجبور باشید قوانین خانه را با کمک همسرتان کمی تا قسمتی روشن کنید. ![]() این وضعیت دقیقا مصداق جنگ اول به از صلح آخر است. گاهی اوقات افراد ترجیح می دهند کج دار و مریض با موضوع کنار بیایند تا زمانی که دیگر طاقتشان طاق می شود اما این رویه در عین حال که باعث می شود تغییر برنامه بعدا سخت تر شود، فشار زیادی را هم به شما وارد می کند. شاغل گرامی: اگر در خانه می خواهید بخشی از کارتان را انجام دهید، بهتر است مکان خاصی را برای انجام کارهایتان مشخص کنید. انجام کار در آشپزخانه، هال و پذیرایی در عین حال که باعث می شود کارتان بیشتر طول بکشد، نظم خانه تان را هم بیشتر به هم خواهد زد و نارضایتی بیشتری را هم به دنبال خواهد داشت.
خلاف جریان آبتفاوت در ساعات خواب و بیداری یا تفاوت در روزهای تعطیل به خاطر تغییر شیفت، مشکلات زیادی را برای خانواده ها می تواند ایجاد کند. پزشکان، پرستاران و کادر درمانی از افرادی هستند که بیشتر با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. برای بسیاری از افراد که از بیرون به زندگی این افراد نگاه می کنند، شاید وجود این تفاوت چندان به چشم نیاید یا تصور کنند که این تنها یک تفاوت ساده در برنامه ریزی است اما تصور کنید وقتی مجبور می شوید مهمانی هایتان را لغو کنید، در ساعاتی که سریال های خوب تلویزیون پخش می شوند آرام و ساکت بنشینید تلویزیون را روشن نکنید، وقتی همه در حال مهمانی و دید و بازدید یا مسافرت هستند، در خانه به انتظار همسرتان بنشینید و نتوانید همراه اقوام یا دوستان برنامه ای ترتیب دهید، چه فشاری به شما می آید. شاید خیلی کار راحتی نباشد و اصلا گاهی اوقات انجام پذیر نباشد اما سعی کنید تا حد امکان برنامه هایتان را با برنامه همسرتان تنظیم کنید. اینکار شانس اینکه زمان های مشترک بیشتری را بتوانید در کنار هم باشید، افزایش می دهد. اگر زمان مشترک مفید با همسرتان هر روز هم نباشد، ایرادی ندارد اما سعی کنید که حتما در طول یک هفته 2 یا 3 برنامه مشترک داشته باشید. شاغل گرامی: احتمالا برنامه های کاری شما با وجود تمام بی نظمی هایش، دارای نظم ترتیب خاصی است.اگر این برنامه هر ماه مشخص می شود، بهتر است خانواده و به ویژه همسرتان را از وضعیت برنامه خود در کوتاه ترین زمان ممکن مطلع کنید. نصب برنامه روی در یخچال و اطلاع داشتن همه از برنامه می تواند هم به برنامه ریزی بهتر خانواده کمک کند و هم از ایجاد مشکل جلوگیری کند.
کار با سفر اضافه![]() از قدیم این نوع شغل ها وجود داشتند؛ دریانوردان قدیمی ای که مجبور بودند چند ماهی را روی دریا بگذرانند و تنها چند روزی کنار خانواده باشند. حالا در این روزها چنین مشاغلی انواع و اقسام مختلفی پیدا کرده اند؛ از رانندگان جاده ای بگیرید تا مهندسانی که در پروژه هایی دور از شهرها کار می کنند. زمانی که بچه ها کوچکند معمولا مادری که تنهاست. دردسرهای زیادی دارد به ویژه اگر خودش هم شاغل باشد. اول از همه، درست است که وضعیت خانه شما خاص است اما باز هم این دلیل نمی شود که وظایف خانه تقسیم نشود و تمام کارها به عهده یک فرد باشد. سعی کنید بخشی از کارها را حتما تقسیم کنید بد نیست که در این مورد خیلی شفاف با همسرتان صحبت کنید. شاغل گرامی: شما این مدت دور از شهر و خانه تان بوده اید، کلی کار عقب افتاده دارید، دلتان برای خانواده تان تنگ شده و از طرفی دوستان و اقوامتان را هم ندیده اید. یکی از اشتباهاتی که افرادی مثل شما می کنند این است که تاریخ آمدن خودشان را از چند روز قبل به همه اعلام می کنند و برنامه های زیادی مثل مهمانی یا قرار ملاقات با دوستان یا فامیل و اقوامشان می گذارند. بد نیست قبل از برنامه ریزی برای روزهای محدود حضورتان، با همسرتان هم صحبتی داشته باشید. در عین حال، یادتان باشد زمان بندی تان به صورتی باشد که حداقل 2 برابر زمانی که برای دیدار با دوستان و اقوام در نظر می گیرید، برای خانواده و به ویژه همسرتان در نظر بگیرید. وقتی برنامه ریزی سفت و سختی انجام می دهید و اصرار