آنلاین
بیشترین افراد آنلاین همزمان 6
(اعضا: 0, مهمان: 6) در تاریخ جمعه 19 شهريور 1389 - 14:33:12
اعضا: 40
جدیدترین عضو: ali2006gs
انجمن ها
| پورتال دانشگاه پيام نور شهرستان اسكو :: انجمن ها :: گوناگون :: اطلاعات عمومی |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| عشاق موفق | ||
| برو به صفحه >> | |
|
مدیران: webmaster, haeri, A.K.Oskuie, اسکویی, friga, Alimardani
|
| نویسنده | ارسال | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | عشق معجزه مي کندنگرش زوج ها در ازدواج موفق![]() در ازدواج هاي موفق، زن و مرد يکديگر را همان طوري که هستند، دوست مي دارند و اشتباه ها و عيب هاي يکديگر را ناديده مي گيرند. در حقيقت، آنان چنان مجذوب يکديگر مي شوند و خود را ديگري مي پندارند که احساس خوشبختي همسرشان سعادت آنان نيز هست و آن چنان به سرنوشت يکديگرعلاقه مند هستند که خود را فراموش مي کنند و در واقع به ياري هم، سعادت و خوشبختي يکديگر را تضمين مي نمايند. البته اين کار، چندان ساده نبوده و نيست در حقيقت اين زن و شوهر شخصيت و خصوصيت هاي اخلاقي يکديگر را دوست دارند، حتي اگر با مذاق يکي سازگار نباشد. آنان بدون هيچ قيد و شرطي، يکدل و صميمي، تا آخر عمر از هم حمايت مي کنند گرچه ممکن است اين موفقيت در همه حال امکان پذير نباشد اما آنان در حقيقت يکديگر را دوست داشته و به هم تعلق دارند. اعتماد کامل، مهم ترين اصل ازدواج موفق است. اين اعتماد يک باره به دست نمي آيد بلکه با تلاش و همدلي هر دو طرف محقق مي شود و يک ازدواج سالم و پويا، همواره از اين موهبت برخوردار است ويژگي هاي زوج هاي موفق- هر کدام از طرفين، در راهي که برايشان معني دار است، قدم برمي دارند، براي کيفيت زندگي خود، ارزش قائل اند و مي خواهند نيازها و خواسته هاي شان بر طرف شود. زن و مرد نه تنها براي نيازها و خواسته هاي يکديگر ارزش قائل اند بلکه به کار، تفريح و روابط خود با ديگر دوستانشان نيز احترام مي گذارند. - رابطه اي روشن و صريح بين زوج ها برقرار مي شود؛ طوري که هر يک به سمت رشد و تعالي در حرکت است. هر يک از دو طرف ازدواج، حقوق ديگري را شناخته و تا حد امکان، سعي در رعايت آن دارند. در اين گونه روابط، هر شرايطي که به نظر مناسب مي آيد و يکي از زوج ها براي خود مي خواهد و ايده آل است را براي شريک زندگي خويش نيز طلب مي کند و سعي در فراهم کردن آن دارد. - افراد، انجام کاري را که خود از عهده ي آن بر مي آيند، به ديگري محول نمي کنند. در يک رابطه معني دار، اشخاص هر کدام براي رسيدن به هويت مستقل، تلاش مي کنند. - طرفين، مسوول خوشبختي خود هستند و ديگري را سبب بدبختي شان قلمداد نمي کنند. در يک رابطه معني دار، اشخاص هر کدام براي رسيدن به هويت مستقل، تلاش مي کنند. - اعضاي خانواده سالم، انتقادهاي به جا و اصولي ديگران را با گشاده رويي پذيرا مي شوند و در جهت رفع آن ها بر مي آيند. در خانواده سالم، هر يک از اعضا سعي دارند ديگران را در احساس ها و تجربه هاي مثبت و سازنده ي خود، شريک کنند تا همگي از شادابي و سرزندگي برخوردار شوند. ابراز صادقانه احساس ها، بهترين راه ايجاد رابطه اي عميق تر در ازدواج موفق است. احترام به عزت نفس شريک زندگي، از ديگر خصلت هاي زن و مرد در ازدواج سالم و موفق مي باشد. - طرفين از سلطه جويي بر ديگري، اجتناب مي کنند. در اين رابطه، هر دو طرف به يکديگر احترام مي گذارند و تا حد امکان، دنيا را از دريچه ي چشم ديگري نگاه مي کنند. - اشخاص به خلوت و سکوتي که به آن نياز دارند، احترام مي گذارند. به يکديگر اجازه مي دهند تا از خلوت خود برخوردار باشند. يکديگر را زير فشار نمي گذارند تا مسائل و جنبه هاي خصوصي خود را افشا کنند. - زن و شوهر با هم براي حل مسائل اقتصادي، تلاش نموده و براساس توافق، کارها را بين خود تقسيم مي کنند. هيچ گونه اجباري در کار نيست و همه امور بر مبناي علاقه، عشق و توافق، استوار است. هيچ يک از آنان مجبور نيستند اوامر غيرمنطقي يکديگر را تحمل کنند نقش ها و تقسيم کارها مشخص است و قابليت مانور روي آنها وجود دارد پذيرش نقش ها و وظيفه هاي بين دو طرف، براساس آگاهي و اختيار است و هيچ گونه تحميلي در کار نيست. - به امکانات مادي، به عنوان عوامل ايمني بخش مطلق، نگريسته نمي شود چرا که براي بقاي آن، هيچ گونه ضمانتي در کار نيست. در ازدواج پايدار، عشق و علاقه، هميشه دو سويه و عميق است و امنيت لازمه، به وسيله اعضا ايجاد مي شود. ![]() - زن و شوهر از پيش داوري در مورد شريک زندگي خود، خودداري مي کنند. دو طرف با کمال صداقت، با هم ارتباط برقرار نموده و پيام ها و نظرهاي خود را با صراحت و روشني لازم بيان مي کنند. هيچ گاه احتياجي به حدس و گمان و پيش داوري ندارند. هر يک از آنان، نه تنها با شريک زندگي و ديگر اعضاي خانواده ي خود روراست است، بلکه با خود نيز صراحت و روراستي لازم را دارد. که گاهي هر دو طرف، خود را مورد ارزيابي قرار مي دهند تا خود را بهتر بشناسند. اين کار به آنان اين فرصت را مي دهد که بدون غرض، فکرها و احساسات خود را مورد کنکاش قرار دهند و در صورت منفي بودن، آنها را اصلاح کنند. - هر يک از طرفين مي توانند آشکارا درباره آن چه در رابطه شان مهم و معني دار است، حرف بزنند در يک رابطه معني دار، هر دو مي توانند درباره مسائل خود، با يکديگر حرف بزنند و نظريه هاي خود را بيان کنند. مي توانند خواسته هاي خود را مطرح سازند و انتظار داشته باشند تا مخاطب آنان، حرف شان را درک کند و به آن اهميت بدهد. (براي نمونه، اگر احساس مي کنيد در رابطه خود با همسرتان دچار مشکل هستيد، مي توانيد قدم اول را شما برداريد و با او درباره مشکل تان حرف بزنيد. در اين زمينه به جاي اين که به همسرتان بگوييد چگونه رفتاري دارد و چه تغييري بايد در خود ايجاد بکند، با او درباره احساس خودتان حرف بزنيد و توضيح دهيد که در رابطه با او چه احساسي داريد.) - اصل زندگي، بر زمان حال استوار است و هر دو طرف بر اين امر واقف اند که زندگي، هيچ گاه براساس شانس و تصورهاي موهوم استوار نيست. بسياري از توقع ها به دور ريخته مي شود و طرفين براي آرامش بخشيدن به هم، با يکديگر ازدواج مي کنند و دوست دارند خانواده اي سعادتمند را بنا نهند. - طرفين نسبت به يکديگر متعهدند. تعهد، بخش حياتي يک رابطه صميمانه است تعهد نشانه آن است که اشخاص مي خواهند و مايلند در بحران ها کنار هم باقي بمانند. - موقعيت شناسي، شنيدن و گوش دادن به حرف هاي همسر و همين طور شناخت فرصت مناسب براي صحبت کردن و يا در ميان گذاشتن موضوعي خاص، از ديگر خصيصه هاي ازدواج موفق است. شنيدن آزادانه حرف هاي شريک زندگي، موجب اعتماد و صداقت بيشتري بين آنان مي شود. در ازدواج سالم، براي رفع اختلاف ها، دو طرف با مشاوره و تبادل افکار، بر مبناي مساوات و برابري، به توافق منطقي مي رسند و راه حل مشترک را انتخاب مي کنند. - هر دو طرف، خود را برابر و مساوي و موظف مي دانند که به جنبه هاي نابرابر در رابطه خود، توجه کنند و آن را از ميان بردارند. ![]() - هر دو طرف بدون هيچ گونه محدوديتي، مي توانند به هدف هاي آرماني خود برسند و حمايت بي دريغ اعضاي خانواده از هم، موجب مي شود سريع تر به هدف هاي شان دست يابند. گذشت زمان، تفاهم و پيوند را قوي تر مي کند و باعث مي شود هيچ فشار و عامل بيروني و دروني، نتواند پيوند را از هم بگسلد. هر کس استعدادها و تجربه هاي فردي اش را در اختيار همسر يا ديگر اعضاي خانواده قرار مي دهد و موجب استحکام و دوام ازدواج مي شود. در ازدواج سالم و موفق، استقلال فردي از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. - طرفين يکديگر را تشويق مي کنند تا به آن چه شايستگي اش را دارند، برسند متاسفانه بسياري از اشخاص به ويژه در روابط صميمانه، مانع از تغيير و تحول يکديگر مي شوند. ممکن است انتظارها، توقع ها و نيازهاي آنان، سببي باشد که از ايجاد تغيير و تحول در طرف مقابل، جلوگيري کند. طرفين نسبت به يکديگر متعهدند. تعهد، بخش حياتي يک رابطه صميمانه است تعهد نشانه آن است که اشخاص مي خواهند و مايلند در بحران ها کنار هم باقي بمانند.
