آنلاین
بیشترین افراد آنلاین همزمان 5
(اعضا: 0, مهمان: 5) در تاریخ چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 00:24:11
اعضا: 40
جدیدترین عضو: ali2006gs
انجمن ها
| پورتال دانشگاه پيام نور شهرستان اسكو :: انجمن ها :: گوناگون :: اطلاعات عمومی |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| خواستگاری و نامزدی | ||
| برو به صفحه >> | |
|
مدیران: webmaster, haeri, A.K.Oskuie, اسکویی, friga, Alimardani
|
| نویسنده | ارسال | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | آموزش خواستگاری موفق![]() با گذشت زمان تغییرات زیادی در آداب و رسوم بشر اتفاق میافتد و بعضی از مراحل و جنبههای این رسوم کمرنگ شده و در مقابل مراحل جدیدی به آنها اضافه میشود. اما گاهی بعضی از این رسوم استوار و محکم بر جای خود باقی میماند و هرگز رنگ نمیبازد. ازدواج نیز به عنوان یکی از رسوم در چند سال اخیر تغییرات بسیاری نسبت به گذشته در آن اتفاق افتاده که بعضی از جنبههای آن حذف شده و بعضی از جنبهها به آن اضافه گردیده است. اما بعضی از مراحلی که در این امر باید رعایت شود در طول زمان چندان دستخوش تغییر نشده و پیوسته شکل ثابت خود را حفظ کرده است. البته شاید بعضیها به سلیقه خود تغییراتی در آن ایجاد کنند اما این تغییرات آنقدر کوچک هستند که چندان به چشم نمیآیند. از جمله این مراحل خواستگاری است. دختر و پسر به هر طریقی که با هم آشنا شده باشند حتماً باید جلسات متعدد خواستگاری را از سربگذرانند تا به مقصود خود یعنی ازدواج موفق برسند و هیچ ازدواج موفقی بدون گذراندن این مرحله اتفاق نمیافتد. سالهای گذشته به دلیل شناخت بیشتر خانوادهها از یکدیگر، حساسیت آنها در این جلسات کمتر بود و ازدواج در مدت زمان کوتاهی اتفاق میافتاد، اما امروز به دلیل دور شدن افراد از یکدیگر و شناخت کم خانوادهها از هم، سعی میشود این جلسات با اهمیت و توجه بیشتری مدنظر قرار گرفته شده و نتایج با ثباتی از آنها گرفته شود. چگونگی برخورد با طرف مقابل و خانواده او و همینطور سوالات مورد نظر که باید پرسید شود روند خواستگاری که در هر جلسه باید طی شود و... همه و همه باید به افراد و خانوادهها آموزش داده شده تا بتوانند تصمیمات صحیح و منطقی بگیرند و با ازدواج موفق یک عمر زندگی خود را بیمه کنند. بهتر است اولین تجربه ی ازدواج را ازدواج موفق شکل بدهند و این تنها از طریق سرمایهگذاری امکانپذیر است. این سرمایهگذاری از طریق شرکت در کلاسهای آموزشی، مطالعه، داشتن مشاور و انجام مشاوره، گفتگو و تلاشهای دوره خواستگاری امکانپذیر است. در فرآیند گسترده خواستگاری سیستم والدین و سیستم دختر و پسر باید با هم تعامل داشته باشند. چون دختر و پسر عضوی از یک خانواده هستند، پس علاوه بر شناخت خصوصیات فرد باید خانواده او را هم شناخت. سیستم تحقیق امروز چندان جواب نمیدهد و نباید تنها به آن اعتماد داشت. پس باید به فرآیند گسترده خواستگاری توجه کرد و به بحث و گفتگو در این جلسات پرداخت. باید 3- 4 جلسه گفتگو و سوالات متعدد و اساسی از فرد پرسیده شود. باید به فرد نزدیکتر شویم تا از لحاظ خصوصیات شخصیتی او را بهتر بشناسیم.البته اعتمادسازی در این زمینهها بسیار نیاز است و باید اعتماد طرف مقابل را جلب کنیم.
علاوه بر مسائل بالا باید توجه داشت که، پایان جلسه اول نباید پاسخ قطعی داد. در جلسه دوم مسائلی که در جلسه اول ابهام آمیز بوده را باید مطرح کرد و بعضی از ادعاهای مطرح شده در جلسه اول باید ریز مورد بررسی قرار گیرند. در جلسات خواستگاری باید به ادعاهای آرمانی فرد هم توجه کنیم و بسنجیم که آیا این ادعاها با توجه به شرایط فرد و ظرفیت او و خانوادهاش امکانپذیر هست یا نه. ![]() در جلسات خواستگاری از چند نکته باید مطمئن شد: 1) افراد تیپهای شخصیتی مختلف دارند. دو طرف باید تیپ طرف مقابل را بشناسند و در مقابل تیپ شخصیتی خود قرار دهند. گاهی دو تیپ مخالف باعث ایجاد اختلاف بین افراد میشود.پس باید تیپها به هم نزدیکتر باشند تا اختلافات کاهش یابد. 2) باید بفهمیم انگیزههای ازدواج کوتاه نباشد و برای لذت جوییهای جنسی یا برای عوامل جانبی مثل ثروت پدر و... یا دید یک بعدی در انتخاب نباشد. 3) باید مراقب عدم تعادل شخصیتی باشیم که این امر از طریق توجه به 5 عامل امکانپذیر است: فرد در سن انتخاب باشد، زندگی متعادلی داشته باشد، نظارت والدین بر زندگی فرد وجود داشته باشد، رشد عقلانی کافی داشته باشد، استقلال فکری داشته باشد. 4) باید تشخیص دهیم این فرد مفهوم اصلی عشق و محبت را چشیده و میتواند ابزار کند. برای این تشخیص روابط والدین بسیار معرف است و روابط آنها میتواند نشان دهنده توانایی وی در ابراز عشق باشد. 5) ببینیم آیا برای آینده خود برنامهای دارد یا نه. 6) آیا دارای عزت نفس خانوادگی هست یا نه. اعضای خانواده به او احترام میگذارند یا نه و... جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل میکند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدمهایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم. در جلسات خواستگاری یک سری مقدمات و شرایط باید در نظر گرفته شود: 1) هماهنگی: باید خانوادهها در این زمینه با هم هماهنگی داشته باشند و جلسات مستقلی برای خواستگار در نظر گرفته شود. 2) از تعداد افرادی که به خواستگاری میآیند، اطلاع داشت و کسانی که میآیند از خانواده اصلی فرد باشند. کمترین افراد که بیشترین دخالت را دارند باید بیایند. 3) آمادگی: باید هزینه و زمان صرف کسب این آمادگی کرد و برای هر مسئلهای که امکان اتفاق افتادن دارد، کسب آمادگی کرد. 4) باید جلسه اول بحثهای عمومی داشته باشیم و یک دفعه دختر و پسر سراغ بحث خصوصی نروند. 5) طرفین باید از زحماتی که نسبت به یکدیگر انجام دادهاند تشکر کنند.