زیادی بر انجام آن دارید، اگر به هم بخورد، به شما بیشتر سخت می گذرد، تا زمانی که همیشه چند درصدی را برای به هم خوردن برنامه در نظر گرفته باشید. مخالف با برنامه ریزیتصمیم می گیرید که مسافرت بروید، برنامه ریزی می کنید و همه چیز را می کنید اما بعد ناگهان همه چیز به هم می خورد. این داستان برای تعدادی از خانواده ها بسیار آشناست. در شغل هایی که برنامه های غیرقابل پیش بینی یا آماده باش های ناگهانی دارند یا با فراخوان های بدون هماهنگی قبلی همراهند، زندگی افراد شاغل و خانواده آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر قرار می گیرد. پلیس، نیروهای مسلح، هلال احمر و کادر پزشکی و درمانی معمولا چنین وضعیتی را به کرات تجربه می کنند. اول از همه لازم است که کمی واقع بین باشید. وقتی برنامه ریزی سفت و سختی انجام می دهید و اصرار زیادی بر انجام آن دارید، اگر به هم بخورد، به شما بیشتر سخت می گذرد، تا زمانی که همیشه چند درصدی را برای به هم خوردن برنامه در نظر گرفته باشید. وقتی هم برنامه از قبل تعیین شده تان به هم می خورد، عوض حرص خوردن و عصبانی شدن به فکر برنامه ریزی دوباره با همسرتان باشید. شاغل گرامی: درست است که این شما نبودید که برنامه را به هم زدید اما به هر حال شغل شما باعث این مساله شده است؛ پس مسؤولیت آن هم بر عهده شماست. وقتی برنامه خانواده به هم می خورد، سعی کنید در اسرع وقت برای جبران برنامه قدمی بردارید. گاهی اوقات افراد از اینکه مجبورند غر زدن نزدیکان یا بدخلقی آنها را تحمل کنند، کلافه می شوند. یک راه خوب برای اینکه دوره این ناراحتی در نزدیکان شما کم شود، این است که با آنها همدلی کرده و به آنها حق بدهید. معمولاً زمانی که افراد احساس کنند طرف مقابل آنها برای احساسات آنها ارزش قائل است، زودتر آرام می شوند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | بگو كه دوستم داری!![]() نترس، نگرانی برای چه، خجالت دیگر چرا، خیالت راحت پررو نمی شود، تو كه اصلا كوچك نمی شوی، تازه آنقدر بزرگ می شوی كه نگو، با خودت روراست باش، قلبت مال اوست، فكر و ذهنت هم همین طور، یك ساعت كه نمی بینی اش دلت برایش تنگ می شود، آخر او آدم خوبی است. مهربان، وفادار،اهل زندگی با گذشتی كه مثال زدنی است. ولی زبانت نمی چرخد مثل این كه گویی سربی به پایش بسته اند. وقتی می خواهی تمام احساست را یك جا جمع كنی و آن را مثل بمب محبت بر سرش بریزی، عرق سرد بر پیشانی ات می نشیند و دو دل می شوی كه بگویی یا نه. تردید نكن. یك نفس عمیق بكش و هرچه غرور و ترس و خجالت است را دور بریز و بگو:«دوستت دارم .» بعضی ها وقتی می خواهند از عشق و محبت شان بگویند و همسرشان را مخاطب احساسات لطیف خود قرار دهند، خیلی معذب می شوند. انگار گفتن كلمه دوستت دارم كراهتی دارد كه نباید به زبانش آورد بعضی ها وقتی می خواهند از عشق و محبت شان بگویند و همسرشان را مخاطب احساسات لطیف خود قرار دهند، خیلی معذب می شوند. انگار گفتن كلمه دوستت دارم كراهتی دارد كه نباید به زبانش آورد. بعضی ها هم هستند كه استدلال می آورند اگر علاقه شان را بیان كنند، همسرشان جسور می شود . حالا بگذریم از این كه بعضی از زن و مرد ها وقتی همسرشان جملات محبت آمیز را نثارشان می كنند پوز خندی می زنند كه یعنی عشق را باید در عمل ثابت كرد.اما انگار همه این آدم ها اشتباه می كنند. چون اگر محبت را در دل نگه داری و در خانه قلبت حبسش كنی یا اگر فكر كنی یك جمله با محبت شكستت می دهد و غرور و هیبتت را می شكند آن وقت زندگی جریانی خشك و تكراری می شود كه فقط باید تحملش كرد.
یك، دو، سه، حركتكار زیاد سختی نیست فقط باید موقعیت شناس و منصف باشی و همیشه یادت باشد كه خوبی های همسرت تو را پایبند او كرده است و او آنقدر لیاقت دارد كه از زبانت بشنود آدمی خوب و دوست داشتنی است. شاید بدترین رفتار مقابل همسری كه دوستش داری و می دانی كه او هم این چنین است دریغ كردن از ابراز محبت باشد نوعی كم گذاشتن از عشق و خسیس بودن در بذل عاطفه.