- اعتماد کامل، مهم ترين اصل ازدواج موفق است. اين اعتماد يک باره به دست نمي آيد بلکه با تلاش و همدلي هر دو طرف محقق مي شود و يک ازدواج سالم و پويا، همواره از اين موهبت برخوردار است. بدون اعتماد، در اصل، ازدواج موفق معني ندارد با افزايش اعتماد، ارتباطات اعضاي خانواده سالم مي گردد، اعتماد به نفس و هويت فردي هر يک از آنان، تقويت مي شود و ميزان رنجش و کدورت خانوادگي، به صفر مي رسد. اعتماد، سبب ترقي و پيشرفت مي شود و هر دو طرف را به يک آگاهي مي رساند که بتوانند با حقايق و مشکلات برخوردي مناسب داشته باشند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | تار های دل او در دست شمااینکه زن وشوهر برای داشتن زندگی مشترک و تداوم آن نیاز به تفاهم و اشتراک فکری و علاقمندی دارند، جای سخنی نیست. این دو خود باید خواستار وصل و علاقه مند به پیوند با یکدیگر باشند ، ولی فراموش نکنیم که با رعایت جنبه های مربوط به ظواهر زندگی و سر و وضع خود هم می توان موجبات جلب و جذب یکدیگر را فراهم آورد. جلب کردن شریک زندگی تنها با علم، مدرک تحصیلی، زیبایی و ثروت میسر نیست، زیرا عملاً افرادی را می شناسیم که این جنبه ها را دارا هستند ولی درعین حال از هم نفرت دارند. برقراری روابط دوستانه و جلب هم تا حدود زیادی بستگی دارد که شما در زندگی چه می کنید و در برابر مسائل آن چگونه موضع می گیرید و یا در برابر همسر به چه صورت حاضر می شوید. روش شما در زندگی و تلاش تان برای سر و سامان دادن آن باید به گونه ای باشد که علاقه همسرتان را برای زندگی با شما برانگیزد و گرایش او را نسبت به شما جهت دهد. ![]() چگونگی جلب و جذب اینکه این کار چگونه امکان پذیر است، باید بگوییم شیوه هایی وجود دارد که با رعایت آنها می توان در این مهم توفیق یافت. قبلاً ضروری است بگوییم از دیدی زندگی، هنری است که موفقیت در آن نیازمند به ظرافت کاری است و فرد هنرمندتر در آن موفق تر است. در این مسیر بدانید که شما باید تارهای دل همسرتان را در چنگ خود داشته باشید و کاری کنید که او به شما راغب و علاقه مند باشد. اما نکات و اصولی که در این زمینه باید موردنظر باشند بسیارند و از آن جمله است: 1- توجه به سر و ضع خودتان برخی از زنان و شوهران تصور می کنند، آراستن خود مربوط به چند روز اول زندگی زناشویی است و پس از آنکه خودمانی شدند، حق دارند به هر صورتی که خواستند، با اوضاعی آشفته و درهم در برابر هم ظاهر شوند. نزاکت زندگی ایجاب می کند که آراستگی زن و شوهر تا پایان عمر ادامه یابد. اینکه طرفین یکدیگر را در لباس کار و یا آشپزخانه ملاقات کنند، در نهایت به هنگام برخورد در همان سطح نسبت به هم رفتار خواهند کرد و ارزش و اعتباری برای یکدیگر قائل نخواهند شد. سر و وضع ظاهر باید به گونه ای باشد که طرفین رغبت آن را داشته باشند، در کنار یکدیگر بنشینند و به معاشرت بپردازند. در دنیای امروز این امر ضروری است، زیرا که وسوسه ها، عوامل گمراهی و انحراف ها، زیادند. افراد در محیط خارج خانه و حتی در داخل خانه به علت ارتباط با گفته ها، نوشته ها، دیدارها و شنیده ها در معرض خطرات بسیاری هستند. توصیه های اسلامی هم می گویند: خود را برای همسرانتان بیارایید و در این امر زن و مرد مشترک هستند. طرفین حتی باید اجازه دهند، همسرانشان لباس آنها را برگزینند و یا آنچه را که مورد علاقه آنهاست، بپوشند تا آنها از آن لذت ببرند. هم چنین سفارش شده است به مقدار متعادلی باید خودنمایی همسر را پذیرا شد و با تبسم و چهره گشاده ای وضع او را تحسین کرد و این برای استحکام زندگی ضروری است و تجارب گذشتگان و آنهایی که در زندگی خانوادگی آرامش نسبی بیشتری دارند، همین امر تأیید می کند. حضور در فضاهای باز اجتماعی با همه جنبه های مثبت این عیب را دارد که میل به تنوع طلبی را در افراد افزایش می دهد و افراد سست قلب و سست ایمان را وادار می کند که در برابر رفتارهای ناپسند در مواردی تسلیم شوند. زیان زیاده روی در این امر همچنان باید توصیه کرد که از افراط و زیاده روی برحذر بود . اگر بنا بشود پایه جلب و جذب فقط به زیبایی و سر و وضع ظاهر باشد و از آنچه که مربوط به معنویت و درون است، خالی باشیم، آن زندگی دوام نخواهد یافت.اساس زندگی را بر احترام متقابل و تفاهم و اشتراک فکر باید گذارد تا در دل های یکدیگر نفوذ کنند وگرنه خود آرایی و دلربایی تا مدتی موثر است و پس از آن عادی و طبیعی می شود و جذابیت اولیه را از بین می برد. 2- سر و سامان دادن به زندگی نکته دیگری که موجب جالب شدن زندگی و برانگیختن رغبت می شود، سر و سامان دادن به زندگی است. وصول به این امر گو اینکه از جهاتی نیازمند به مال است، ولی آنچنان نیست که بگوییم فقر و تهیدستی مانع آن می شود. شما افراد بسیاری را می شناسید که تنها در یک اطاق زندگی می کنند و با وجود فرزندان در همان اطاق سر و سامان یافته اند. وضع خانه را به گونه ای می آرایند که با وجود وسایل بسیار ارزان در آن احساس آرامش و امنیت می کنند. اصولاً داشتن سلیقه و به کاربردن ذوق خود مسئله ای است که همگان واجد آن نیستند. سر و سامان داشتن زندگی، باعث شادابی کسانی است که وارد اتاق می شوند و درمی یابند فردی زنده و متحرک و مدیری کدبانو در این خانه زندگی می کند. همچنین ضروری است که خانه منظم و هر چیزی تقریباً درجای خود باشد و هر از گاهی تنوعی در دکور آن ایجاد نمود . ![]() 3- توجه به جنبه های مادی زندگی شاید این در حد شعار و انشایی بیش نباشد که افراد می گویند ما به جنبه های مادی توجهی نداریم و مسئله غذا و استراحت برای ما مسئله ای برای درگیری نیست. بخشی از زندگی طرفین به همین مسائل و امور وابسته است اگر به فرد گرسنه ای غذا نرسد، عصبانی می شود و اگر برای خسته ای امکان خواب و استراحت نباشد، خشمگین می شود و بر سر همه داد می کشد. بدین سان بخشی از توجهات طرفین باید متوجه این امر باشد که جنبه های مادی زندگی را سر و سامان دهند. تلاش در تأمین آسایش شک نیست که زن و مرد هردو کار و تلاش می کنند و در روز خسته می شوند. گاهی زن و زمانی مرد خسته تراست. اگر بنا باشد در چنین مواردی بر اساس قانون وظیفه بخواهند کارکنند، ارکان زندگی متزلزل می شود. ضروری است هریک از راه خیرخواهی و احسان موجب آسایش دیگری را فراهم آورد. خستگی و نیاز به استراحت موجب اوقات تلخی است و بی توجهی شما به خستگی همسر او را عصبانی تر می کند و حوصله او را بیشتر سر می برد. به تامین آسایش و راحتی همسر بپردازید. در مواردی زمینه را برای استراحت آنان فراهم آورید. گاهی بکوشید برای تنوع زندگی گردش و تفریح و مسافرتی داشته باشید اگرچه به علت کمبود بودجه به شهر یا روستایی نزدیک بروید. سختی سفر را به رخ همسرتان نکشید. همیشه امکان ندارد، کارها بر وفق مراد شما باشد و همسر شما تابع رای شما گردد، زیرا او هم انسان است و برای خود فکر و استقلال قایل است. 4- رعایت آداب و اخلاق عالی ترین صفات زوجین در برابر هم رعایت ادب و احترام، دلسوزی و صمیمیت، خیرخواهی و حفظ آبروی همسراست. بی ادبی، جسارت، بی مهری و بی وفایی، حسد، تندخویی، بدزبانی، خودبینی، دروغگویی، ولگردی و هوسرانی خود از عوامل مهم درگیری و اختلاف هستند. این صورت زندگی است که لحن شما در برخوردها محبت آمیز و خوشحال کننده و قیافه تان متبسم، بشاش و نشان دهنده آرامش شما باشد. محبت و مهربانی زن ها دل مردان را می رباید و محبت و مهر و علاقه شوهر به همسر هرگز فراموش نمی شود. لحن سخن و برخورد باید به گونه ای باشد که نشان دهد شما خیرخواه او هستید و ظاهر آرام تان باید نشان دهد، از مصاحبت با او لذت می برید. با چنین وضع و حالتی حتی می توان انتقادات خود را از او مطرح کرد. ضرورت حفظ و کنترل خود گاهی یک سخن نابجا زندگی مشترک را آتش می زند. این مسئله را بپذیرد که همیشه امکان ندارد، کارها بر وفق مراد شما باشد و همسر شما تابع رای شما گردد، زیرا او هم انسان است و برای خود فکر و استقلال قایل است. آرامش خود را حفظ کنید، بکوشید آرام حرف بزنید، از اضطراب و تشویش دوری کنید که این خود از عوامل آرامش بخش و آسایش دهنده است. غرض این است که در همه حال وظیفه را تشخیص دهید و برای شیرین تر کردن زندگی و داشتن حالات دوستانه از مسیر شرع و مکتب وارد شوید و هرگز راهی که خلاف رضای خداست نپیمایید. در همه حال، به این امر اطمینان داشته باشید که آن کسی که با خدا و در راه خدا باشد، خدا با اوست. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | خيانت ،آخر رابطه با همسر؟![]() به رغم تصور بسياري از همسران، بروز خيانت در زندگي مشترک، به معناي رسيدن به بنبست نيست، هنوز ميتوان ازدواج را از نابودي نجات داد. شايد خيلي از افرادي که با موضوع خيانت همسر مواجه ميشوند، تصور کنند بخشيدن همسر خطاکار ، خود خطايي بزرگتر است که تنها باعث ميشود همسرشان به خودش اجازه دهد تا اين خطا را بيشتر انجام دهد. در اينکه عدهاي افراد وجود دارند که واقعا به دنبال سوء استفاده هستند، شکي نيست اما اين قانون در مورد عده زيادي نيز صدق نميکند. احتمالا افرادي که اصرار به نبخشيدن دارند ، متوجه نيستند که اين کار چه آسيب شديدي را به جسم و البته مهمتر از آن به روح و روان آنها وارد ميکند و علاوه بر آن، چطور زندگي آنها را مختل کرده و آنها را کاملاً از هر چه ميتواند باعث شاديشان شود ، محروم ميکند. بسياري از مواقع اصرار بر بخشيدن و برداشتن قدمهاي مثبت بيشتر به نفع يک نفر است و آن خود ما هستيم! دليل خيانت، از يک همسر به همسر ديگر بسيار متفاوت است. دليل اتفاقي که براي زندگي شما افتاده، ميتواند تأثير زيادي روي تصميم شما بگذارد و برخورد شما را بسيار متفاوت کند. پيتمن- يکي از روانشناساني که سالها روي موضوع خيانت کار کرده است- دلايل اين موضوع را در چند دسته تقسيم ميکند. آشنايي با اين دلايل ميتواند به شما در تصميمگيري درستتر کمک کند. او ميگويد علت خيانت همسران معمولا در چهار دسته قابل تقسيمبندي است. خيانت از نوع تصادفي : منظور اين است که گاهي اوقات فرد واقعا قصد عهدشکني ندارد، برنامهريزي قبلي نيز براي اين کار ندارد اما آرام آرام در محيط بيرون از خانه به کسي علاقهمند شده و بعد از مدتي بدون اينکه خودش تصميم داشته باشد، خود را درگير رابطهاي خارج از ازدواج ميبيند. البته خيانتهاي تصادفي فقط شامل اين يک مورد نميشود؛ گاهي اوقات دوري همسران از همديگر يا در دسترس نبودن به خاطر بيماري يا بارداري باعث ميشود يکي از همسران به رابطه خارج از ازدواج سوق پيدا کند نکته اصلي در شناسايي اين دسته اين است که همسري که مرتکب خطا شده است، اصرار دارد که اين يک اتفاق بوده و خودش نميخواسته اين طور بشود يا فکرش را نميکرده که اين اتفاق بيفتد. پشيماني جدي همسر خطا کار بعد از مشخص شدن موضوع و آمادگي براي جبران، نشانه دوم براي شناسايي اين دسته است. ![]() علاقه به تنوع در روابط : چيزي که بيشتر در مردان ديده ميشود و اين دسته افراد قبل از ازدواج هم سابقه دوستي با چندين زن به صورت همزمان را در پروندهشان دارند. معمولا پشيماني در اين دسته زود گذر و ناپايدار است. خيانتهاي عاطفي : در اين دسته، افراد معمولا عاشق فرد ديگري شده و ارضاي نيازهاي خود را در اين فرد ميجويند. در اين دسته، رابطه عاطفي بسيار پر رنگتر است و کمتر رابطه جنسي با فردي- خارج از ازدواج- ديده ميشود. کيفيت رابطه همسران با همديگر نقشي تعيين کننده در بروز اين دسته از خيانتها دارد. خيانت با اطلاع طرف مقابل: زماني است که هر دوي همسران اطلاع دارند که يکي از آنها يا حتي هر دوي آنها دست به خيانت زده اما به دلايلي چشم پوشي کرده و اجازه ميدهند تا موضوع ادامه پيدا کند به عنوان مثال زماني که همسر معتاد زني ميداند که همسرش با افراد ديگر رابطه دارد اما به خاطر منافع مادياي که آن روابط به دنبال دارد ، چشم خود را ميبندد تا بتواند از اين طريق پول خريد مواد خود را تامين کند. بسته به اينکه دليل اتفاقي که در رابطه ازدواج شما افتاده، کدام يکي از موارد بالا باشد ، قطعا برخورد شما نيز متفاوت خواهد بود. واقعيت اين است که صحبت ما با دسته آخر نيست؛ زماني که همسران به دلايلي ترجيح ميدهند، چشم خود را ببندند. دسته دوم نيز به نوعي از بحث ما خارج هستند. ممکن است در ظاهر چنين افرادي اظهار دارند که نيازهاي شان در ازدواج تأمين نميشود و با تغيير رفتار همسر، همه چيز درست خواهد شد اما معمولا اين تغيير چيزي را عوض نميکند. براي تغيير واقعي، اين خود فرد است که بايد مسير سخت و البته نسبتاً طولانياي را طي کند تا بتواند عوض شود. به اين ترتيب ميتوان گفت که روي صحبت ما در اينجا با دو دسته اول و سوم است؛ زماني که به صورت تصادفي خيانت صورت گرفته است و زماني که نيازهاي عاطفي ارضا نشده، علت اصلي اين امر بوده است. ![]() حرکت حساب شدهقبل از اينکه هر کاري بتوانيد بکنيد ، به خودتان فرصت دهيد. داشتن احساس خشم و عصبانيت، سرخوردگي، جا خوردن و شوکه شدن و حتي اضطراب و نگراني شديد ، در اين شرايط کاملاً طبيعي است. يادتان باشد هر چه تلاش کنيد که منطقيتر برخورد کنيد ، احتمالا نتيجه برعکستري ميگيريد. دور شدن براي مدتي کوتاه از همسرتان شايد بتواند به آرامشدن تان کمک بيشتري کند. کمک گرفتن از مشاور يا روانشناس در اين مرحله ميتواند گزينه خوبي براي شما باشد. صحبت کردن و بيان کردن احساسات تان با فردي که سوگيري ندارد و شما نيز ترس از آبروريزي نداريد ، ميتواند به شما در آرام شدن و البته رسيدن به جمعبندي در مورد اين موقعيت جديد کمک خوبي کند. تصور اشتباهي که وجود دارد اين است که اگر فردي ميخواهد با همسري که خيانت کرده زندگي کند ، بايد يا او را در اولين فرصت ببخشد يا با حالت قهر به زندگي با او ادامه دهد ، در حالي که حالتهاي ديگري نيز وجود دارد: اول از همه توجه داشته باشيد که لازم نيست همسرتان را خيلي زود ببخشيد! تصور نکنيد که قصد اين است که دلخوري را در دلتان براي سالها نگه داريد اما فراموش نکنيد که فشار وارد کردن به خود براي بخشيدن، در واقع نوعي سرکوب کردن احساسات است، پس لطفا در عوض سرکوب کردن بيدليل احساسات، سعي کنيد اين فرآيند آرام آرام اتفاق بيفتد. شايد بهترين حالت اين است که شما بتوانيد به جمعبندي خوبي درباره موضوع پيش آمده، همسرتان و خواستههاي خودتان برسيد. براي اين کار شما بايد در سه زمينه به خوبي به رابطهتان فکر کنيد؛ گذشته، حال و آينده . در گذشته چه اتفاقاتي بين شما افتاده است؟ رابطه شما چطور بوده است؟ آيا شما نيز در اتفاقي که افتاده دخيل بودهايد؟ رفتار همسرتان چطور بوده است؟ حالا که متوجه شدهايد چنين اتفاقي افتاده چه احساسي به همسرتان داريد؟ رفتار او چطور است؟ آيا پشيمان شده است و خودش نيز دلش ميخواهد قدمي بردارد؟ اگر بچه داريد، وضعيت آنها اين روزها چگونه است؟ و... شايد مهمتر از همه آينده شماست که بايد به آن توجه داشته باشيد؛ براي آينده فرزندتان چه برنامهاي داريد؟ آيا ميخواهيد از همسرتان جدا شويد؟ بعد از آن ميخواهيد چه کار کنيد؟ حالا با توجه به همه آنچه در گذشته بين شما گذشته، آنچه در زمان حال اتفاق افتاده و آنچه براي آينده برنامهريزي کردهايد، سعي کنيد جمعبندي منظمي از اين موقعيت جديد و خواستههايي که داريد ، داشته باشيد. گاهي اوقات علت خيانت يکي از همسران، رابطه عاطفي آسيب ديده درگذشته است. به عبارتي قبل از خيانت، نوعي طلاق عاطفي را در خانواده شاهد هستيم. در اين شرايط با بروز خيانت و لو رفتن موضوع، اين فاصله عميقتر شده و تقاضا براي طلاق به عنوان گزينهاي جدي مطرح ميشود.دراين موارد مي توان در صورت پشيماني کسي که خيانت کرده با اصلاح رابطه به حفظ ازدواج اميد وار بود. يکي ديگر از دلايلي که در بروز خيانت موثر است، ارتباط جنسي مشکلدار همسران است. منظور از مشکل، عدم رضايت يکي از طرفين يا هر دو نفر است . در اين موارد اول از همه يادتان باشد رابطه جنسي رضايت بخش داشتن، موضوع کماهميتي نيست و دوم آنکه براي بهبود رابطه در اين بخش لازم است از متخصصان اين زمينه کمک بگيريد. در بسياري از موارد بهبود رابطه در اين بخش، رضايت همسران از رابطه را به صورت کلي بهتر کرده و پيوند عاطفي را نيز قويتر کند. ممکن است چند هفته از خبردار شدن شما از موضوع بگذرد و شما با وجود اينکه دلتان ميخواهد همسرتان را ببخشيد اما نميتوانيد و همين جلوي هر اقدام سازنده بعدي را گرفته است. اگر چنين شرايطي داريد ، شايد بد نباشد بدانيد احتمال بروز خيانت با ميزان رضايت همسران از رابطهشان، ارتباط مستقيمي دارد. اين به آن معناست که هر چه رضايت از رابطه بيشتر باشد، احتمال بروز خيانت کمتر ميشود. فراموش نکنيد که هر کدام از همسران نقش موثري در ايجاد ميزان رضايت دارند. شايد اگر شما ميتوانستيد مشکلات رابطهتان را زودتر شناسايي کرده و قدمهايي براي آن برداريد، اين اتفاق نميافتاد. احتمالا با توجه به اين نکات متوجه شدهايد که به هر صورت هر فردي تا حدي، کم يا زياد، در اينکه همسرش خيانت کند، موثر است. (البته گروه اول وسوم )گاهي اوقات توجه به اين نکته ميتواند از عصباني ماندن براي زمانهاي طولاني جلوگيري کند و از سويي باعث شود تا انگيزه بيشتري براي تغيير کردن و بهبود رابطهمان داشته باشيم. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | نقش یک همدم عاشقرابطه زناشویی یک رابطه دوطرفه است و مسلما اقدامات یکی از طرفین نمی تواند تاثیر قطعی داشته باشد. هر یک از زن و مرد نیز نیاز ها و ویژگی های خاص خود را دارند و بنا به جنسیتشان ممکن است رفتار های خاصی را به عنوان توجه و محبت قلمداد کنند. در مقالات متعدد راهکارهای فراوانی را اشاره کردیم که کمک کند تا خانم ها و آقایان بتوانند قلب همسر خود را در دست داشته باشند . در مقاله محبوب شدن برای شوهر شیوه هایی را به خانم ها معرفی کردیم و در این نوشتار قصد داریم نکاتی ریز اما مهم و پر بازده را به آقایان ارائه دهیم. ![]() برخی از آقایون واقعاً کم لطف و بی اعتنا هستند. خانمها به شدت نیازمند تشکر و قدردانی بوده و تمایل دارند که طرف مقابل همواره و در همه حال علاقه و محبت خود را به آنها ابراز کند. خانمها به کسی احتیاج دارند که بتوانند از نظر روحی با او ارتباط برقرار کنند. آنها کسی را می خواهند که بتوانند با تمام وجود به او اعتماد کنند؛ به دنبال یافتن مردی هستند که بتوانند با او آزادانه در مورد مشکلات خود صحبت کنند و آمال و آرزوهای آتی خود را مطرح نمایند. اصولاً خانمها موجودات عجیب و مرموزی هستند، اما اگر فقط بخواهید و بتوانید صادقانه نقش یک شریک و همدم عاشق را بازی کنید آنها هم با اخلاص تمام معنای عشق حقیقی را به شما نشان خواهند داد. اگر در پی به دست آوردن عشق حقیقی خود هستید، باید با رفتار و گفتار خود به او اثبات کنید که صمیمانه دوستش می دارید.