در جلسه اول 3 بحث باید مطرح شود: جلسه اول باید کوتاه برگزار شود و این سه بحث را باید دختر و پسر و در درجه اول پسر مطرح کند. اما اگر پسر صحبتی در این سه زمینه نکرد، دختر باید پیشدستی کند. 1) معرفی شفاف یکدیگر. باید نکات خاص و اساسی را بیان کنند. 2) نقطههای عطف زندگی در انتخاب طرف مقابل مطرح شود. 3) صداقت و صمیمیت در زندگی از نظر دو طرف تشریح شود. جلسات خواستگاری به عنوان یک نردبان عمل میکند هر پله مقدمه رفتن به پله بالاتر است. پس چه بهتر که با اطمینان و قدمهایی محکم هر پله را طی کنیم تا خطر سقوط به صفر برسد و صعودی موفق داشته باشیم.
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | مچ گيري در جلسه خواستگاريپرسيدن سوالات معکوس در جلسات خواستگاري![]() «آدمي دايره نيست که فقط يک کانون داشته باشد؛ بلکه بيضي است و داراي دو کانون، که يک کانونش افعال است و کانون ديگرش افکار» ويکتور هوگو از جمله ساده ذکر شده مي توان دريافت که در بسياري از موارد و زمينه ها، ما انسانها اين توانايي را داريم که برخلاف طرز تفکر و باور قلبي خويش، رفتار کرده و حتي مدتي زندگي کنيم و خودمان را به اطرافيان و دوستان طوري معرفي کنيم، که به واقع اين چنين نيستيم. اين طرز برخورد و رفتار شايد در رابطه با دوستان و همکاران، مشکلات خاصي را ايجاد نکند و يا زيانهاي ايجاد شده ناشي از اين مساله، آنقدر شديد نباشد که زندگي اطرافيان ما را دچار مشکلات خاص کند، اما همين نحوه عملکرد و يا گفتار در جلسات خواستگاري و آشنايي دختر و پسر مي تواند صدمات گاه جبران ناپذيري به زندگي آنان وارد آورد. گاه يکي از طرفين (دختر يا پسر) چنان شيفته و مدهوش طرف مقابل خويش مي گردد که به هر قيمتي حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت مي کند و يا هر سئوالي از وي مي شود، جوابي مناسب حال طرف مقابل مي دهد. از مجموع خواستگاري کردن، رفتن و آمدن خانواده ها با هم ملاقاتهاي دختر و پسر با يکديگر، سخن گفتن و بررسي کردن معيارهاي يکديگر و هر آنچه که در اين زمينه انجام مي شود؛ تنها يک مساله، هدف اصلي است و آن اين است که هر يک از دختر و پسر با زيرکي و به دور از وسوسه هاي ظاهري و به دور از چاپلوسي و يا دروغ به اين نتيجه برسند که ديگري همان همراه و همراز حقيقي است که همواره در جستجويش بوده است. لذا در اين يادداشت سعي خواهد شد روشي از پرسش کردن در جلسه خواستگاري را به شما دختران و پسران جوان بياموزيم تا بتوانيد به شناختي همه جانبه و کامل از يکديگر برسيد. گاه يکي از طرفين (دختر يا پسر) چنان شيفته و مدهوش طرف مقابل خويش مي گردد که به هر قيمتي حاضر است با او همراه شود و لذا با همه شرط و شروط ها موافقت مي کند و يا هر سئوالي از وي مي شود، جوابي مناسب حال طرف مقابل مي دهد
زماني که دختر يا پسر در جلسات خواستگاري صداقت لازم را با هم داشته باشند، مسلماً در فرآيند شناخت از يکديگر دچار مشکل نمي شوند و در نهايت در طي چند جلسه به اين نتيجه خواهند رسيد که مناسب يکديگر هستند يا خير؟ اما گاه در مجالس خواستگاري مشاهده مي شود که يکي از طرفين به شکلي تعجب برانگيز با تمام ويژگيهاي ما همسو است و حتي تمام شرايط ما را مي پذيرد. اما براستي اگر تمامي ازدواج ها اين گونه شروع شده باشد و تا اين حد افراد با
![]() هم انطباق داشته اند، پس علل پيدايش اين اختلافات و حتي طلاق ها چيست؟ موضوع روشن نيست که آيا واقعاً طرف مقابل چنين مي انديشد و يا براي اينکه ازدواج کند، در تلاش برمي آيد تا خود را همگون جلوه دهد. از طرف ديگر در برخي از موارد ما تمايل داريم نسبت به مساله اي آگاهي يابيم ولي نمي دانيم موضوع را چگونه مطرح کنيم که طرف مقابل دچار سوءتفاهم نشود و برداشت بدي از سئوال ما نکند (به علت حساسيت مساله) و لذا ما سردرگم مي شويم که مساله به اين مهمي را چگونه مطرح کنيم؟ شيوه برخورد با اين مساله چيست؟ طرح کردن سوالات معکوس در بسياري از زمينه ها مانند جنبه هاي اعتقادي (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستي هاي قبل از ازدواج و... مي تواند مورد استفاده قرار گيرد در پاسخ مي توان گفت: شيوه برخورد با چنين مسائلي، استفاده کردن از روش «طرح سئوالات معکوس» است. براي درک اين مساله براي شما مثالي مي آوريم: ![]() مثلاً شما فردي اهل سفر هستيد و حداقل ماهي يکبار بايد به يک سفر هر چند کوچک برويد. بنابراين تمايل داريد همسر آينده تان نيز داراي چنين روحيه اي باشد و با شما در سفرها همراه شود. براي اينکه از نظر طرف مقابل تان مطلع شويد و از طرف ديگر مي خواهيد پاسخ صادقانه اي از ايشان دريافت کنيد مي توانيد بپرسيد: «اگر همسر آينده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در اين زمينه با شما همراهي نکند، نظر شما چيست؟» در صورتيکه طرف مقابل جواب موافق بدهد و چنين برداشت کند که شما اهل سفر کردن نيستيد و بگويد که من هم اهل مسافرت نيستم، شما توانسته ايد به پاسخ مورد نظرخود دست يابيد و حال آنکه اگر سئوال مي کرديد که آيا شما اهل سفر هستيد؟ جواب «بله» مي شنيديد و طرف مقابل را به درستي نمي شناختيد. اين نوع سئوال کردن را در بسياري از زمينه ها مانند جنبه هاي اعتقادي (نماز خواندن و روزه گرفتن و...)