اما باید از یك جا شروع كرد و ابراز محبت را آموخت. اگر یاد بگیریم به جای آن كه از روی درماندگی، رمانتیك باشیم با چشم باز و امیدوارانه رفتار كنیم، اگر مطمئن باشیم كه خوشبختی نتیجه مهارتی است كه باید بیاموزی اش، اگر تمرین كنیم كه گام اول را دوست داشتن همسر، پرورش دادن عشق در درون خودمان است، اگر ازدواج را راهی برای تغییرات بزرگ و سفری نیازمند حركتی دوشادوش بدانیم و اگر سعی كنیم كه دوستی به همسرمان را به زبان بیاوریم و آن گاه پایمان را فراتر بگذاریم و برایش بگوییم كه چرا دوستش داریم آن وقت زندگی نه تكرار مكررات كه جاذبه ای سحركننده می شود. پیامبر اسلام (ص) در این باره می گوید: «مردی كه به زنش بگوید تو را دوست دارم تاثیر این سخن برای همیشه در روح او باقی می ماند «یا» هر چه ایمان انسان كامل تر باشد به همسرش بیشتر اظهارمحبت می كند». خیانتی از جنس كمبود محبتاگر گفته می شود كه آدم تشنه محبت است حرف بیراهی نیست. شاید با فقر اقتصادی با همه مشكلات و پیامد های ناگوارش بشود كنار آمد اما وقتی پای محبت به میان می آید، تاب تحمل نمی ماند. پس وقتی به محبت نیاز داری و همسرت از نیازت غافل است اگر حس تنوع طلبیات هم به جوش بیاید و ضعف اعتقادات و اخلاقیات نیز چاشنی اش شود آن وقت چیزی كه نباید بشود اتفاق می افتد: خیانت. ![]() خیلی از آدم ها بویژه زن ها هستند كه از خیانت و بی وفایی همسرشان دلخونند و برای خوشبختی از دست رفته شان آه می كشند. حالا اگر همسران همه این افراد را یكسره آدم هایی منحرف و بی قید و بند ندانیم هستند زنان و مردانی كه تنها به امید یافتن محبت و دلخوش كردن به كلمات آرام و سرشار از عشقی كه هیچ وقت نثارشان نشده تن به برقراری ارتباط با فردی دیگر زده اند. روانشناسان خیانت مردان را علاوه بر تمایلات جسمی تنوع طلب بودن آنان و مشكلات مالی و عاطفی یا انتقام جویی را دلایل اصلی خیانت در زنان می دانند. البته جذاب نبودن همسر، ضعف اعتقادات مذهبی و پایبند نبودن به اخلاق و سنت، مشكلات شخصیتی و روانی یكی از زوجین یا ازدواج اجباری نیز عواملی هستند كه در بروز خیانت به همسر نقش مهمی دارند. هرچند كه ارضا نشدن حس دوست داشته شدن از سوی همسر اتفاقی است كه نمی توان از آن چشمپوشی كرد. امانالله قرایی مقدم، آسیب شناس اجتماعی خیانت بین همسران را به 3دسته تقسیم می كند : رابطه احساسی، جنسی و اینترنتی از مهم ترین خیانت ها میان همسران به شمار می آید كه نسبت به انواع دیگر خیانت، رواج بیشتری دارد. او توضیح می دهد: خیانت جنسی زمانی روی می دهد كه هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی، جذب دیگری شده است. خیانت احساسی زمانی روی می دهد كه فرد احساس می كند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا كرده به طوری كه فرد از صحبت كردن و در میان گذاشتن افكار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد و كم كم به این نتیجه می رسد كه اوقات فراغت خود را به جای این كه با همسر بگذراند با دیگری سپری كند. این در حالی است كه خیانت احساسی زمانی روی می دهد كه فرد احساس می كند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا كرده به طوری كه فرد از صحبت كردن و در میان گذاشتن افكار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد و كم كم به این نتیجه می رسد كه اوقات فراغت خود را به جای این كه با همسر بگذراند با دیگری سپری كند. این آسیب شناس اجتماعی در توضیح خیانت اینترنتی نیز می گوید: این نوع خیانت به همسر شامل گفتگو، تبادل تصاویر و مشخصات با فردی غیر از همسر قانونی است. ارتباطاتی كه عمدتا از طریق چت صورت می گیرد و در رابطه با مسائل خصوصی است. ![]() مجموعه این گفته ها نشان می دهد كه اگر چه برخی افراد به سبب این كه وفا داری را ارزش نمی دانند و نمی توانند در مقابل جذابیت های افرادی غیر از همسرشان مقاومت كنند به خیانت رو میآورند، اما هستند كسانی كه هدف شان از پشت كردن به همسرشان تنها آرام گرفتن در سایه محبت بوده نه چیز دیگر. پس اگر همسران بدانند و مطمئن شوند كه بهترین و جذاب ترین كلمات را در خانه و از زبان همسرشان می شنوند اگر آدم هایی سالم و بی مشكل باشند بی شك پایبند خانه و خانواده می شوند. بیایید تمرین كنیمبعضی زنها فكر می كنند همین كه خانه دار یا آشپز خوبی باشند و بچه های سالمی به دنیا بیاورند و خودشان را وقف آنها كنند، همسر خوبی هستند. در مقابل بعضی مردها هم گمان می كنند كه اگر صبح زود از خانه بیرون بروند و آخر شب با دستی پر به خانه بر گردند و خیال زن را از قسط و بدهی و مشكلات مالی راحت كنند، بهترین همسر دنیا شده اند، اما آنها كه زیر یك سقف رفته اند خوب می دانند كه ارزش محبت و داشتن رابطه ای عاطفی با همسر بالاتر از آن چیزی است كه بتوان آن را با معیار های مادی سنجید. خوشبخت بودن چیزی نیست كه از آسمان ببارد چرا كه داشتن