1-مهربان باشید و در تمام شرایط با او اظهار همدردی کرده و درکش کنید. خانمها عاشق مردهایی هستند که دلسوز و مهربان بوده و قلباً برایشان ارزش و اهمیت قائل باشند. یک خانم تمایل دارد عبارت “چه مرد خوبی!” را دائماً در مورد کسی که با او ازدواج کرده است، تکرار کنند. او دوست دارد که شوهرش هرچند وقت یکبار به او بگوید که تا چه حد برایش مهم است و این امر را در رفتارهایش نیز به او ثابت کند! بی دلیل به او گل، کادو، و کارت هدیه بدهید، به او زنگ بزنید، و یا زمانیکه خانه نیست روی منشی تلفنی پیامی عاشقانه برایش بگذارید!!! به هر حال هر کار کوچکی که فکرش را می کنید انجام دهید تا او متوجه شود که شما برایش اهمیت قائل هستید. ابراز محبت را دیدنی و ملموس کنید و آن را به کلیه کارها و خدماتی که در روند معمول برای او انجام می دهید استناد نکنید. روز های خاص را فراموش نکنید. دوستان همسر شما در این روز هدایای کوچک محبت آمیزی را دریافت می کنند. خانم ها همسر خود را در این موارد با دیگران مقایسه می کنند تا ببینند او تا چه حد به آنها اهمیت می دهد. 2-به او کادوهایی با فکر قبلی هدیه بدهید. خانم ها عاشق این هستند که طرف مقابل آنها را غافلگیر کند. این هدایا لازم نیست که حتماً گرانقیمت باشند تا او را خوشحال کنند، بلکه فقط کافیست این کار را از صمیم قلب خود انجام دهید. ارزش یک هدیه هیچ ربطی به قیمت آن ندارد بلکه فکری که ورای آن بوده و دلیل خرید است که آنرا ارزشمند می کند. این هدیه های گاه و بی گاه به خانم نشان می دهد که تنها کسی است که شما در ذهن خود به او فکر می کنید و برایش ارزش و اهمیت قائل هستید. 3- لازم نیست حتماً منتظر رسیدن تولد و یا روز خاص دیگری باشید. بی هیچ دلیل خاصی برایش هدیه تهیه کنید. برخی از آقایون تصور می کنند که باید حتماً پولدار باشند تا بتوانند این کارها را انجام دهند، اما اینچنین نیست، تنها کافی است که کمی بیشتر فکر خود را به کار بیندازید. 4- روز های خاص را فراموش نکنید. دوستان همسر شما در این روز هدایای کوچک محبت آمیزی را دریافت می کنند. خانم ها همسر خود را در این موارد با دیگران مقایسه می کنند تا ببینند او تا چه حد به آنها اهمیت می دهد. اگر می خواهید همچنان شاهزاده ی رویاهای همسرتان باقی بمانید بهتر است هدیه ی ویژه ای را برای او در نظر بگیرید. به هر حال یک چیز کوچک هم خیلی بهتر از هیچ چیز است. او دوست دارد که شوهرش هرچند وقت یکبار به او بگوید که تا چه حد برایش مهم است و این امر را در رفتارهایش نیز به او ثابت کند! 5- مودب باشید و از او تمجید کنید. خانم ها دوست دارند شما از واژه های “لطفاً” ، “ببخشید”، “قول می دهم” و “متشکرم” استفاده نمایید. از او بپرسید که روز خود را چگونه گذرانده؛ به او بگویید که زیبا، قشنگ، و با نمک است. به او بگویید که برایتان فوق العاده ترین فرد دنیاست. از او به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام می دهد تشکر کنید. به او بگویید که خصوصیات پیچیده ی زیادی در وجودش نهفته است که کشف همه ی آنها مدت زیادی به طول می انجامد. 6- شنونده خوبی باشید. برای افکار و عقاید او ارزش قائل باشید. نقاط قوت و افکار ناب او را تشخیص دهید. حتی اگر در برخی از موارد با او هم عقیده نیستید، نکات مثبتی را در نظریاتش پیدا کرده و به او یادآوری کنید. این مسئله ضروری است که او احساس کند در مقابل شما یک انسان کامل است. هیچ موقع او را سرکوب نکنید حتی به شوخی! ![]() 7- هنگامیکه در جایی هستید که نمی توانید آشکارا ابراز علاقه کنید، به او نگاه کرده و لبخند گرمی نثارش کنید. همیشه درها را برایش باز کنید حتی در تنهایی، شاید بعضی ها بگویند که این کارها قدیمی شده است، اما این امر نشانی از احترام است و ادب و احترام هم چیزی نیست که رنگ کهنگی به خود بگیرد. این امر به عنوان نوعی نزاکت عمومی قلمداد می شود. در خرید او را همراهی کنید تا با سلایق او هم آشنا شوید. 8- سعی کنید به بهترین نحو با او صحبت کنید. وقتی که او مشکلات خود را با شما در میان می گذارد، سعی کنید تا آنجا که می توانید صحبت هایش را قطع نکنید، نظریات مختلف در مورد راه حل های مختلف را با او در میان بگذارید، اما اگر خودش مسیر دیگری را انتخاب کرد ایرادی به او نگیرید و باز هم او را همراهی کنید. 9- در مورد او با دوستان خودتان و دوستان خودش با افتخار صحبت کنید و نشان دهید از اینکه با او هستید به خود می بالید. این کار به ویژه زمانی که تازه با هم آشنا شده اید اهمیت بیشتری پیدا می کند. او نیاز دارد که بداند شما دوستش می دارید و دوستان و اطرافیان نیز از این امر مطلع گردند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | رابطه با همسرتان را بتکانید!![]() این روزها خانم های خانه به فکر خانه تکانی هستند. تمیز کردن شیشه ها ، شستن پرده ها و فرش ها ،پاک کردن دیوارها و مرتب کردن محتوای کمد ها .این یک سنت قدیمی است . همه ی ما به خاطر داریم که از تکاپوی مادرمان در روز های پایانی اسفند ، متوجه می شدیم عید نزدیک است. ایرانیان سعی می کنند در حالی به استقبال سال نو بروند که خود و خانه شان را از آلودگی ها پاک کرده اند.اما برای داشتن سالی پر بار ، باید در خیال از جنبه های فردی واجتماعی مان تجدید نظر کنیم.گذشته ها را بتکانیم و برای آینده از نو بسازیم. هدف این مطلب کمک به شما در خانه تکانی روابط تان با همسرتان و باز نگری عشق و ارتباطی است که بین شما وجود دارد. خوب است در این روزهای پایانی سال ، کمی به روابط خود و همسرمان توجه کنیم و با اصلاح رابطه ، تعطیلات نوروز را با آرامش بیشتری در کنار هم بگذرانیم.
هر رابطه ای از سه عنصر تشکیل می شود . دو فرد که در دوسوی پیوستار قرار دارند و خود رابطه که توسط آن ها ساخته می شود. پس برای خانه تکانی رابطه تان بهتر است باهم اقدام کنید.
خانه تکانی روش گفتگو اولین قدم این است که صحبت کردن و گفتگو با یکدیگر را پر رنگ کنید. هر چند مشغله های کاری،حضور فرزندان و مشکلات زندگی ممکن است وقت تان را پر کرده باشد اما باور کنید ارزشش را دارد .اگر رابطه ی شما با همسرتان ، مناسب باشد ، خیلی از مشکلات زندگی تان حل می شود و یا حداقل تحملش آسان می گردد.
اگر خانم در آشپزخانه و آقا مقابل تلویزیون و گوش دادن به اخبار ،جملاتی را باهم رد و بدل کنند ، در عین حال که همصحبت هم بوده اند اما گفتگویی موثر برای تحکیم رابطه شان انجام نداده اند. حرف های روزمره ،مشکلات فرزندان ، تصمیم هایی راجع به خرید مایحتاج زندگی و حرف هایی از این جنس از ملزومات زندگی زیر یک سقف است اما این نوع حرف ها به تنهایی باعث تقویت احساس شما به یکدیگر نخواهد شد.گفتگوی تان را به روشی متفاوت از گذشته انجام دهید. ![]() گفتگوی صحیح ، باعث نزدیک شدن به همسرتان ، احساس علاقه ی بیشتر و تقویت ارتباط تان می شود.اما این کار هم برای خود باید و نباید هایی دارد که آگاهی از آن لازم است. *مراقب کلمات و سبک گفتگوی تان باشید. سبک گفتگو و کلماتی که استفاده می کنید ، باید بیانگر محبت و احترامی باشد که برای همسرتان قائل هستید . خیلی از ما به همکاران ،فامیل و حتی غریبه ها با احترام سخن می گوئیم و کلمات زیبایی را بکار می بریم اما داخل محیط خانه و در کنار نزدیک ترین فرد زندگی مان به بهانه ی صمیمیت ، نه تنها به فکر زیبا صحبت کردن نیستیم بلکه گاهی الفاظ نامناسب بکار می بریم. زیبا صحبت کردن باعث افزایش عشق وعلاقه می شود.
امام سجاد ـ علیه السلام ـ خوب حرف زدن، مرد را محبوب زن و فرزند می سازد.(خصال باب پنج گانه، حدیث 90. ) البته این فرموده ی امام در مورد زنان هم صدق می کند.