، اشتغال زن، نحوه پوشش زن، دوستي هاي قبل از ازدواج و... مي توانيد مطرح کنيد. نکته ديگر که بايد در نظر داشت اين است که گاه طرح سئوال به گونه اي جهت دار است و به شنونده القاء مي کند که چگونه پاسخ دهد و يا اينکه پاسخ مشخصي را بدهد؛ مثلاً اگر سئوال شود که «من به نماز اول وقت خيلي اهميت ميدهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمي آيد. شما چطور؟» طبيعي است که براي ايجاد احساس رضايت در طرف مقابل بايد پاسخ بلي داد، هر چند که در واقع چنين نباشد. بنابراين بهتر است اين گونه سئوال شود «نظر شما در مورد انجام وظايف ديني مانند نماز خواندن و نخواندن چيست؟» اين نحوه سئوال پرسيدن القا کننده نبوده و فرد را وادار مي کند نظر شخصي خود را ارائه دهد. البته معمولاً زماني که نسبت به صراحت طرف مقابل، دچار ترديد باشيم، خوب است که از شيوه دوم طرح سئوال استفاده شود در غير اينصورت مي توانيد سئوالات خود را به صورت مستقيم و سرراست مطرح کنيد. ولي در هر حال استفاده از شيوه هاي پرسيدن «معکوس و يا بي جهت» مي تواند به اطمينان بخشي بيشتري بينجامد و لااقل در انتخاب خود ترديد کمتري داشته باشيد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | فراز و فرودهای دوران عقدمعیارهایی که باید مورد توجه قرار بگیرد![]() ازدواج، مهمترین قدمی است که یک فرد در زندگی بر می دارد. این اقدام ممکن است تمام زندگی یک شخص را از نو بسازد و یا خراب کند، ممکن است وجود و شخصیت شما را بنا کند و یا متلاشی سازد. می تواند باعث رشد هر جنبه از اخلاق شما گردد و یا شما را به انسانی افسرده و شکست خورده تبدیل نماید. بنابراین با توجه به اهمیتی که مقوله ازدواج دارد، لازم است که دختران و پسران در امر انتخاب همسر دقت لازم را مبذول نموده و از طرف دیگر در دوران نامزدی و عقد نیز هشیارتر باشند تا ببینند فردی را که برای زندگی مشترک کاندید نموده اند، به راستی مناسب است و همسفر خوبی است یا خیر؟ همانطور که می دانید، شناخت در دوره نامزدی برای انتخاب است و شناخت در دوران عقد برای تفاهم بیشتر و در نتیجه سازگاری افزون تر در زندگی مشترک است. امکان شناخت دراین دوره نسبت به دوران خواستگاری یا نامزدی بسیار بیشتر است زیرا محدودیت های دوران پیشین را ندارد. ترسها، دلهره ها، رودربایستیها و.. از بین رفته و امکان رابطه راحت تر و گفتگوی بیشتر وجود دارد. افزون بر این، شناخت در موقعیتهای مختلف از جمله جمع خانواده، جمع نزدیکان، دوستان و در مسافرت ها انجام می شود که با توجه به تغییر موقعیت همسر شما، زوایای روحی اش بیشتر برایتان آشکار خواهد شد. اما همواره برای جوانان این مساله مورد سوال قرار می گیرد که در این دوران چگونه متوجه شویم این فرد، مناسب ازدواج با ماست؟ شناخت در دوره نامزدی برای انتخاب است و شناخت در دوران عقد برای تفاهم بیشتر و در نتیجه سازگاری افزون تر در زندگی مشترک است در ادامه این یادداشت، معیارهای مهمی که نشان دهنده تناسب طرفین نسبت به یکدیگر است را عنوان می کنیم. این ملاکها عبارتند از: 1- همگونی در عقاید دینیدختران و پسران جوان باید نسبت به عقاید و باورهای همسر خود در دوران عقد حساس و دقیق بوده و از آن غفلت نورزند. وجود اختلافات عمده در عقاید مذهبی، حتی اگر به از هم پاشیدگی خانواده منجر نشود، تحمل آدمی در زندگانی را به سر آورده و شیرینی و لطف زندگی را از بین می برد. اختلاف در دیدگاههای مذهبی، می تواند تمام جنبه های زندگی مانند نوع غذا، تعطیلات، تفریحات و ... را تحت تاثیر قرار دهد و موجب ناپایداری در زندگی مشترک شود. از طرف دیگر اگر زن و مردی در حال سپری کردن دوران عقد خود هستند و هر چه از این دوران می گذرد احساس می کنند که آرا و نظرات و عقاید و عملکردهای مذهبی آنان به یکدیگر شباهت دارد و با یکدیگر احساس نزدیکی بیشتر در بعد عقیدتی می نمایند، در چنین شرایطی است که آنها می توانند دوران عقد خود را(البته با در نظر گرفتن سایر معیارها) با آرامش به ازدواج تبدیل کنند. ![]() 2- اهداف مشترکدر انتخاب هدف برای زندگی مشترک باید عقاید، توانایی ها و استعدادها و علایق خود، همسر و فرهنگ حاکم بر جامعه توجه داشته باشیم. لازم به ذکر است که اهداف در زندگی مشترک به سه دسته تقسیم می شوند: - اهداف دراز مدت - اهداف میان مدت - اهداف کوتاه مدت مهمترین هدفی که باید با همسرتان اشتراک داشته باشید، اهداف دراز مدت است. برای تحقق یافتن این اهداف، تامین اهداف میان مدت ضرورت دارد و لازمه وصول به اهداف میان مدت، تحقق یافتن اهداف کوتاه مدت است. اگر در خصوص اهداف درازمدت و بخش عمده ای از اهداف میان مدت با همسر خود توافق دارید، می توایند در تنظیم اهداف کوتاه مدت نیز تا حدود زیادی با همسر خود کنار بیایید. در این صورت شما قادر خواهید بود که دوران عقد خود را با آرامش خاطر به ازدواج تبدیل کنید. 3- محبت متقابلوقتی مردی به همسر خود محبت می کند، به او انرژی و محبت می بخشد و او در پرتو برخورداری از انرژی حاصله قدرت پیدا می کند تا به همسر خود مهر ورزد و متقابلا به او انرژی عشق و محبت را ارایه کند. طبیعتا اگر چنین مبادله ای در دوران عقد صورت نگیرد و فقط پیوسته یکی به دیگری محبت کند، انرژی وی تحلیل رفته و دیگر نمی تواند با پتانسیل بالایی به همسر خود مهر ورزد. پس اگر روند زندگانی شما به گونه ای بود که دیدید در دوران عقد ، محبت شما روز به روز فزونی می گیرد و رابطه تان رضایت بخش تر می شود و نیز از احساس محبتی که به همسرتان دارید، خرسند هستید، به نشانه خوبی دست یافته اید که می تواند تا حدود زیادی از پایداری زندگی شما حکایت کند. اما در صورتی که روز به روز از دوران عقد شما می گذرد و به تدریج محبت شما نسبت به هم کاسته می شود، باید فکر دیگری در مورد رابطه زناشویی خود بکند. ![]() 4- احترام متقابلاحترام متقابل نیز ملاکی دیگر است که بر اساس وجود آن می توان نسبت به تداوم بخشیدن به زندگی مشترک تصمیم گرفت. اگر با سپری شدن ماههای متعدد از دوران عقد در می یابید که رفته رفته احترامتان نزد همسرتان افزوده می شود و قدرو منزلت شما رشد می یابد، می توانید نتیجه بگیرید که با در نظر گرفتن سایر تناسبها،اگر این عقد به ازدواج بینجامد، زندگانی شما می تواند دوام و قوام لازم را داشته باشد. اما در صورتی که هر چه جلوتر می روید در می یابید که از حرمت ها کاسته می شود و روز به روز روابط شما با همسرتان تیره تر گشته و احساس می کنید که در زندگی با فردی فرومایه سر وکارتان افتاده است، احتمالا امکان پایداری این زندگی چندان زیاد نبوده و بنابراین باید در روند زندگی خود تجدید نظر کنید و حداقل برای اصلاح روابط خود نزد یک روانشناس مجرب مراجعه داشته باشید. ملاکها و معیارهایی که باید مورد بررسی قرار گیرد تا متوجه شویم که آیا واقعا زندگی موفقی در پیش رو داریم یاخیر، بسیار زیاد است. لذا در این یادداشت به ذکر همین چند مورد بسنده می کنیم و در یادداشتهای بعدی شما را با موارد دیگر آشنا می سازیم. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | بایدها و نبایدهای دوران عقدچگونه دوران عقد موفقی را برنامه ریزی کنیم؟![]() انسان موجودی است اجتماعی و نخستین بستر فعلیت یافتن این ویژگی برترین مخلوق الهی، به طور قطع کانون مقدس خانواده است. خانواده اولین، مهمترین و پربرکت ترین نهاد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی است. در فرهنگ اسلامی، خانواده به مثابه دژی استوار و نهادی مقدس، بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول، تربیت و تعالی و سعادت وجود انسان بر عهده دارد. خانواده با پیمان ازدواج و پیوند همسری زن و مردی هوشمند و آگاه و برخوردار از بلوغ فکری و قابلیت های اجتماعی پایه گذاری می شود و این زوج ستون اصلی حیاتی ترین نهاد اجتماعی یعنی "خانواده" را تشکیل می دهد. بنابراین سلامت و سعادت جامعه به ازدواج به موقع و آگاهانه جوانان وابسته است. اما به رغم تمام ویژگی های مثبتی که ازدواج به موقع به همراه دارد، طولانی شدن دوران تحصیل، فقدان درآمد لازم برای تشکیل زندگی مشترک، انجام خدمت نظام وظیفه و مشکلاتی مشابه، ازدواج را برای جوانان مشکل تر ساخته و به ناچار بسیاری از افراد، ناگزیرند تا تثبیت شرایط خود، ازدواج به موقع را به تعویق بیندازند. بنابراین سعی می کنند دوران تحصیل خود را به پایان برسانند، خدمت سربازی را بگذرانند، در یک شغل مناسب مشغول به کار شوند، پس انداز لازم را جمع آوری کنند و...و بعد برای ازدواج اقدام کنند.
به تعویق افتادن ازدواج در جوانان نه تنها آسیبهای روحی فراوانی به همراه دارد بلکه بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند دوستی های خیابانی، دوستی های اینترنتی و بسیاری از انحرافات اجتماعی دیگر در جامعه شکل گیرد.
مسایلی که عنوان شد موجب می گردد بسیاری از جوانان به خصوص پسران، بعد از 30 سالگی بتوانند این شرایط مناسب را کسب کنند و به تبع آن و با ازدواج نکردن آنان، سن ازدواج دختران هم بالاتر می رود. به تعویق افتادن ازدواج در جوانان نه تنها آسیبهای روحی فراوانی به همراه دارد بلکه بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند دوستی های خیابانی، دوستی های اینترنتی، روابط نادرست دختر و پسر وبسیاری از انحرافات اجتماعی دیگر در جامعه شکل گیرد.
لذا در این یادداشت سعی می گردد به جوانان توصیه شود که اگر در شرایطی هستید که مشکلات تحصیلی و شغلی و... داشته و از طرف دیگر نیاز به ازدواج را در خود احساس می کنند، با مشورت و صلاحدید والدین برای ازدواج اقدام کنید وتا زمان مهیا شدن شرایط لازم برای ازدواج دوران نامزدی و عقد خو را طولانی تر از افراد دیگر که دارای شرایط کامل ازدواج هستند، قرار دهید. از طرف دیگر لازم است که حتما یک سری از اصول و موازین را در این دوران رعایت کنید تا طولانی شدن این دوران باعث ایجاد مشکلاتی برای خودتان و خانواده طرف مقابل نگردد. ![]() در این بخش به ارائه نکاتی در مورد رفت و آمد در دوران عقد می پردازیم: طبیعی است وقتی دختر و پسری به یکدیگر علاقه دارند و به عقد یکدیگر در می آیند، اشتیاق زیادی برای ملاقات یکدیگر دارند، اما باید در نظر داشت که اگر در ملاقاتها ناشیانه عمل شود و ضوابط خاصی برای آنها در نظر گرفته نشود، قطعا می تواند به ادامه روند سالم در دوران عقد لطمه بزند و زوجین جوان را در ادامه زندگی دچار مشکل کند و یا زندگی مشترک آینده آنها را دستخوش مخاطره کند. بنابراین رعایت این نکات ضروری به نظر می رسد: 1- تلاش شود که در ابتدای دوران عقد جهت وقت های ملاقات توافقی حاصل شود. این امر مانع بروز چالش های بعدی می گردد. مثلا پسر می تواند از همسر خود سوال کند که نظر خانواده شما در خصوص دفعات ملاقات چیست؟ و دختر هم پس از کسب نظر خانواده خود، نظر آنها را اعلام کند و یا نظری را اعلام کند که حاصل توافق او با خانواده باشد. اگر در دوران عقد در ملاقاتها ناشیانه عمل شود و ضوابط خاصی برای آنها در نظر گرفته نشود، قطعا می تواند به ادامه روند سالم در دوران عقد لطمه زده و زوجین جوان را در ادامه زندگی دچار مشکل کند در هر صورت خوب است برای دیدار، روزی مشخص قرار داده شود که داماد و عروس و خانواده آنها با یکدیگر جهت برنامه ملاقات، توافق کرده باشند. وجود چنین توافقی می تواند محاسن زیر را به همراه داشته باشد: - تنظیم وقت ملاقات از قبل باعث می شود که کمتر احتمال اعتراض بین طرفین صورت گیرد زیرا این برنامه ریزی با مشارکت صورت گرفته است. - به علت اطلاع خانواده عروس از زمان حضور داماد، تمهیدات لازم دراین خصوص به عمل آمده و لذا آمادگی لازم را جهت پذیرایی از وی دارا هستند. - حفظ احترام متقابل نیز حاصل توافق در وقت ملاقات است. مسلما شرایط پذیرایی و تکریم از مهمان دعوت شده و با قرار ملاقات، بسیار بهتر و مناسب تر از مهمان سرزده است. - به هم نخوردن برنامه خانواده عروس، حسن دیگر برنامه ریزی در ملاقات است.