زندگی خوب و آرامش بخش حاصل مهارتی است كه با تمرین به دست می آید. تمرینی كه نخستین گام آن از جاده مهربان بودن و ابراز محبت می گذرد. اگر همسرمان ناراحت است باید به احساسش احترام بگذاریم و وقتی خسته است كمكش كنیم، هر وقت به تنهایی احتیاج داریم و می خواهیم با خودمان خلوت كنیم به همسرمان بگوییم و مطمئنش كنیم كه بزودی پیش او برخواهیم گشت، در حضور دیگران به او احترام بگذاریم و از خوبی هایش بگوییم، در جمع و در میهمانی ها بیشتر از سایرین به او توجه كنیم، در مناسبت های خوب زندگی مثل سالروز ازدواج یا تولد مطلبی كوتاه بنویسیم و در آن ابراز عشق و علاقه كنیم، سعی كنیم رفتارمان با او مثل روز های اول آشنایی باشد، صمیمت را چاشنی زندگی كنیم و به جای این كه در مقابل هم بایستیم به موازات یكدیگر حركت كنیم، از همدیگر نظرخواهی كنیم، به كار های روزانه اش علاقه نشان داده و از كار هایی كه انجام می دهد سوال كنیم و ضمن تهیه هدیه برای او از محل كارمان به او تلفن بزنیم و از حالش جویا شویم و مطمئن باشیم كه اگر همه این كارها را انجام دهیم زندگی آرام و همسری مهربان در كنار خود خواهیم داشت. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | این مرد حرف نمی زندچگونه به شوهرتان در هنگام افسردگی کمک کنید؟![]() افسردگی بیماری بسیار شایع ، طولانی مدت و مزمن است كه در سراسر دنیا وجود دارد و شیوع آن آنقدر زیاد است كه گاه به آن عنوان سرماخوردگی روان پزشکی را اطلاق می کنند. افسردگی علائم بسیار متفاوت و پراكندهای دارد و معمولا تشخیص آن در عین اینكه خیلی شایع است، ممكن است كمی سخت باشد و افراد نسبت به این بیماری بیتوجهی كنند. افسردگی در زنان دو برابر مردان است اما نكتهای كه وجود دارد این است كه وقتی افسردگی مردانه میشود و مرد خانواده در غم فرو میرود، زندگی از نظر اعضای خانواده بیرنگ میشود و میتوان گفت افسردگی مرد بر زندگی كل خانواده سایه میافكند و به نوعی شادی از زندگی رخت بر میبندد. مردان به طور کلی تمایل چندانی به صحبت در مورد مشکلات خود ندارند و همین صحبت نکردن باعث وخیم شدن حالات افسردگی در آنها می شود نكتهای كه در مورد افسردگی در مردان وجود دارد این است كه طول مدت این بیماری در آقایان سختتر و طولانیتر است، حال آنكه این بیماری در خانمها خیلی بهتر و زودتر فروكش میكند و كنترل میشود. تفاوت دیگری كه در این بیماری بین مردان و زنان وجود دارد این است كه مردان به سختی به دكتر مراجعه میكنند. هر چند که تعداد مرد افسرده کمتر میباشد. اما این فرضیه به طور کامل صحیح نمیباشد. محققان در تلاش هستند تا علت و چگونگی تفاوت افسردگی زنان و مردان را پیدا کنند و به دنبال آن راه درمانی ارائه کنند. اگر چه این مسائل جای بحث و گفتگو دارند، اما احتمالاتی نیز وجود دارد: ممکن است افسردگی مردان مبهم باشد به خصوص که مردان به طور کلی تمایل چندانی به صحبت در مورد مشکلات خود ندارند و همین صحبت نکردن باعث وخیم شدن حالات افسردگی در آنها می شود ، گویی آنها به نوعی قصد کتمان کردن بیماری خود را دارند. ![]() علاوه بر این مردان بر خلاف زنان، دوست ندارند که دیگران متوجه شوند که به کمک شان نیازمند هستند. نقش های ناشی از جنسیت، مردان را ملزم می کند که از نظر احساسی قوی باشند و احساس غم و اندوه را در آنها فرو می نشاند. هر قدر مردان از لحاظ ایفای نقش های وابسته به جنسیت قوی تر باشند در برابر روان درمانی بیشتر مقاومت خواهند کرد. لذا با توجه به این مطالب سعی داریم که به شما خانمهای عزیز آموزش دهیم که اگر با علایم افسردگی در همسرتان مواجه شدید، چگونه به او کمک کنید تا راحت تر با این مشکل کنار آمده و طول دوره درمانشان کوتاه تر گردد. چنانچه شوهرتان احساس افسردگی می کند باید به او در پذیرش کمک متخصصان یاری نمایید. نیاز به کمک را در شوهرتان تشخیص دهید و برای این کار به مراحل زیر توجه داشته باشید: 1- علائم و نشانه های افسردگی را بشناسید.علائم و نشانه های افسردگی را بشناسید تا بتوانید به درستی در خصوص شوهرتان قضاوت کنید. مهمترین این نشانه ها عبارتند از ناراحتی و اندوه مزمن، کج خلقی و بی علاقگی، بی علاقه شدن به فعالیت هایی که قبلاً برایش لذت بخش بوده، کناره گیری از اقوام و دوستان، منفی بافی، بحث و جدل، تغییرات حائز اهمیت در عادت خوردن یا خوابیدن، سست و بی انرژی بودن و یا گرایش به مواد مخدر و.... 2- از ناچیز شمردن شرایط شوهرتان خودداری کنید.افسردگی یک بیماری جدی است بنابراین تمام صبحت ها و تهدیدهای شوهرتان از جمله تهدید به خودکشی را جدی بگیرید. 3- به همسر خود کمک کنید.منظور از کمک کردن به فرد افسرده این نیست که طوری رفتار کنید که او مجبور شود افسردگی اش را پنهان کند، یا دروغ بگوید و یا برای او عذر و بهانه ای جور کنید. وقتی افسردگی مردانه میشود و پدر خانواده در غم فرو میرود، زندگی از نظر اعضای خانواده بیرنگ میشود و میتوان گفت افسردگی پدر بر زندگی كل خانواده سایه میافكند و به نوعی شادی از زندگی رخت بر میبندد. 