*مراقب روال و نتیجه ی گفتگو باشید. این یک هنر است که گفتگوی مان به مشاجره نیانجامد . مخصوصا در روزهایی که برای اولین بار وقتی را برای گفتگو با هم اختصاص می دهید. در برخی مواقع زن وشوهر قصد دارند با هم صحبت کنند ، در کنار یکدیگر می نشینند .گفتگو را به خوبی آغاز می کنند اما به دلیل تجربه ی ناکافی در این مورد ، روال صحبت شان تغییر کرده و حتی ممکن است پای مشکلات قدیمی به گفتگوی شان باز شود و به جای تاثیر مثبت ، باعث شود خاطره ای تلخ در ذهن شان بماند. ![]() مشکلات را به شورای حل اختلاف ارجاع دهید راه حل تبیان برای نتیجه بخش بودن گفتگوها و به دعوا نیانجامیدن آن این است که طی قراردادی باهم به توافق برسید زمانی را در هفته برای رفع سوء تفاهم طرفین و بیان دلخوری ها ی هر کدام قرار دهید چون اگر برخی مسائل بیان نشوند ، نه تنها فراموش نمی شوند بلکه با گذر زمان و انباشته شدن آن ها بر روی هم تبدیل به گره ای غیر قابل حل می شوند. (این موضوع در مورد خانم ها بیشتر صدق می کند. آن ها نکته سنج و حساس بوده و گاهی از رفتار همسرشان دلخور می شوند ،اما بیان نمی کنند.اگر گذشت کنند که بسیار مناسب است اما مشکل اینجا ست که در بسیاری مواقع فراموش نمی کنند و تنها از بیان آن صرف نظر می کنند.)بهتر است دلخوری های تان را با زبانی ملایم و با توجه به شناخت روحیات همسرتان بیان کنید و در مقابل شنیدن ناراحتی و انتقاد همسرتان ، از کوره در نروید . سعی کنید مشکل را حل کرده و از یکدیگر دلجویی کنید. ممکن است هفته های اول این کار سخت باشد .برای مثال از برخوردی که همسرتان با شما در مقابل خانواده اش داشته ناراحت هستید. به محض اینکه مهمانان (خانواده ی همسر) از خانه ی شما خارج می شوند . شروع می کنید به انتقاد و بهانه گیری. خیلی از مواقع حتی علت دلخوری تان را مستقیم بیان نمی کنید. این باعث می شود همسرتان فکر کند شما با خانواده ی او مشکل دارید. او هم جبهه گرفته و رفتار نامناسب شما را با رفتاری نامناسب پاسخ می دهد. اما اگر بعد از رفتن مهمانان ،شما بدون هیچ عکس العملی همان رفتار صمیمی گذشته را داشته باشید و در روزی که قرار است برای حل اختلافات ،جلسه تشکیل دهید ، با لحنی دوستانه ،اصل موضوع را بیان کنید. دیگر مشکلاتی که گفته شد ،پیش نمی آید. فراموش نکنید ادبیات و لحن یک انتقاد می تواند در نحوه ی پاسخ گویی به آن نقش زیادی داشته باشد. در تمام لحظه های جلسه ی حل اختلاف ، به یاد داشته باشید کسی که در مقابل شما نشسته است ، شریک زندگی تان بوده و خدایی نکرده دشمن تان نیست . لحظات زیبای با هم بودن تان را به یاد آورید. و در بین گفتگو هر وقت احساس عصبانیت کردید ، چند دقیقه ای گفتگو را متوقف کرده . تغییر حالت دهید . آب بنوشید و خود را آرام کنید تا بتوانید گفتگویی منطقی داشته باشید. همانطور که امام علی (ع) می فرمایند :در هنگام خشم نه تصمیم ،نه تنبیه ،نه دستور. ![]() خانه تکانی روش رفتار : ما با اطرافیان تنها از طریق گفتار ارتباط بر قرار نمی کنیم بلکه نحوه ی رفتار ما در خیلی از مواقع گفتاری است که به زبان نمی آید اما بسیار تاثیر گذار است. نحوه ی نشستن و برخاستن ،چگونگی نگاه کردن ،لباس پوشیدن ، توجه داشتن به نیازهای طرف مقابل ، تکریم و احترام و موارد دیگر ، رفتارهایی است که بر روابط شما با همسرتان تاثیر می گذارد. اگر در گذشته نسبت به لباس خود در حضور همسرتان بی توجه بودید ، در سال جدید ، لباس های روز مبادا و مهمانی های تان را برای کسی بپوشید که مهم ترین رکن زندگی تان است.
آراستگی برای همسر ،تنها وظیفه ی زنان نیست بلکه مردان نیز برای داشتن ارتباطی مناسب باید به ظاهر خود رسیدگی کنند. حسن بن جهم ـ از دوستان امام کاظم علیه السلام ـ گوید: آن حضرت را دیدم که موهای خود را خضاب کرده است، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می کنید؟! حضرت فرمود: آری، اصلاح و مرتّب بودن وضع، بر عفّت زنان می افزاید. زنانی بودند که پاکدامنی را رها کردند به این دلیل که شوهرانشان اصلاح و مرتّب بودن خود را رها کردند. ( وسایل الشّیعه، ج 14) در این روزهای پایانی سال به نحوه ی رفتار با همسرتان توجه کنید. اگر واقع بین باشید و تعصب به خرج ندهید ،متوجه رفتارهای غلط تان خواهید شد . آن رفتارهای اشتباه را از رابطه تان بتکانید . و به جای آن رفتاری را جایگزین کنید که دوست دارید همسرتان در مقابل شما انجام دهد. در مقابل همسرتان متواضع باشید و او را تکریم کنید. همه ی ما انسان ها تمایل داریم به کسی نزدیک شویم که به ما احترام گذاشته و قدر دانمان باشد. این رفتار شما باعث می شود همسرتان به مصاحبت با شما علاقه مند گردد. بهترین معیار برای سنجش یک رفتار مناسب از غیر مناسب همان است که امیرمؤمنانعلیهالسلام بیان میكند: «خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده، آن چه را برای خود میخواهی، برای دیگران بخواه و آن چه را برای خود خوش نمیداری، برای دیگران نیز خوش مدار؛ به كسی ستم نكن؛ چنان كه دوست نداری به تو ستم شود و به دیگران نیكی كن؛ همانگونه كه دوستداری به تو نیكی شود» (نهج البلاغه ،نامه 31) بهتر است این دستورات ارزشمند دینی را در این سال جدید از خانه مان و در مقابل همسرمان ،شروع کنیم .
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | خانه به دوشی با فوت همسر![]() محو تماشای پیرمرد و پیرزنی شده بودم که روی نیمکت پارک نشسته بودند. به نظرم رابطه عاطفی بین آنها زیبا و توصیفناشدنی بود. پیرمرد عصایی در دست داشت و همسرش ظرف آجیلی در دست داشت که هر دو از آن میخوردند. آراسته و مرتب بودند. پس از مدتی به هم کمک کردند و از جا برخاستند و دست در دست هم قدمزنان راه افتادند. خانم مسن با اینکه خودش به سختی راه میرفت دست همسرش را گرفته بود و کمکاش میکرد با کمک او و عصا راه برود. وقتی از مقابل من رد شدند، شنیدم که آقای مسنتر با خنده میگفت: «خانم! اینقدر حرص نخور، میافتی سکته میکنی، من بدبخت میشمها! ...ـ عیب نداره، از دست این بیخیالیات راحت میشوم. هی میگم نباید بادام شور بخوری، گوش نمیدی که...» تا به حال به رابطه همسران در سنین میانسالی و سالمندی دقت کردهاید؟ با اینکه گاهی با هم دعوا میکنند و گهگاه از اینکه بازنشسته شدهاند و ساعات بیشتری در کنار هم هستند، گلهمندند اما طاقت دوری یکدیگر را ندارند و وابستگیشان به هم، به ویژه در سنین سالمندی، کاملا واضح است. مدام نگران هستند که مبادا تنها شوند ولی به هر حال وجود بیماریهای مختلف و شایع در سنین بالا و عوارض برخی بیماریهای دوران جوانی، این امکان را پررنگ میکند؛ به ویژه که غالبا فرزندان هم گرفتار مشکلات زندگی خودشان هستند و اگر خدای ناکرده دست مرگ، آنها را از هم جدا کند، این سالمندان نمیدانند چهطور با مرگ همسر خود کنار بیایند. گاهی با فوت یکی از آنها، آشیانهشان هم نابود میشود و بچهها میخواهند پدر یا مادر را به منزل خودشان ببرند و در آنجا از آنها نگهداری کنند. اما آیا این، راهحل درستی است؟ مبادا با ندانمکاری، به جای کمک به آنها، باعث بیمار شدن و افسرده شدنشان شویم. ![]() در مطب مشاور مرگ همسر در هر سنی، به خصوص در دوران سالمندی، از فاکتورهای بسیار برجسته و موثر در بروز بیماری افسردگی است که جزو فاکتورهای اول در ردهبندی علل و عوامل بروز افسردگی است؛ به ویژه آقایان سالمند که نسبت به از دست دادن همسرشان آسیبپذیرتر هستند چون خاصیت انعطافپذیری در آقایان کمتر است و معمولا آقایان از نظر سیستم روانی شکنندهتر از خانمها هستند. فرد سالمندی که شریک زندگی و هم زبانش را از دست داده شدیدا در معرض افسردگی قرار دارد و باید بدانید از نظر او خیلیها نمیتوانند جایگاه آن شریک را برایش پر کنند. از نظر روانپزشکی، در افراد سالمند، بسیاری از گیرندههای عصبی کم میشوند یا از فعالیت آنها کاسته میشود و سیستم عصبی فرسایش پیدا میکند. از نظر پزشکی، امکان دارد برخی بیماری ها و داروهایی که فرد سالمند به دلیل بیماریش مصرف میکند عوارضی مانند افسردگی داشته باشد. از سویی دیگر موارد غیرپزشکی مانند کنار گذاشته شدن تدریجی آنها از محیط اجتماعی موجب میشود قابلیتها و تجارب اندوخته شده سالمندان، در کنج خانه بیبهره بماند. این در حالی است که همه جوانترها نیاز دارند در سیستم اجرایی با پشتوانه نظریههای این فرد مسن و باتجربه به عرصه برسند. برای همین است که متاسفانه بازنشستگی در جامعه ما یک عامل مهم استرس و اضطراب برای افراد شده است و آن را در نگاه خود معادل مرگ زودرس میدانند، چون مجبورند اندوخته و ذهن خود را بایگانی کنند و این احساس ناکارآمدی از سوی سیستم به آنها القا میشود (در حالی که هنوز کارایی دارند) و شانس ابتلا به افسردگی را بالا میبرد. او در این سنین سالمندی نباید این حس خانه به دوشی را داشته باشد چون تا دیروز رأس هرم خانواده بوده است . از کجا بفهمیم او افسرده شده؟ به دلیل برخی تفاوتها در علایم افسردگی سالمندان و جوانان امکان دارد مشکل بیماری آنها مخفی بماند و یا به معنای دیگر تعبیر شود. باید بگویم علایم کلی افسردگی سالمندان خیلی شبیه به علایم این بیماری در جوانان است ولی تفاوتهایی هم هست؛ به عنوان نمونه، امکان دارد فرد سالمند از خلقیات خودش شکایتی نداشته باشد اما شما که خانواده او هستید چنین حالاتی را در او به صورت کم حرف شدن و کم خوراک شدن، منزوی بودن و عدم تمایل به شرکت در جمع خانواده، عدم ایجاد تنوع در زندگی حتی در حد خرید یک لباس، مشاهده کنید که دلیل بر بروز افسردگی است. از علایم دیگری که کمی با جوانان تفاوت دارد گله و شکایت زیاد از حالات جسمی، محدودیتهای فیزیکی و یا اندامهای داخلی مثل سیستم گوارش، عدم رضایت از شرایط، شکایت از بیماریهایی که دارد یا رژیم غذایی که باعث محدودیت او میشود و همینطور مقاومت در برابر برخی از محدودیتها مانند خوردن غذاهایی که برایش منع پزشکی دارد. اگر این علامتها را مشاهده کردید باید با کمال احترام به سالمند خود بگویید که از حالت شادی و بشاشیت گذشته شما کاسته شده است و اخلاق و رفتار شما مانند گذشته نیست و اگر تمایل داشته باشد میتوانید هماهنگ کنید که به روانپزشک مراجعه کند. ![]() چگونه از افسرده شدن سالمندان پیشگیری کنیم؟ آنچه مهم است، رعایت سلسله مراتب خانواده است. سالمند شما به عنوان بزرگ خانواده باید در تصمیمگیریها و اجرای تصمیمها دخالت داده شود و به عنوان عضو مهم حضور داشته باشد. شاید پس از فوت مادر یا پدرتان، این جایگاه را از والدین خود گرفته باشید و او علاوه بر حس تنهایی و مرگ همسرش، میبیند که هویت قبلی خود را نیز از دست داده. همواره باید سعی کنید پس از بازنشسته شدن والدین خود، آنها را رها نکنید و در مقاطع مختلف از وجود آنها و تجربیاتشان استفاده کنید. این ارزشگذاری و درخواست مشاوره از وی، این احساس را به او میدهد که هنوز در رأس هرم خانواده قرار دارد و به عنوان یک عضو به درد نخور محسوب نمیشود. علاوه بر آن توصیه میکنیم درک کنند از دست دادن شریک زندگی در این سالهای پیری بسیار سخت است و باید به سالمند خود کمک کنند آن را تحمل کند. اگر میتوانید، بهتر است شرایطی را مهیا کنید تا دوباره آنان متأهل شوند. حتیالامکان سعی کنید او در خانه تنها نماند و شما مدام دور و بر او را بگیرید. اگر شما و فرزندانتان مدام دور و بر او باشید بهتر از این است که خانه و زندگی او را بفروشید و به صورت هفتگی یا ماهانه بین خانههای شما بچرخد.او در این سنین سالمندی نباید این حس خانه به دوشی را داشته باشد چون تا دیروز رأس هرم خانواده بوده، هر چه قدر هم که مراعات کنید و تمام جوانب احترام را رعایت کنید، باز هم این احساس بد در فرد سالمند ایجاد میشود و او به طور کلی حس میکند مورد بیاحترامی و بی بازدهی واقع شده. بهتر است او در خانه خودش زندگی کند ولی همواره برنامهای ترتیب بدهید که تنها نباشد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | خستگی از زندگی مشترکچرا زن و شوهر از زندگی مشترک خسته میشوند؟![]() کیفیت رابطهی زناشویی هر کسی، نتیجهی باورها، اندیشهها، رفتار و کردار خویش بوده و به تصمیمات و عملکرد گذشتهاش مربوط میشود. به عبارت دیگر، رابطهی زناشویی مطلوب یا نامطلوب هر کسی، چه از زندگی مشترک راضی باشد و چه ناراضی، بازتاب باورها، اندیشهها و کنش و واکنش رفتار از بدو ازدواج خویش است و همان چیزی است که یا خواستار آن بوده یا زیر بار آن رفته است. برای ایجاد رابطه بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟مهارتهای ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی است؛ بهطوری که زوجها با کسب آگاهی و مهارتهای لازم میتوانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند. برای داشتن زندگی مشترک خوب، متفاوت و متعهدانه لازم است از خود بپرسیم: «چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم؟» باید بدانیم در زندگی مشترک چه نقشی داریم؛ هر کس باید خود را موظف کند که: «من متعهد هستم یک زندگی مشترک خوب و رضایتبخش بسازم.» با دانایی و عمل است که بر ذهن خود مدیریت کرده و احساس خود گردانی را تقویت میکنیم. همه میدانیم که ایجاد هر گونه تغییر، دشوار و زمانبر است. هر فرد باید خود را برای داشتن زندگی زناشویی خوب، متعهد کند و بداند که هر گونه تغییر، از خود او شروع میشود. میدانیم که تغییرهای بزرگ، از تغییرهای کوچک شروع میشوند. زوجهای موفق، دست از خود محوری و بیتفاوتی برمیدارند، تغییرات را پیشبینی کرده و بر آنها مسلط میشوند و به منظور همراه شدن با رابطههای در حال تغییر، خودشان نیز تغییر میکنند. ![]() وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، کم آورده، دچار مشکل میشوند، در طولانی مدت احساسهای مثبتشان نسبت به هم، کاهش یافته و منفیاندیشی جای مثبتاندیشی را گرفته و متقاعد میشوند که به آخر خط رسیدهاند. در این شرایط، چگونه میتوان بر افکار منفی غلبه کرد و احساسهای خوب، مثبت، صمیمیت و مهر و محبت خود را نسبت به همسر ارائه داد؟ زوجهای موفق، احساس مهر و محبت و حتی توقعات و انتظارات و نارضایتی خود را به طور صریح بیان میکنند و بهطور مداوم با هم به گفت و شنود میپردازند تا به توافق و درک متقابل برسند، در حالی که زوجهای ناموفق، شفاف عمل نمیکنند و با پنهانکاری و نادیده گرفتن احساسات خود و همسرشان، از بیان نیازهای واقعیشان، طفره میروند. باید توجه داشت کسب مهارتهای لازم و ایجاد عادتهای مثبت جدید برای ساخت زندگی مشترک، بسیار مفیدند اما مواقعی پیش میآید که با وجودی که تلاش شما و همسرتان در جهت تغییر است، ولی ذهن ناخودآگاهتان طبق عادتهای گذشته عمل می کند و ممکن است باز هم رفتار ناخوشایند گذشته را برخلاف میلتان تکرار نماید! وقتی مصمم به انجام کاری باشید، اگر با شجاعت به دنبال اهداف مشخص و روشن خود بروید حتماً موفق میشوید، بنابراین به اعمال ناخوشایند اهمیت ندهید، برای ایجاد عادتهای جدید و رابطهی مطلوب، به تلاش خود ادامه دهید و بدانید که با پیگیری برای تغییر عادتهای منفی به مثبت، موقعیتتان در ساخت زندگی مشترک، بهتر خواهد شد. وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، دچار مشکل شده و در طولانی مدت احساسهای مثبتشان نسبت به هم، کاهش یافته و متقاعد میشوند که به آخر خط رسیدهاند. با کسب مهارت و بالا بردن آگاهیهاست که متوجه میشویم در زندگی مشترک، بعضی از اختلافها، قابل حل هستند و برخی غیرقابل حل، تشخیص این دو از هم، به آگاهی و تجربه نیاز دارد. تفاوتهای غیرقابل تغییر را بپذیرید نه اینکه آنها را تحمل کنید! زوجهای موفق به جای توجه و تمرکز بر موارد غیر قابل تغییر، به نقاط مثبت همسرشان توجه میکنند به ویژه حرفها و کردار همسر را بدون پیشداوری، سرزنش و انتقاد و به قصد فهمیدن مورد توجه قرار میدهند و در مورد اختلافشان، با یکدیگر گفت و گو میکنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به یکدیگر داشته باشند نیز ارتباط بین خود را حفظ میکنند تا با مذاکره و تبادل افکار، به تفاهم برسند. زوجها باید بدانند که زندگی زناشویی خوب یا بد را خودشان میسازند و در ساخت آن، هر یک نقش ویژهای دارند. زن و شوهر، هر یک به تنهایی بر حسب اینکه آگاه و مسوولیتپذیر باشند یا نه؛در ایجاد هیجان و حاکم ساختن مهر و محبت و یا در تداوم اختلافها و مشکلات زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارند. به عبارت دیگر، هر یک از زوجها بر حسب اینکه برای افزایش آگاهیهای خود و انجام وظایف خویش، به صورت مسئوولانه تلاش کنند یا نه، میتوانند نقشی سازنده یا مخرب بر عهده داشته باشند چرا که وقتی یکی از دو طرف، آگاهانه و مسوولانه کنش یا واکنش احساسی و رفتاری اثربخش و مثبت را بارها از خود بروز دهد، پاسخهای دیگری را هم تغییر داده و رابطهی بین خود و همسرش را در مسیر رضایت بخش و مطلوبی قرار میدهد. در واقع هر یک از زوجین آگاه در ساختن زندگی مشترک، حق انتخاب دارند و حتی میتوانند به تنهایی، رابطهی بین خود و همسر را در جهت مثبت و سازنده سوق دهند. ![]() زنان و مردان با مدیریت بر ذهن خود میتوانند بر باورها، اندیشهها و نگرش خود، نظارت کرده و آنها را کنترل کنند. در نتیجه، در بروز احساسها و رفتارهایشان، حق انتخاب پیدا میکنند. به عبارت دیگر، با دانایی و عمل است که توانا میشویم. وقتی این مفهوم را بپذیریم که هر یک از زنان و مردان به تنهایی حق انتخاب دارند ومیتوانند زندگی مشترکشان را کنترل کنند و به زندگی شان، معنی و مفهوم مثبت و سازندهای ببخشند، در این شرایط است که احساس خود گردانی در زوجها تقویت میشود و این تصور و باور به وجود میآید که زندگی مشترک مطلوب میتواند حتی با هر یک از دو طرف شروع شود و ادامه یابد. تأکید می شود، یک زن و یک مرد زمانی میتوانند به خود، همسر و فرزندان کمک کنند که مهارت و آگاهیهای خود را در زمینهی همسرداری به درستی بالا ببرند تا بتوانند با برقراری ارتباط موثر، وظایف و مسوولیت خود را به خوبی و به بهترین نحو انجام دهند. اگر همسران از فقر یا کمبود دانش همسرداری و فرزندپروری، در رنج باشند و به جای رفع علتها، دچار بازی با معلولها شوند، دیر یا زود در انجام وظایف مربوطه، با مشکلات حادی رو به رو خواهند شد و دچار انواع بیماریها، افسردگی، اضطراب، خستگی، ناتوانی و بیتفاوتی شده و هیجان و صمیمیت زندگی مشترکشان، به آرامی از دست خواهد رفت. اما بسیاری از زنان و مردان به علت ناآگاهی و باورهای غلط، تصور میکنند در زندگی مشترک، حق و قدرت انتخاب ندارند و نمیتوانند بر