فراهم کردن تمهیدات لازم برای ملاقاتبرای انکه در دوران عقد دیداری موفق داشته باشید به این مطالب توجه کنید: 1- از رفت و آمدهای افرطی، وقت و بی وقت و برنامه ریزی نشده جدا خودداری کنید. طوری رفتار نکنید که هم خانواده شما و هم همسرتان از این همه رفت وآمد زبان به شکایت باز کنند. 2- به آراستن ظاهر خود توجه داشته باشید یعنی هم مرد باید ازلباسی مرتب و تمیز برای دیدار با همسر خود استفاده کند و هم زن به آرایش ظاهر، مو، چهره و لباس خود اهمیت دهد. گمان نکنید مثلا اگر 2 سال از دوران عقد شما گذشته است این مساله ضرورت ندارد. 3- قبل از دیدار، در صورت امکان به خانواده همسر خود خبر دهید. مثلا سوال کنید که آیا آمادگی لازم جهت پذیرایی شما را دارند یا خیر؟ 4- بهتر است اوقاتی که با همسرتان ملاقات دارید، منظم باشد حتی اگردوران عقد شما طولانی شده باشد. مثلا هفته ای یکبار، آن هم در بعد از ظهر یا غروب، در شبها یا روزهای جمعه. توجه به این مساله در عقدهای طولانی مدت باعث حفظ احترام همه افراد می گردد. ![]() 5- تهیه هدیه مناسب برای همسر در دوران عقد کاری است که باید به آن توجه شود. مراد از تهیه هدیه الزاما خرید چیزی گرانبها و پر زرق و برق نیست. بلکه منظور بیان احساسات گرم و صمیمانه به همراه یک هدیه کوچک حتی یک شاخه گل است. 6- اگر قرار است با همسر خود به گردش برنامه ریزی شده بروید، حتما به اندازه کافی پول بردارید. اصلا درست نیست که در دوران عقد انتظار هزینه کردن و تامین مخارج گردش را از ناحیه خانم داشته باشید. اگر پول به اندازه کافی ندارید سفر یا گردش را به تعویق بیندازید و آن را به موقعی مناسب منتقل کنید. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | فهرست سوالات روز خواستگاري![]() در مقاله اي با عنوان «دختر و پسراي دم بخت کليک کنند. » از شما کاربراي عزيز خواستيم تا سوالات مهم تان در جلسه ي خواستگاري را بيان کنيد . سوالات و نظراتتان بسيار جالب بود. مخصوصا نظر برخي از شما بزرگواران در باره ي ازدواج .که در زمان مناسب راجع به آن صحبت خواهيم کرد. در اين مقاله عناويني از مهم ترين سوالات خواستگاري را برايتان بيان مي کنيم که بخشي از آن گفته ي خودتان است . البته نوشتن ليستي که شامل تمام سوالات لازم براي شناسايي شريک آينده تان باشد غير ممکن است زيرا تفاوت هاي فردي ،شغلي،فرهنگي،اعتقادي و غيره در انسان ها باعث مي شود يک نسخه ي واحد کارساز نباشد .مي توان اصولي را بيان کرد که در فرهنگ ما براي داشتن زندگي موفق زناشويي لازم است اما شايد کافي نباشد. به همين دليل بعد از خواندن سوالات پيشنهادي تبيان ، خود شما نيز بايد تغييراتي در آن ايجاد کنيد. ابتدا زماني که تصميم مي گيريد که خواستگاري را به خانه بپذيريد يا همراه خانواده به خواستگاري برويد ،بهتر است کمي با خود خلوت کنيد . واقع بينانه به خود و شرايط موجودتان نگاه کنيد. خود را از نظر زيبايي،تحصيلات،شرايط مالي ، فرهنگ خانواده بسنجيد. اين کار براي سنجيدن توقعات خوداز زندگي و همسر آينده ،کمک خواهد بود. بهتر است علاوه بر شناخت بيشتر از شرايط فعلي تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگي زناشويي را مشخص کنيد. در خلوت خود شعار ندهيد. اينکه معيار هاي صحيح چيست با اين که معيار هاي شما چيست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معيار هايي صحيح انتخاب کنيد اما در زندگي آينده چون اين معيار ها برايتان دروني نشده و فقط جنبه ي شعار داشته ، دچار مشکل شويد. پس نگاهي واقع بينانه به شرايط موجود و خواسته هاي آينده بسيار مهم است . وقتي به يک ارزيابي صحيح رسيديد ،دست به کار شويد.ليستي براي خود تعيين کنيد و البته بايد ياد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب هاي مشخص وجود ندارد و جوابي متفاوت از آنچه شما فکر مي کرديد به يک سوال نبايد باعث شود نظر شما منفي گردد.خيلي از پاسخ ها خود باعث سوال ديگري مي شوند و مهم اين است که شما در آن زمان بتوانيد به خوبي و البته صادقانه گفتگو کنيد. سوالات کلي براي شروع خوب است اما خيلي تعيين کننده نيست زيرا سوال کلي جواب کلي هم دارد و به شناخت بيشتر کمک نمي کند. بعضي از سوالاتي که در زير آمده در صورت آشنايي قبلي با فرد براي مثال فاميل بودن نيازي به پرسيده شدن ندارد و برخي براي شما حائز اهميت نيست .پس سوالات زير را به عنوان چند پيشنهاد مطالعه بفرمائيد. - بيوگرافي خوتان را بگوئيد:(سن ، تحصيلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعيت پدر و مادر، خواهر و برادر ها، اين که چندمين فرزند خانواده است . ) - علت اينکه تصميم به ازدواج گرفتيد چيست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگي يا نياز شخصي) - در زندگي چه هدفي را دنبال مي کنيد؟ چند تا از سر فصل هاي مهم در آينده تان چيست؟(براي مثال گرفتن بورسيه،موفقيت در زمينه ي ورزش و..) - چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟ - مسائل اقتصادي همسر و خانواده ي او چقدر برايتان مهم است؟ -بعد از ازدواج چقدر مايل به ارتباط با خانواده ي همسرتان هستيد؟ -دوست داريد همسرتان با خانواده ي شما تا چه حد صميمي باشد؟ -در تصميم گيري ها اهل مشورت هستيد؟ -آيا خانواده و دوستانتان در تصميماتتان دخيل هستد؟ در آينده همسرتان چطور؟ -اگر اختلاف نظري بين همسر و خانواده تان ايجاد شد ،چگونه آنرا رفع مي کنيد؟ -خانواده ي خود را سنتي مي دانيد يا مدرن؟ مي خواهيد چطور خانواده اي تشکيل دهيد؟ -نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟ -تکليف مديريت خانه چه مي شود؟ -درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتيجه نرسيديم ، چه کسي نظر آخر را بدهد؟ -چه عقيده اي در باره ي مديريت اقتصادي خانه داريد؟ -تعريف تان از صرفه جويي چيست؟ -چقدر اهل پس انداز هستيد؟ -چقدر دوست داريد صاحب فرزند شويد؟ -در تربيت فرزندان ، چقدر اختيارات را به همسرتان واگذار مي کنيد؟ ![]() -تا چه حد به اعتقادات مذهبي پايبند هستيد؟ -از نظر ديگران فرد مذهبي هستيد؟ -تعريفتان از حجاب چيست؟( چادر ،مانتوي پوشيده ،چادر ملي ،بلوز و شلوار و روسري و ..) -در رفتار با نامحرم چه روشي داريد؟ -خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار مي کنيد؟ -از همسرتان تو قع داريد چگونه رفتار کند؟