4- شوهرتان را در تقاضای کمک از دیگران تشویق کنید.او را متقاعد کنید که به دنبال درمان رفتن نشانه ضعف و ناتوانی نیست پیشنهاد کنید که به هنگام مراجعه به درمانگر او را همراهی کنید. اگر در برابر رفتن نزد مشاور مقاومت کرد به او انجام یک سری آزمایش کامل نزد پزشک خانوادگی تان را پیشنهاد کنید. احتمالاً این پیشنهاد را راحت تر خواهد پذیرفت و به این ترتیب یک قدم به درمان نزدیک تر می شود. 5- از همه مهمتر عشق و محبت بی قید و شرط خود را از او دریغ نکنیدهمواره در طی فرآیند معالجه شوهرتان او را به طور کامل حمایت نمائید. در طول درمان نیز به موارد زیر توجه داشته باشید: - هر گونه کمک و حمایتی را که شوهرتان به آن نیازمند است برایش مهیا کنید. در زمانبندی و برنامه ریزی به او کمک کنید و به او روحیه و امید دهید. - مطمئن شوید تمام داروهایش را طبق تجویز پزشک مصرف می کند، کمکش کنید که با شما در خصوص احساساتش صحبت کند. به هیچ وجه او را تحت فشار قرار ندهید. ![]() - بدانید که تأثیر روش های درمانی نیازمند گذشت زمان است. اگر داروهایی تجویز شده است، این داروها به طور فوری علائم بیماری را از بین نخواهد برد و گاهی اوقات چندین دارو و درمان مختلف باید آزمایش شوند تا موثرترین آنها شناسایی شود. - از شوهرتان بخواهید که فعال و پرجنب و جوش باشد. با هم به پیاده روی بروید. با هم به تماشای یک فیلم یا برنامه شاد بپردازید و یا به دیدن موزه و یا رستوران بروید. - غذاهای سالم بخورید، مثال ها و نمونه های خوب را در حرف هایتان مطرح کنید و او را به سمت نگرشی مثبت سوق دهید. لازم به ذکر است که در این دوره باید مراقب سلامت جسمی و روحی خود نیز باشید برای این منظور به نکات زیر توجه نمایید: - اگر به کمک دیگران نیاز دارید حتماً آن را مطرح کنید. افسردگی شوهرتان عوارضی نیز برای شما به دنبال خواهد داشت سعی نکنید همه کارها را به تنهایی انجام دهید. استرس و فشار زیاد سبب احساسی بی رغبتی، بیهودگی و کم حوصلگی در شما می گردد. چنانچه شوهرتان احساس افسردگی می کند باید به او در پذیرش کمک متخصصان یاری نمایید - بپذیرید که شما به تنهایی نمی توانید شوهرتان را معالجه کنید. افسردگی شرایطی کاملاً حساس و جدی است و شوهرتان نیز باید برای درمان و بهبود خود دست به کار شود. - نگرانی ها و احساسات خود را به زبان بیاورید و از سکوت و ریختن در درون خود، خودداری کنید زیرا با این کار زمینه بی میلی، کم حوصلگی و بیماری خود را مهیا می کنید. در عوض با شوهرتان صحبت کنید زیرا ارتباط و گفتگو در کاهش اثرات این بیماری موثر است هر چند باید توجه داشت که این گفتگوها و ارتباطات عاری از هر گونه علامت و سرزنش پیدا و پنهان باشد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دوستداران همسر زیبا!«بچهها! این خبر و شنیدین: زنان متاهل از زنان مجرد چاقترند. خب، معلوم است؛ آنها انگیزهای برای تناسب اندام ندارند. زن و مرد هم ندارد.... مردان هم همینطوریاند...» بعضیها میگویند این چاق شدن به دلیل تغییرات هورمونی است و گریزی از آن نیست. بعضی هم میگویند از آنجا که چاق یا لاغر بودن تاثیری در زندگی مشترک ندارد، انگیزهای برای حفظ تناسب اندام وجود ندارد. ![]() متاسفانه این اشتباه (رسیدگی نکردن به سر و وضع و سلامت و تناسب اندام بعد از ازدواج) بیشتر علامت یک مطلب روانشناختی است تا یک مطلب اجتماعی؛ و آن علامت این است که: «من خودم را دوست ندارم!» و متاسفانه علامت خیلی بدی هم هست. دلیل اینکه قبل از ازدواج کمتر این علامت نمایان میشود آن است که چون ما خودمان را دوست نداریم، برای اینکه دوست داشته شویم (توسط شخص دیگری) به سر و وضع خودمان میرسیم، بعد از اینکه آن شخص ما را دوست داشت و ازدواج صورت گرفت و در قالب همسر در کنار ما قرار گرفت، خودمان را رها میکنیم و باور غلطی که در ذهن داریم نیز کمک میکند که بگوییم چه زیبا و خوشاندام باشم و چه نقطه متضاد آن، دیگر او مرا به همسری برگزیده است و حالا دیگر چه فرقی میکند که لاغرم یا ؟! در دنیای روانشناسی، ما میگوییم که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمیتواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد. این شخص چون قبل از ازدواج هم خودش را دوست نداشته، طبیعی است که بعد از ازدواج هم علاقهای به خودش نداشته باشد؛ به ویژه اینکه چون خاطرش جمع است که کسی او را دوست داشته و همواره در کنارش میماند، حتی حالا هم حاضر نیست لااقل برای خاطر او به ظاهر خود و سلامتش بها بدهد. در پشت این قضیه به صورت پنهانی باید بدانیم که او به معنای واقعی همسرش را هم دوست ندارد و برای همین حاضر نیست حتی برای خوشایند او این کارها را انجام دهد. اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمیتواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد. شاید بخشی از این اتفاق به این دلیل میافتد که در فرهنگ ما «خودت را دوست داشته باش» و «برای خودت ارزش قایل شو» چندان جدی گرفته نمیشود. در فرهنگ ما متاسفانه به چنین افرادی که خودشان را دوست دارند و احترام خاصی برای خود قایلند برچسب خودخواهی میزنیم.