اندیشه و نگرش خویش مدیریت کنند و بهطور معمول میگویند: «من نمیتوانم... من اراده ندارم... میخواهم ولی قدرت اجرا ندارم... من در رضایتمندی زندگی مشترک، نقشی ندارم... اگر همسرم یا دیگران تغییر کنند، زندگیام بهتر میشود و...» اگر موفقیتهای به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمانها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزهی قوی میخواستیم، رسیدهایم در نتیجه خود را در مدیریت ذهن و کنترل احساس و رفتارشان ناتوان و درمانده میبیند و در نهایت، اسیر اندیشههای منفی شده و در ساختن زندگی مشترک، نقشی غیرمسئوولانه، منفعلانه و منفی بر عهده می گیرند و مدام با برچسب زدن، به سرزنش و انتقاد آشکار یا پنهان از خود، همسر و دیگران میپردازند، کارهای اشتباه خود را توجیه میکنند و در هر زمینهای به داوری و پیشداوری میپردازند، انرژی خود را بیشتر در مسیر منفی و تخریب به کار میگیرند و بیشتر روی کمبودها و نقاط منفی خود، همسر و فرزندان تمرکز میکنند. در نتیجه خود و زندگی مشترک را در مسیر تلخی و بدبختی بیشتر قرار میدهند. اگر هر زن و مردی عمیقاً بخواهد زندگی مشترک خود را در جهت مثبت تغییر دهد، آنوقت مسالهی توافق پیش میآید و در واقع زوج با خواستن و انگیزهی قوی، در مسیر توانستن قرار میگیرد. اگر به گذشتهی خود توجه کنیم، همهی ما در طول زندگی، موفقیتهایی داشتهایم. اگر موفقیتهای به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمانها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزهی قوی میخواستیم، رسیدهایم، بنابراین با انگیزهی قوی و کافی، باید دست به کار شد و پذیرفت که زندگی مشترک مطلوب، با خود من شروع میشود و میبایست از هر فرصتی، برای رشد در جهت مثبت و سازنده استفاده کرد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | محبوب شدن برای شوهرچگونه شوهر خود را خوشحال کنیم؟![]() زنان ایرانی، بانوان مسلمان! یادداشتی که در ادامه خواهید خواند به نکات و مواردی اشاره خواهد نمود تا به شما کمک کند هر چه بیشتر محبوب همسرتان شوید و روابط زناشویی تان، بیش از پیش مسالمت آمیز و توام با خوشحالی و نشاط گردد. عموماً نکات و مطالبی که در اختیار زوجین قرار می گیرد، برگرفته از متون اروپایی و آمریکایی است که به طور قطع تفاوتهای فرهنگی، اعتقادی و نگرشی بسیاری با ما ایرانیان مسلمان دارند. در فرهنگ و تمدن ما ایرانیان مسلمان، علاوه بر تأکید و اهمیت فراوانی که بر کیان خانواده داده شده است، وظایفی خاص و منحصر به فرد به هر یک از زوجین واگذار می شود که رعایت آن نقش بسزایی در رضایت زناشویی خواهد داشت. فراموش نکنید که شما نه تنها یک زن ایرانی بلکه یک زن مسلمان بوده و با زنان سایر کشورهای دنیا متمایز بوده و حتی به جرأت می توان گفت منحصر به فرد هستید چرا که تعهد، عفاف، مسئولیت پذیری، فداکاری و ... که در یک زن مسلمان ایرانی مشاهده می شود، در هیچ یک از زنان سایر ملل دیده نمی شود زنان ما نه تنها دارای فرهنگ و تمدن غنی ایرانی هستند بلکه این فرهنگ و تمدن با آموزه های اسلامی و اعتقادی آنان نیز درآمیخته است. تعهد، عفاف، مسئولیت پذیری، فداکاری و ... که در یک زن مسلمان ایرانی مشاهده می شود، در هیچ یک از زنان سایر ملل دیده نمی شود از سوی دیگر مردان ایرانی نیز در وفاداری، مسئولیت پذیری، سخت کوشی و خانواده دوستی از منحصر به فردترین مردان دنیا هستند؛ لذا آموزه های تربیتی زنان و مردان ایرانی باید مختص خود آنان باشد و نه الگوبرداری از دیدگاههای روان شناسان غربی. در ادامه نکات کلی شیوه های همسرداری به شما بانوان ایرانی ارائه می گردد: - میزبانی جذاب باشیدپس از بازگشت همسرتان از مسافرت، محل کار، دانشگاه و... با روی خوش به استقبال او رفته با چهره ای بشاش و خنده رو با او سلام و احوال پرسی کرده و بهترین لباسهایتان را برای همسرتان بپوشید، عطر بزنید و به ظاهر خود رسیدگی کنید. در مورد اتفاقات و خبرهای خوشی که در طی روز دیده یا شنیده اید صحبت کنید و اخبار و ناگوار را به زمانی بعد از استراحت همسرتان موکول کنید. تلاش کنید تا در حد توانتان فضای منزل را برای استراحت همسرتان مهیا کنید. - با صدایی آرام و ملایم با همسرتان صحبت کنید.حتی در بدترین شرایط هم بر سر شوهر خود فریاد نکشید. - همیشه بوی خوش داشته باشید و به زیبایی ظاهرتان توجه کنید.![]() به تناسب اندام و بهداشت جسمانی خود توجه داشته باشید. بهترین لباسها و پوششها را نزد همسر خود داشته باشید ، نه اینکه لباسهای زیبایتان را مختص مهمانی ها و مجالس کنار بگذارید. اجازه ندهید همسرتان شما را با ظاهری نامرتب و ژولیده ببیند. از آرایشهای حرام به شدت بپرهیزید (یعنی در مقابل نامحرم ظاهری مناسب و عفیف داشته باشید و زیبایی هایتان را مختص همسرتان بدانید). از رنگها، لباسها و آرایشهایی استفاده کنید که مورد علاقه همسرتان است و هر چند وقت آرایش ظاهر، لباسها و موهای خود را تغییر دهید (البته فراموش نکنید که در این زمینه حتماً به توانایی اقتصادی همسرتان توجه داشته باشید). - راضی به رضای خداوند باشید.به خاطر درآمد کم همسرتان غمگین و افسرده نباشید و با او درگیر نشوید و خودتان را آزار ندهید. برای کنار آمدن بهتر با این وضعیت به زندگی افراد کم درآمدتر از خود توجه کنید و نعمتهایی را (سلامتی و خانواده خوب و...) که خداوند به شما داده، شکر گذار باشید و به خاطر داشته باشید که ثروت واقعی در ایمان و تقواست. - تحت تاثیر تجملات زندگی اطرافیان خود قرار نگیرید.خانه و زندگی خود را همان طور که هست دوست داشته باشید و از همسر تان تقاضاهایی فراتر از توان و قدرت مالی اش نداشته باشید. در مقابل به همسرتان کمک کنید تا هر ماه پس انداز هر چند اندکی ذخیره کند و از طرف دیگر او را تشویق کنید تا به افراد نیازمند و فقیر کمک کند. مردان ایرانی در وفاداری، مسئولیت پذیری، سخت کوشی و خانواده دوستی از منحصر به فردترین مردان دنیا هستند. - از همسر خود تشکر و قدردانی کنید.درست است که مردان مسئول تأمین هزینه های زندگی زن و فرزندان هستند اما این مساله به معنای نادیده گرفتن تلاشها و زحمات مردان نیست. از همسر خود به خاطر تلاشهای بی شائبه اش تشکر و تقدیر کنید. نتیجه این رفتار، عشق و علاقه بیشتر شوهرتان نسبت به شما و خانواده خواهد بود. - وفاداری خود را به همسرتان اثبات کنید.وفاداری و علاقه شما به همسرتان در زمان های سختی و مشکلات اثبات می شود لذا زمانی که شوهرتان دچار شکست شغلی، بیماری، بدهکاری و... می شود از او حمایت کنید. این حمایت می تواند شامل حمایت و توجه عاطفی تا کار کردن شما در بیرون از منزل(برای کمک اقتصادی به همسر) را شامل شود. - زمانی که عصبانی است او را بشاش نمائید.قبل از هر کاری از چیزهایی که او را عصبانی می کند پرهیز کنید، اما چنانچه این اتفاق افتاد با استفاده از تکنیک های زیر سعی کنید او را آرام کنید: - اگر اشتباهی از شما سرزده و مقصر هستید غرور را کنار بگذارید و عذرخواهی نمایید - اگر او مقصر است آنگاه: - به جای غر زدن سعی کنید آرام باشید هرگز کاری نکنید که همسرتان مجبور باشد بین شما و خانواده اش یکی را انتخاب کند - صبر کنید تا عصبانیت او فروکش کند و سپس با آرامش و مهربانی در مورد مشکل بوجود آمده با او صحبت کنید. - اگر عصبانیت وی عامل خارجی دارد: - تا فروکش کردن خشم او ساکت بمانید. – از پرسیدن پرسش های زیاد و طولانی پرهیز کنید و تنها سعی کنید با سؤالات کوتاه بفهمید که چه اتفاقی افتاده است مثلاً بپرسید: - ممکن است به من بگویید چه اتفاقی افتاده؟ - چرا این قدر عصبانی هستید؟ - دوست دارم کمک کنم - همه چیز را به من بگو. ![]() - وظیفه سرپرستی خود را هنگام غیبت ایشان به خوبی انجام دهید.رازدار باشید و از گفتن آنچه شوهرتان دوست ندارد بقیه افراد فامیل از آن مطلع شوند خودداری کنید. از منزل و بچه ها به خوبی مراقبت نمائید. مواظب دارایی ها و مخارج خانواده باشید. با هماهنگی و اطلاع شوهرتان کارهای خارج از خانه را انجام دهید. با افراد یا اقوامی که شوهرتان با آنها رابطه ی خوبی ندارد در ارتباط و یا رفت و آمد زیاد نباشید. در غیاب ایشان با والدین و اقوام شان خوش رفتار باشید. - با دوستان و اقوام ایشان محترمانه رفتار کنید.- با مهمان های شوهرتان با رویی گشاده رفتار کرده و به خوبی از آنها پذیرایی کنید. – از هر گونه مشکل با اقوام و خویشاوندان شوهرتان بپرهیزید. – هرگز کاری نکنید که او مجبور باشد بین شما و خانواده اش یکی را انتخاب کند. – شوهرتان را تشویق کنید که با اقوامش در ارتباط باشد و آنها را به منزلتان دعوت کنید. – با خانواده شوهرتان به صورت تلفنی، حضوری و... در ارتباط مستمر باشید، به آنها هدیه بدهید و در مواقع نیاز به آنها کمک نمایید. - صبور باشید و از شوهرتان حمایت عاطفی نمائید.هنگامی که با تنگدستی و شرایط مالی سخت مواجه می شوید، هنگام ابتلا به حوادث ناگوار برای اقوام، نزدیکان و یا والدین از قبیل تصادف، بیماری یا مرگ و نیز هنگامی که او با شما کمی غیرعادی برخورد می کند صبور باشید و حمایت عاطفی خود را از او دریغ نکنید. - خانه دار خوبی باشید.