-با کار کردن خانم ها موافقيد؟ چه نوع کاري؟ (مخصوص خانم ها) - دوست داريد در آينده شاغل باشيد؟ (مخصوص آقايان) -آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟ -اهل مطالعه هستيد يا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتي؟ -آيا فيلم ديدن را دوست داريد؟ زيباترين فيلم هايي که تا کنون ديده ايد ،کدامند؟ -رابطه تان با دنياي مجازي و اينترنت چگونه است؟ -اگر اهل استفاده از اينترنت هستيد، بيشتر به سراغ چه موضوعات و سايت هايي مي رويد؟ -با چت کردن چه ميانه اي داريد؟ -تا به حال به چه کارهايي اشتغال داشتيد؟ -از کاري که مي کنيد ،راضي هستيد؟ -رابطه تان با همکارانتان چطور است؟ حتما راجع به خط مشي سياسي و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنيد و از او سوالات کاملي بپرسيد چون ممکن است در آينده به مناسبت هاي مختلف ، اختلاف عقيده ي سياسي ديگر شرايط زندگي تان را تحت تاثير قرار دهد. -با جشن عروسي موافقيد؟ تا چه حد موافق خرج کردن براي مراسم هستيد؟ -آيا در باره ي مهريه نظر خاصي داريد؟ -رسم و رسوم خاصي هست که خانواده تان برايشان خيلي مهم باشد؟ -چه نوع تفريحاتي را دوست داريد؟ - بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟ - دوست داريد همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد يا نه ؟ اين ها بخشي از اطلاعاتي است که ما از همسر آينده مان نياز داريم اما همه ي آن نيست. تحقيق ،مشاوره مي تواند بسيار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعي کنيد بهترين انتخاب را داشته باشيد زيرا هرچند دين ما در صورت اختلاف امکان جدايي را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدري زياد است که بهرين راه پيشگيري از طلاق با انتخاب صحيح است. خوش بخت و موفق باشيد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | آمادگی فرزندتان برای ازدواج![]() آیا تا به حال از خود یا فرزندانتان سؤال كردهاید كه معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یك زندگی واقعی چیست؟ یا زندگی ایدهآل و لذت بخش چگونه شكل میگیرد؟ اغلب پدر و مادرهای ایرانی علاقه بسیار وافری به فرزندان خود و آینده آنها دارند و به همین جهت تمامی تلاش خود را از همان دوران كودكی برای رشد و تربیت فرزندان به كار میگیرند. آنها فرزندان خود را تحت شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی رشد میدهند و از مدارس پیشرفته و توانمند برای تحصیلات بدون نقص آنها بهره میبرند. بهترین كلاسهای آموزش هنر، تكنولوژی، زبان و ورزش را برای آمادگی همهجانبه عزیزانشان مهیا میكنند و همه اینها مستلزم زحمات و مشكلات متعددی است كه والدین برای تربیت بینظیر فرزندانشان با آغوش باز متحمل میشوند. اما برخی از پدر و مادرها بهرغم اینكه حساسیت فوقالعادهای به تربیت صحیح فرزندان خود دارند، بازهم مهمترین قسمت زندگی آنها را نادیده میگیرند یا دست كم آن طور كه باید مورد توجه قرار نمیدهند. آنها فراموش میكنند كه ازدواج و شروع زندگی مشترك فرزندانشان بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و نیازمند آموزش و انتقال تجربه است. ازدواج و شروع یك زندگی مشترك از مواردی است كه بهعلت استمرار و پیوستگی ممتد در زندگی افراد موجب میشود تا زن و شوهر بهصورت مشترك هر موضوعی را با هم تجربه كنند. انواع مشكلات، موفقیتها، شادی، غم و قصهها، حوادث و اتفاقات خوشایند یا تأسفبار و اختلافات و تفاهمها. این تغییر وضعیت در طول یك زندگی مشترك مستلزم قابلیتها و تفكرات مشتركی بین زن و مرد است تا از برخورد موج شدید این ناهمواریها با پایههای زندگی، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.
اهمیت دوران پیش از ازدواج(نامزدی) زندگی زناشویی متشكل از تجاربی است كه با آزمون و خطا صورت میگیرد اما این آزمون و خطا ، تاریخ و مهلت مشخصی دارند كه اگر از زمان آنها بگذرد تبدیل به نفاق و درگیری و درنهایت جدایی خواهد شد. زمان به موقع این آزمون و خطاها قبل از شروع زندگی مشترك و در دوره آشنایی یا نامزدی است كه هر دو طرف با در نظر گرفتن عقاید و آداب مرسوم خانوادگی ارتباط كنترل شدهای را با یكدیگر آغاز میكنند.
در اصل این دوران برای شناخت خصوصیات و رفتارهای دو طرف نسبت به یكدیگر است و هرگز نباید این باور را بهوجود بیاورد كه این دوره، مرحله مقدماتی ازدواج است و خواسته و ناخواسته باید ادامه راه به همین منوال صورت پذیرد. باید پذیرفت كه این دوره فقط برای آشنایی، شناخت و محك یكدیگر است . به زبانی سادهتر، یعنی هر جا كه دو طرف احساس كردند كه واقعا شكاف و اختلافات اساسی بین آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداری كنند و بر عقاید و باورهای غلط خود و خانواده كه مبنی بر بیآبرویی یا نگونبختی دختر و ضربه روحی هر دوطرف است یا مایه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند زیرا این بهانهها تنها یك باور غلط است كه وجود منطقی و خارجی ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اینكه تحمل چند وقت ناراحتی روحی و شكست عشقی خیلی راحت تر، معقولانهتر و واقع بینانهتر از یك عمر زندگی اشتباه و نابجا با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.