و ... جملاتی از این قرار « مرد که نباید جلوی آینه بایستد و ببیند صورتاش جوش دارد یا نه...» نقطه مقابلاش را تصور کنید: آن اربابرجوع بوی نامطبوعی میدهد، دهانش را که باز میکند انگار سالهاست مسواک نزده و ... حالا حس شما در مواجهه با او چیست؟ ![]() در همه این مثالها قطعا اولین نکتهای که به ذهن شما میرسد این است که آن آقا یا خانم در وهله اول برای خودش اهمیت قایل نیست و در قدم بعدی ارزشی برای شما قایل نبوده است. توجه کنید این نمونهها برای محیط خارج از خانه است و مدت آن کوتاه بوده و شاید خیلی شما را آزار ندهد که امروز چنین ارباب رجوعی داشتید آیا تحمل چنین افراد خاصی با آن ظاهر نازیبا در زیر یک سقف و در مقام همسری آسان است؟ آقای مراجعی داشتم که میگفت: «همسرم دوستم ندارد و تا حالا نشده یک بار به استقبالام بیاید و پاکت میوه را از دستام بگیرد، چه برسد به احوالپرسی و معاشرت گرم. او از موقع ازدواج کلی تغییر کرده است.» همسر ایشان را خواستم و این گله را با او مطرح کردم. میدانید پاسخ چه بود؟ «خانم دکتر! اوایل آشنایی و ازدواج هر وقت به خانه میآمد، دوش میگرفت، محاسنش مرتب بود و بوی خوش میداد (چون شغلش تعویض روغنی است) اما حالا میگوید خستهام و فقط صبحها که میخواهد سر کار برود دوش میگیرد و لباس تمیز میپوشد. دلیل تغییر رفتار من فقط همین است. من اتفاقا فکر میکنم که او مرا دوست ندارد و ارزشی برایم قایل نیست وگرنه مانند اوایل خودش را مرتب و تمیز و خوشبو نگه میداشت تا رغبت کنم به او نزدیک شوم...» لذت بردن همسران از ظاهر و اندام یکدیگر بسیار مهم است و در کنار لذتی که همسران باید از اخلاق و منش یکدیگر ببرند، این فاکتور اهمیت حیاتی دارد زیرا تامین این نیاز است که به داشتن روابط صمیمانهتر و صد البته روابط جنسی بهتر منجر میشود. دیگر کمتر کسی وجود دارد که نقش پررنگ و تغذیه کننده روابط جنسی را در تحکیم روابط زناشویی کتمان کند. کسانی که از رابطه جنسی با همسرشان لذت میبرند به خوبی میتوانند در حل دیگر مسایل و مشکلات زندگی، موفق عمل کنند. کافی است به بررسی علل عدم رضایت جنسی همسران بپردازید،حتما و حتما ردپایی از این قبیل مشکلات را خواهید دید. خالق زیباییها، خداوند، ما انسانها را طوری خلق کرده است که درست مانند خودش عاشق زیبایی هستیم و جذب آن میشویم. شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برایتان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه میدهد. این چیزهای زیبا میتوانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. حالا به من بگویید چه طور امکان دارد در مورد کسی که عاشقانه دوستش داشتهاید و او نیز چنین حسی به شما دارد و هماکنون همسر شماست، بیتفاوت باشید و یا انتظار داشته باشید او چنین نکات ظاهری را نادیده بگیرد؟ تاکید میکنم برای حفظ روابط زناشویی خود و تحکیم پایههای عشق و محبت زندگیتان حتما و حتما به نیازهای یکدیگر اهمیت بدهید. شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برایتان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه میدهد. این چیزهای زیبا میتوانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. قطعا دیدن لبخندی زیباتر است که دندانهای سفید و تمیز نمایان شود و بر چهرهای باشد که نشانههای تمیزی بر آن آشکار باشد. باید تلاش کنیم این فرهنگ جا بیفتد که دوست داشتن خود بسیار باارزش است و اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، نمیتواند به واقع همسرش یا بچههای خود را دوست بدارد. دوست داشتن امری مستمر و جاری است و نیازمند رسیدگی همیشگی است. اگر میخواهیم این دوست داشتن و علاقه واقعی بین ما و همسرمان تا همیشه وجود داشته باشد باید به آن بپردازیم. شما خانم محترم که خودتان را به دلایل روانی دوست ندارید، گاهی اینطور حرکت کرده و در زندگی مشترک، خود را رها میکنید و تبدیل میشوید به یک زن مطبخ، نه زنی که مورد علاقه و احترام همسرش بوده یا شما آقای محترم تبدیل میشوید به ماشین پولسازی که انگار یادتان رفته چه طور بوی لوسیون بعد از اصلاح شما یا عطر مخصوصتان وقتی عبور میکردید فضا را پر میکرد و برای همین است که همسر شما مدام مقایسهتان میکند یا بهانههای مختلف میگیرد. بیایید به جای اینکه خودتان را پشت این افکار غلط پنهان کنید و به خودتان برچسب «زن زندگی» و «مرد زندگی» بزنید، به درمان مشکل جدیتان (اینکه خودتان را دوست ندارید) بپردازید. زیبایی و مرتب بودن شماست که همسر را همواره جذب شما میکند. با مدیریت زمان و انرژی علاوه بر بچهها، به سرو وضع خودتان هم برسید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | چگونگی شناسایی عشقآیا حس ما عشق است یا نه؟![]() آیا تا به حال با این سوال درگیر شدهاید که «دوست داشتن چه شکلی است؟» شاید بگویید دوست داشتن که شکل ندارد! شاید با کمترین احساس علاقه نسبت به همسرمان نام «دوست داشتن» روی آن بگذارید و تمام! اما کم نیستند آدمهایی که مدام خودشان را با این سوال درگیر میکنند که «آیا احساس من به فرد همسرم در چارچوب درستی از معنای دوست داشتن است؟ آیا او را واقعا دوست دارم یا در ذهن خود خیالی باطل از دوست داشتن را متصور شدهام؟!» بعضیها آن قدر پاپیچ این سوالها میشوند که وقتی به خودشان میآیند فردی را که دوست داشتهاند از دست رفته میبینند. برخلاف این حالت هم ممکن است پیش بیاید. وقتی خیلی سریع و عجولانه با خودمان به این نتیجه میرسیم که فردی را واقعا دوست داریم و میخواهیم با او از دنیا تجربهای مشترک داشته باشیم؛ در حالی که این حس ما حس درستی نیست. آنچه در ادامه میآید، نگاهی است به همین موضوع... شما فکر میکنید که فرد خاص زندگیتان را پیدا کردهاید اما نمیدانید حستان درست است یا نه! سوالهایی وجود دارد که معمولا میتوانند به شما در این راه کمک کند. اگر جواب همه این سوالها مثبت است میتوان امیدوار بود که احساس شما درست است و در چارچوب دوست داشتن میگنجد. • آیا او جزو اولین کسانی است که دوست دارید شادی و موفقیت خود را با او تقسیم کنید؟ • اگر او را از دست بدهم، آیا احساس میکنم تکهای از وجودم را از دست دادهام؟ • اگر او را برای مدتی نبینم آیا احساسام نسبت به او شدت میگیرد؟ گوشهایتان را تیز کنید تا احساس خودتان را بشنوید و اجازه ندهید باور و احساستان تحت تاثیر منابع دیگر قرار گیرد. این قلب و احساس شما است که تعیین میکند چه احساسی داشته باشید. پس کمی درون خودتان را بگردید تا حس واقعیتان را پیدا کنید. احساستان را مقایسه نکنید خیلی سادهلوحانه است که احساس خود را با فیلم، داستان یا تجربهای دور مقایسه کنید. اگر این مقایسه را انجام بدهید بهطور یقین به این نتیجه میرسید که خیلی هم احساس قوی نسبت به کسی ندارید و یا حتی طرف مقابلتان هم آن اندازه که باید شما را دوست ندارد. پس دنبال لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین در قرن 21 نگردید چرا که آنها در زمان خودشان هم اسطورههایی بودهاند که به ندرت یافت میشدند و به همین علت اسطوره شدهاند و در قالب داستان درآمدهاند. برای اینکه به احساس خودتان پی ببرید گوشهایتان را تیز کنید تا احساس خودتان را بشنوید و اجازه ندهید باور و احساستان تحت تاثیر منابع دیگر قرار گیرد. ![]() زمانی را به دوری و تنهایی اختصاص دهید یک راه خوب برای سنجیدن احساسهای خودتان این است که مقداری از زمانتان را جدا از همسرتان که دوستاش دارید یا احساس میکنید که او را دوست دارید، بگذرانید. اگر احساستان نسبت به این شخص کمتر شد، باید بدانید این مساله علامت خوبی نیست اما اگر شدیدا احساس کمبود و خلأ حضور او را کردید میتوان یک امتیاز مثبت به حساب وجود داشتن علاقه و عشق منظور کرد.شاید ضرب المثل دوری و دوستی هم مصداق همین امر باشد نه انکه لازم باشد برای دوست داشتن از شخص مقابل دور بود بلکه برای درک و فهم احساسمان به دوری از او نیاز داریم. خودتان را محکوم به عشق ندانید عشق و دوستی از روابط سالم بیرون میآید و منعکس میشود و چیزی نیست که کاملا آگاهانه و بر اساس تصمیم قبلی به وجود آمده باشد. مثلا شما نمیتوانید بگویید من از فردا میخواهم عاشق فلانی باشم، چنین چیزی امکانپذیر نیست. اگر شما هیچ وقت عشق را در رابطه با همسرتان تجربه نکردهاید شاید به این خاطر است که احساسهای اصلیتان را سرکوب کردهاید، اما اگر دریچه قلبتان را باز کنید، طولی نمیکشد که هر چیزی حتی عشق امکانپذیر میشود، پس خودتان را فریب ندهید و اگر در رابطهای که با همسرتان دارید احساس عشق و دوستی نمیکنید، تجدیدنظر کنید و با پیدا کردن علل آن عشق را باز گردانید. گاه انقدر در رابطه خود با همسر غرق و درگیر می شویم که به نوعی عادت بدل می شود در حالی که گمان می کنیم به او علاقمندیم و دوستش داریم و ناتوانی در جدایی به دلیل دوست داشتن است و این در حالی است که ما تنها به یکدیگر عادت نموده ایم. لذا در این حین لازم است احساس خود را واکاوی کنیم و بشناسیم و در صورت نیاز آن را از نو بسازیم و ترمیم کنیم. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | بعد از ماه عسل ...![]() کاربران عزيز تبيان : بعد از تمام شدن مراسم عروسي و باز گشت از سفر ماه عسل ، زن و شوهر زندگي مشترک ، زيريک سقف را تجربه مي کنند ، زندگي بعد از ازدواج بسيار متفاوت تر از قبل از آن بوده و نيازمند ، صبر ،گذشت و يادگيري اصولي است رعايت آن در زندگي ضروري است.