دکوراسیون خانه را با نظر یکدیگر بچینید و به نظافت خانه برسید. غذاهای سالم و مورد علاقه شوهرتان را تهیه کنید و در تربیت فرزندان دقیق و کوشا باشید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | در عشق به او احتیاط کن![]() بعضی از خصوصیات شخصیتی در افراد وجود دارد که آسیب های جدی به روابط زناشویی وارد می کند . در این میان می توان به ویژگی های خشم، و عدم مسئولیت پذیری اشاره کرد .گاهی اوقات نیز نوع رابطه زناشویی با یک نقص کلی و مهم روبروست مانند اختلاف سنی فاحش. برخی از این نقایص شخصیتی و رابطه ای قابل برطرف شدن است و برخی نیاز دارند تا طرف مقابل با استفاده از مهارت های خاصی به سازگاری و کنار آمدن با آنها بپردازد. در این مقاله می خواهیم از یک خصوصیت شخصیتی صحبت کنیم و چگونگی روند انتخاب و علل این امر را در افراد مورد بررسی قرار دهیم. اعتیاد به کنترل دیگران آیا می بایست که همیشه همه چیز مطابق میل و خواسته ی همسر شما باشد و گرنه بسیار ناراحت خواهد شد؟ آیا در ترس همیشگی از اینکه مبادا کاری کنید که همسرتان را مکدر یا عصبانی کنید، زندگی می کنید؟ به عبارتی آیا می بایستی که همیشه کارها را به روش او انجام بدهید وگرنه دلخور خواهد شد؟ آیا احساس می کنید که همسرتان مدام از شما انتقاد کرده و محاکمه تان می کند؟ آیا این احساس را دارید که او مدام شما را زیر نظر دارد؟ حد اقل در ظاهر و برخورد اول باید او را از نظر نیازی که در خود احساس می کند( کنترل گری) اقناع کنید و شاید سپس بتوانید با دلایلی نرم و ملایم نظر او را تغییر دهید. اگر به هر یک از سؤالات فوق پاسخ مثبت دادید، این امکان وجود دارد که درگیر یک «معتاد به کنترل دیگران» باشید. یک «معتاد به کنترل» عملاً نقطه مقابل «قربانی» است. در حالی که «قربانی» اغلب از اتخاذ هرگونه تصمیمی سرباز می زند، «معتاد به کنترل» می بایستی که تمامی تصمیمها را او اتخاذ کند. «قربانی» به دیگران چشم کمک و نجات دوخته است، در حالی که «معتاد به کنترل» تقریباً هرگز درخواست کمک نمی کند. از آنجا که به خود می گوید: «خود از عهده اش برخواهم آمد.» «قربانی» اغلب از شما توقع دارد که به او بگوئید چکار کند در حالی که این «معتاد به کنترل» است که برای شما تعیین تکلیف می کند. بیشتر انسانها مایلند که کنترل زندگیشان را به دست داشته باشند و هنگامی که اوضاع از کنترل آنها خارج می شود، احساس خوبی ندارند. اما تفاوت در اینجاست که معتادین به کنترل باید که کنترل همه چیز با آنها باشد و هر کاری خواهند کرد تا که مبادا احساس کنند چیزی تحت تسلط و کنترل آنها نیست. این الگوی خاص مشکلات جدی خاصی را در روابط سبب می شود که به قرار زیر می باشند: معتادین به کنترل از لحاظ احساسی بسته بوده و به سادگی احساسات آسیب پذیری و عواطف خود را بروز نمی دهند. معتادین به کنترل از اینکه بپذیرند به شما نیاز دارند، خوششان نمی آید. معتادین به کنترل آنقدر به شما احتیاج دارند که می خواهند تمامی وقت شما را در کنترل خود داشته باشند. از اینرو حس مالکیت زیادی روی شما داشته و در ضمن بسیار حسود نیز می باشند. معتادین به کنترل براحتی از دست شما و دیگران ناراحت شده و هنگامی که چیزی مطابق میل آنها نیست و یا هنگامی که احساس می کنند روی اوضاع و امور کنترل کافی ندارند، می رنجند و یا عصبانی می شوند. در حالی که «قربانی» اغلب از اتخاذ هرگونه تصمیمی سرباز می زند، «معتاد به کنترل» می بایستی که تمامی تصمیم ها را او اتخاذ کند.
معتادین به کنترل می توانند نسبت به عادات زندگی، امور روزمره، کار و... وسواسی بوده و بنابراین زندگی با آنها می تواند بسیار مشکل و دشوار باشد. معتادین به کنترل سعی در کنترل انتخاب ها و عادت های اطرافیان خود دارند. معتادین به کنترل از اینکه کسی به آنها بگوید چکار کنند، اصلاً خوششان نمی آید؛ چرا که احساس می کنند که دیگر کنترل در دست آنها نیست. معتادین به کنترل ممکن است که جانبداری مفرط نسبت به بعضی گرایشات و سلیقه ها در رابطه با شما داشته باشند. معتادین به کنترل به سختی می توانند بعد از کار و یا آخر هفته ها و در تعطیلات استراحت کرده و کمی بیاسایند. این امکان وجود دارد که معتاد به کارشان باشند. معتادین به کنترل ممکن است بسیار بی صبر، عجول و کم طاقت بوده و در نتیجه بسیار تحریک پذیر باشند. معتادین به کنترل امکان دارد والدینی بسیار سلطه جو و انتقادگر شوند. افرادی که در کودکی توسط بزرگترها و یا اوضاع و شرایط کنترل می شده اند و این کنترل موجبات ضعف آنها را سبب شده است، ممکن است این تصمیم ناخودآگاه را گرفته باشند که هرگز در بزرگی اجازه ندهند که کنترل چیزی از دستشان خارج شود. ![]() چگونه ممکن است به یک معتاد به کنترل جذب شوید؟ در کودکی مادر و یا پدر فوق العاده «کنترلگر» داشتید و در نتیجه بین «عشق» و «کنترل» تداعی معانی دارید. شما خود مقادیری احساس ضعف دارید و این اعتیاد همسرتان به کنترل شما و دیگران را با «قدرت» و «هدفمندی» او اشتباه می گیرند. شما یک قربانی هستید و بدنبال کسی می گردید که به شما بگوید چکار بکنید و مسئولیت زندگیتان را برایتان به عهده بگیرد. در کودکی از لحاظ جسمانی،و یا کلامی مورد اذیت و آزار قرار گرفتید و تنها راه مسیر برای ارتباط با دیگران را در این می بینید که دیگران شما را کنترل کنند و شما از آنها بهراسید. شما خود یک معتاد به کنترل هستید و به دلیل مشابهت او را جذب کرده اید. درمان و کنترل این ضعف یکی از مشکلترین هاست. چرا که بر طبق تعریف، معتاد به کنترل اصولاً از اینکه کنترل شود، متنفر است و این موضوع اعتراف به مشکلش را نیز شامل می شود. مخصوصاً هنگامی که از طرف نامزد/همسرش به او اولتیماتوم داده شود. در برخورد با این افراد مقابله و سرکشی بی فایده است. حد اقل در ظاهر و برخورد اول باید او را از نظر نیازی که در خود احساس می کند( کنترل گری) اقناع کنید و شاید سپس بتوانید با دلایلی نرم و ملایم نظر او را تغییر دهید. شما باید اعتماد به نفس را بیش از پیش به او القا کنید تا حس کند انچه را که در روان خود احتیاج دارد بدست آورده و مدیریت کامل بر اوضاع را حفظ نموده است. در ارتباط با این افراد مراقب خودتان باشید تا به سرزنش و انتقاد های درونی روی نیاورید در حقیقت در این روش های برخورد شما قربانی نشدید بلکه با مهارت خاصی توانستید او را کنترل نمایید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | مدل های متنوع ازدواج![]()
ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.
ازدواج یکنواخت وقتی ازدواج کردید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشتید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید. همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاش تان را به کار گیرید ، همه چیز مثل روز اول خواهد شد. با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید. به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.
ازدواج سوء استفاده گرانه این ازدواج ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاین رو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است. هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند. باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. (مراقب باشید در رابطه زناشویی،خود شما سو استفاده گر نباشید.)
ازدواج بخاطر مقام و عنوان البته در زندگی توانایی رفع نیاز ها ، مهم است اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج کنید ، هیچ وجه اشتراکی با هم نداشته باشید ، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست. اگر بخاطر پول و عنوان با کسی ازدواج کرده اید ، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلب تان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی ورای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید. برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد ، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. ازدواج با همسر غایب در اینگونه ازدواج ها سر همسران آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که هیچوقت همدیگر را نمی بینند. شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر نیاز مالی باشد و یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند. دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگی تان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد. اگر همسرتان خود را در کار غرق می کند ،بهتر است با او صحبت کنید و با محبت و عشق ، او را تشویق کنید تا مدت بیشتری را در کنار خانواده بگذراند. ![]() ازدواج بادوام اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی که تا آخر عمر با رضایت کنار هم زندگی کرده اند ، چنین ازدواجی داشته اند. این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد ، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختی شان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده های شان، گریه های شان، شادی ها و غصه ها و کارهای شان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند. چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم. ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| برو به صفحه >> | |
