معیارهای ناگفته ازدواج ابتدا باید به فرزندان آموخت كه معیارهای مهم و اساسی زندگی مشترك خود را دریابند. البته به این علت كه فرزندان قبلا تجربه اینچنینی نداشته و اطلاعات و آگاهی كافی در این زمینه ندارند، نمیتوانند وجوه مختلف یك زندگی ایده آل را بشناسند و اهمیت یك به یك آنها را درك كنند، به همین خاطر لازم است تا والدین هركدام در جای خود نكات مهم و اساسی یك زندگی مشترك را صادقانه، صریح و بدون كاستی برای آنها متذكر و مزایا و معایب هركدام را به روشنی یادآور شوند تا فرزندشان با آگاهی نسبی بتواند معیارهای خود را تقویت و هدایت كند. برخی از نكاتی كه در زندگی زناشویی زمینهساز یك زندگی ایدهآل و لذت بخش است و باید مورد توجه قرار بگیرد و بهتر است كه جوانان به آن نظری داشته باشند ، از این قرار است: -عدماختلاف در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی -تراز تحصیلی و شغلی(بستگی به سلایق زن و شوهر دارد ولی باید مورد توجه قرار بگیرد) البته در این مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعالیتهای اجتماعی و شغلی خود در زندگی مشترك آگاه شوند و در آن زمینه به توافق قطعی برسند. - تمایل داشتن به علاقهمندیهای یكدیگر و پذیرفتن آنها - شخصیت و فرهنگ خانوادگی و نحوه تفكر و نگرش والدین همسر - انطباق برنامههای آینده و توافق در اجرای اهداف طرفین و تحمل عواقب آن. مثلا شاید دختری بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل دارد و همسر او در دوران نامزدی با این موضوع موافقت میكند اما با شروع زندگی مشترك، شروط و محدودیتهایی را برای تحقق این موضوع قائل میشود؛ مانند اینكه از تحصیل او در شهرهای دیگر یا دانشكدههای خاص جلوگیری میكند و یا از پرداخت هزینه آن خودداری میكند. - توافق در موعد فرزند آوری - توقعات و خواستههای شخصی از یكدیگر - محدودیتها و آزادیهایی كه برای یكدیگر قائل میشوند. - چگونگی كنترل بحران و وضعیتهای دشوار توسط طرف مقابل(كه نیاز به بررسی و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.) - میزان عصبانیت و چگونگی كنترل آن و اینكه عصبانیت وی منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد. - عدالت و انصاف در رفتار و اعمال - رعایت قوانین و حقوق دیگران - میزان رعایت نكات اجتماعی و فرهنگی - میزان انعطاف پذیری و از خودگذشتگی - میزان ظرفیت انتقادپذیری و تغییر پذیری - میزان توجه و حرف شنوی از پیشنهاد و خواستههای طرف مقابل - میزان منطق و درك قضایا - اهمیت به نظافت و پاكیزگی شخصی و عمومی - میزان اهمیت به وضعیت و پوشش ظاهری و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن - میزان صبر و تحمل و بردباری - نوع تصور و چگونگی رفتار در رابطه با خانواده همسر - میزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده - میزان تفاهم در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی - اهمیت به نحوه زندگی پدر و مادر وی. به این علت كه فرزندان در زندگی زناشویی اغلب پدر و مادر و نزدیكان خود را الگو قرار میدهند توجه به زندگی نزدیكان وی خالی از لطف نیست. -چگونگی برخورد با مشكلات، میزان سازگاری و تصور در مورد طلاق و یا ادامه زندگی و دیدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتی است كه ذهنیت فرد را تحتتأثیر خود قرار میدهد و لازم است كه از آنها شناخت كافی به دست آورد. -میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف كه این هم میتواند تحتتأثیر رفتار خانوادگی قرار بگیرد. - میزان شرم و حیا و احترام به دیگران - میزان حسادت، خساست و تفكر اقتصادی و مدیریت بحران و آینده نگری هم از نكات مهم و قابل توجهی هستند كه باید مورد بررسی قرار بگیرند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دختر و پسراي دم بخت ، کليک کنند![]() چند وقت پيش صداي نا آشنايي آنطرف خط تلفن ، به دنبال مطلبي بود که بتواند با مطالعه ي آن براي مراسم خواستگاري سوالات مهم و اساسي را پيدا کند و به قول خودش اولويتي را از قلم نياندازد... جستجويي در مقالات کردم و در قسمت خواستگاري و نامزدي به نمونه هايي از مواردي که بايد در اينگونه جلسات به آن پرداخت ،برخوردم و به يکي از شما همراهان تبياني که منتظر جواب من بود عناوينش را دادم ، مقالاتي مثل:
![]() از او سؤال کنيد که هدفش از ازدواج چيست؟ ازدواج، يک تعامل چندجانبه است و هدف فردي را جوابگو نيست. اگر مرد يا زني فقط براي فرار از تنهايي، امرار معاش و يا نياز جنسي و... به ازدواج تن دهد، در راه پرخطري گام نهاده است. او بهطور دقيق بايد بداند که همسرش، دوست او نيست و فراتر از يک دوست و يا يک حمايتکنندهي مالي در زندگياش ارزش دارد.
![]() سفارش اسلام اين است كه در انتخاب همسر, تنها جمال و ديگر ملاكهاى فرعى را مورد توجه قرار ندهيد, بلكه به آنها به عنوان يك ارزش اضافى و مزيت بنگريد. پسرى كه فقط بخاطر زيبايى دخترى, با او ازدواج كند و نسبت به ديگر خصوصيات اخلاقى و روانى او بى تفاوت باشد, گرفتار بلايى مى شود كه خروج از آن به آسانى ممكن نيست.