ابتدا تصميم بگيريد تا رابطه تان را با همين شور و اشتياق امروز حفظ کنيد اما تصميم به تنهايي کافي نيست چون زندگي واقعي مشکلات و مسائلي را با خود به همراه دارد که مانند مانعي راه عشق و علاقه تان را سد مي کند. براي رسيدن به اين منظور ابتدا همسرتان را بشناسيد . همسرتان را به عنوان يک زن و يا يک مرد با خصوصيات ويژه ي جنس خود بپذيريد.
در برقرارى يک رابطه موفق بين زن و شوهر شناخت تفاوتهاى فردى زن و مرد ضروري است. عدم شناخت اين تفاوتها باعث ايجاد سوء تفاهم، تنش و نهايتاً شکست يک رابطه مى شود. بطور مثال زنها معمولاً براى تخليه خود، بيشتر حرف مى زنند در حالى که مردها بيشتر گوش مى دهند. مردها حتى در موقع ناراحتى، براى حرف زدن فرصت مى خواهند و به تدريج آمادگى حرف زدن را پيدا مى کنند. اگر در اين حالت زن، به اجبار مرد را وادار به حرف زدن کند، نوعى عقب نشينى در مرد ايجاد مى شود و به سکوتش ادامه مى دهد. بنابراين زن بايد بداند که همسرش در چه مواقعى آمادگى صحبت کردن دارد. در اين مورد مقالات سکوت حق مسلم آقايان و غر ميزنم تا مرا ببيني! را مطالعه کنيد. گاهي اوقات شناخت از روحيات طبيعي جنس مخالف نجانت دهنده ي رابطه ي زناشويي است. دکتر جان گرى در اين باره مى گويد: «زنى که احساساتش را با شوهرش در ميان مى گذارد ، طبيعتاً همسرش را به حرف زدن تشويق مى کند اما وقتى مرد احساس کند زنش از او توقع صحبت دارد، ترجيح مى دهد که سکوت کند و حرفى نزند. او حرفى براى گفتن ندارد و حتى اگر داشته باشد در برابر ابراز آن مقاومت مى کند زيرا توقع زنش را احساس مى کند.» در مقابل زن احساس مى کند که حرف نزدن مرد دليل بر عدم علاقه او به همسرش است و بنابراين زن احساس ناراحتى مى کند.
دکتر جان گرى عقيده دارد: «مرد مى خواهد به همان شکلى که هست پذيرفته شود و بعد به تدريج گفتنى هاى خود را مطرح مى سازد. وقتى زن انتظار دارد که شوهرش بيشتر حرف بزند و يا وقتى از اينکه او خود را عقب مى کشد ناراحت است، مرد احساس مى کند که مورد پذيرش زنش قرار ندارد. مردى که احساس مى کند براى در ميان گذاشتن احساسات و براى اينکه لب به سخن بگشايد بايد خود را به عقب بکشد، نياز فراوانى به گوش کردن دارد. او مى خواهد همسرش از گوش دادن او تشکر کند تا به تدريج نوبت حرف زدن او فرا برسد.» بنابراين شناخت کافى در اين مواقع نجات دهنده يک رابطه است.
براي اينکه شناخت بهتري از روحيات همسرتان پيدا کنيد مي توانيد مقالات روان شناسي زن ومرد تبيان را مطالعه کنيد. ![]() بعد از اينکه از روحيات طرف مقابل آگاه شديد بهتر است مراقب باشيد زندگي تان دچار يکنواختي نشود.اگر مدبرانه رفتار نکنيد و اگر در زندگى خود تغييرات لازم را اعمال نکنيد ، زندگى زناشويى شما احتمالاً خسته کننده مى شود. خستگي از زندگي مشترک گريبان خيلي از زوج ها را مي گيرد. شاداب بودن و مبتکرانه رفتار کردن، به زن و شوهر کمک فراوانى مى کند. اگر زن و شوهر خواهان زندگى زناشويى يا طراوت هستند بايد رشد و تغيير کنند.
درست همان طور که رشد جسمانى براى فرزندان ما امر مسلم است بايد پيوسته در زمينه هاى عاطفى، احساسى، ذهنى و معنوى نيز رشد کنيم. وقتى روابط زناشويى امکان رشد را فراهم نسازد ، آن پيمان کمرنگ مى شود. دوست داشتن همسر بدين معنا نيست که لزوماً همه دقايق زندگى خود را با هم باشيد. دوست داشتن همسر بدين معنا نيست که لزوماً همه دقايق زندگى خود را با هم باشيد. اين هم مى تواند از شور و شوق زندگى بکاهد. داشتن دوستان و فعاليت هاى مناسب وسيله اى است تا شادابى بيشترى به زندگى زناشويى خود بدهيد . معاشرت داشتن با زوج هاى ديگر نيز وسيله مناسبى است که به زندگى شما طراوت بيشترى مى دهد.
يکى از عوامل فرو نشاندن مهر و عشق در خانواده يکنواخت بودن و يکنواخت زندگى کردن است. حتى اگر از زندگى يک نواخت خود لذت مى بريد گاهى لازم است که کارى جديد و بر خلاف هميشه صورت دهيد. براى حفظ شور و نشاط در زندگى زناشويى، زن و شوهر بايد در عشق رشد کنند. با هم زندگى کردن، با هم خنديدن، با هم گريستن و با هم آموختن به زن و شوهر امکان مى دهد که يکديگر را بيش از پيش دوست بدارند و مهر و محبت ميان شان بيشتر شود. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| برو به صفحه << | |
