![]() خوانندگان جوان! در ادامه مباحث شناخت همسر آينده( انتخاب همسر، زيبايي يا تفکر و پيش نياز هاي ازدواج) ، سعي داريم به نکاتي در مورد خانواده ها و پس از آن به مسائل مهم راجع به جلسه خواستگاري اشاره نماييم. با هم بخوانيم... تناسب خانواده ها يکي از مهم ترين روابطي که همسران را تحت تأثير قرار مي دهد رابطه ي خانواده هاي آن ها با يکديگر است که اگر مناسب نباشد زوجين دچار مشکل مي شوند. تنها زماني رابطه خانواده ها کم ترين تأثير را دارد که پسر و دختر افرادي مستقل و پخته باشند. ويژگي هاي اخلاقي فرزندان بازتاب تربيت خانوادگي آن هاست.تناسب خانواده ها بهتر است در جنبه هاي زير باشد: 1- اعتقادات مذهبي و ديني 2- عوامل فرهنگي 3- طبقه بندي اقتصادي و اجتماعي ![]() فقط دختر پسراي دم بخت بخوانند! 1 - فکر نکنيم که سئوالات بايد استاندارد شده و از پيش تعيين شده و با جوابهاي مشخص باشد، بايد هنگام گفتگو سعي کنيم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرمسئله مبهم، طرح کنيم. 2 - سئوالات کلي براي شروع خوب است ولي فايده هاي آن اندک هستند. مثلا نظر شما در مورد حجاب چيست؟ شما چه توقعي از همسر آيند ه ات داري؟ شما نظرت در مورد اخلاق و ايمان چيه؟ ميعارهاي شما براي ازدواج چيست؟ شما چه نقشي براي زن در خانواده ، يا چه نقشي براي مرد در خانواده قائل هستيد؟سئوالات کلي، حتما جواب کلي دارد و جوابهاي کلي چون مبهم و ناشفاف هستند ، مفهوم شناخت از يکديگر را با تحريف روبرو مي سازد. 3 - به جاي سئوالات کلي، سعي کنيد مفاهيم را به زودي به طرف مصداق ها و مثالهاي عيني بکشانيد، و با طرح مسئله فرد را در موقعيت قرار دهيد. ***
اما بعد از مطالعه ي دقيق تر اين مقالات ،جاي خالي مطلبي ديده مي شد که در آن به وضوح سوالات مناسب براي دختران و پسران _با توجه به شرايط فرهنگي و نقش هاي جنسيتي و بومي ايران_مطرح شود به گونه اي که تبيان در سرنوشت ساز ترين تصميم زندگي تان در کنارتان باشد و مثل هميشه از شما کاربران که مهم ترين پشتوانه ي ما هستيد مي خواهيم که کمکمان کنيد. اگر تجربه ي ازدواج را داريد و يا اگر هنوز ازدواج نکرده و در پيچ و خم روز هاي خواستگاري به سر مي بريد با ذکر جنسيت 5 سوال که برايتان مهم ترين اولويت را داشته يا دارد ،را مطرح کنيد .و بر طبق نظرات شما و بر اساس نظرات کارشناسان تبيان ، دو مقاله به تفکيک سوالاتي که يک پسر در مراسم خواستگاري بايد مطرح کند و سوالاتي که دختر در مراسم خواستگاري بايد مطرح کند را به شما تقديم کنيم . پس در قسمت نظرات 5 سوال مهم خود را که در مراسم خواستگاري مي پرسيد را بنويسيد. مثال : زن 1- شما ( به عنوان مرد) با ادامه ي تحصيل همسرتان مشکلي نداريد؟ 2- حد حجابي که شما دوست داريد همسر آينده تان رعايت کند ،چقدر است؟ 3- بعد از ازدواج تا چه حد با خانواده تان رابطه خواهيد داشت؟ 4- تاکيدي براي زندگي در خانه ي پدري تان داريد؟ 5- به نظر شما ارتباط همسرتان با دوستان قديمي و رفت . آمد با آن ها مثل دوستان دانشگاه ، مشکلي دارد؟ پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | کيا مي خوان برن خواستگاري؟گفتوشنودي منطقي در نشست خواستگاري![]() در اين مقاله، راهکارهايي داريم براي جواناني که قصد ازدواج دارند، که با توجه به آن و البته با قراردادن آن در متن زندگي خود به گفتوشنودي منطقي در نشست خواستگاري بپردازند:
اغلب دختران و پسران در جامعهي امروزي، موفق شدهاند که به اعتمادبهنفس و اتکا به خويش دستيابند، در مجامع عمومي حضور يابند، تحصيل کنند، و در ارتباط با جنس مخالف در محيطهاي شغلي، فرهنگي، خريد، سفر و... انفعالي عمل ننمايند. اما همين دختران و پسران جوان که در محيطهاي اجتماعي اينچنين توانا عمل ميکنند، هنگاميکه پاي خواستگاري و ازدواج و صحبت آن به ميان ميآيد، در استرس و فشار قرارگرفته و تنش حاصل از اين امر مهم، بر اعصاب و فيزيولوژي و روان آنان تأثيرهاي منفي بهجاي ميگذارد تا جايي که خيلي از گفتنيها، ناگفته باقيميماند و خيلي از بررسيها انجام نميشود و درنتيجه اگر ازدواج سرنگيرد، تجربه و اندوختهي مثبتي از اين گذران وقت، حاصل نميگردد و اگر هم خداي ناکرده، سرانجام آن به زندگي مشترک منتهي شد که واي بر هر زوجي که عدم شفافسازيهاي لازم، آنان را در برابر عمل انجامشدهاي قراردهد که اين خود، شروع داستان غمانگيزي است و سرآغاز مشکلهاي شديد روحي و لطمههاي عاطفي يک نسل را پايهريزي مينهد. اولين نمايي که يک فرد از خود ميدهد، تصويري است که او از خود دارد، ببينيد آيا اين تصوير را ميپسنديد؟ بنابراين در ادامه سعي داريم با دادن خط مشي هايي کاربردي شما را در جريان خواستگاري ياري کنيم تا به بهترين نحو انتخاب نماييد . بهصورت کلي از خود، گذشته و حال خويش صحبت کنيد و از همسر احتمالي خود نيز تقاضا کنيد که بهطور متقابل از خود بگويد. (به جزئيات نپردازيد) آيا ميان گذشته و حال او تغييري مثبت مشاهده ميکنيد و آيا اين تصوير با آنچه شما از او در ذهن داريد و از همسر آيندهتان انتظار داريد، مطابقت دارد؟ از او سؤال کنيد که هدفش از ازدواج چيست؟ ازدواج، يک تعامل چندجانبه است و هدف فردي را جوابگو نيست. اگر مرد يا زني فقط براي فرار از تنهايي، امرار معاش و يا نياز جنسي و... به ازدواج تن دهد، در راه پرخطري گام نهاده است. او بهطور دقيق بايد بداند که همسرش، دوست او نيست و فراتر از يک دوست و يا يک حمايتکنندهي مالي در زندگياش ارزش دارد. مسؤوليتپذيري او را بسنجيد: ميتوانيد با سؤالهايي در ارتباط با خانواده و يا دوستان و همکارانش و اينکه در چه مواقعي با آنان بيشتر ارتباط دارد (شادي يا غم) آگاه شويد که او نسبت به کساني که دوستشان دارد تا چه حد احساس مسؤوليت ميکند و در مواقع اضطراري، اولويتها را براي خود درنظر ميگيرد يا عزيزانش؟ اين سؤال را از خود نيز بپرسيد. پنجرهي نگاه او را نسبت به جامعه و اطرافيانش ارزيابي نماييد. آناني که از سرنوشت گله دارند، درحقيقت از خود گلهمندند و نميتوانند نسبت به اطرافيان خويش، خوشبين باشند.
اعتماد او را به جامعه و اطرافيانش بررسي کنيد:
شک، بدبيني و بياعتمادي، پايههاي لرزاني را در زندگي زناشويي بنيان مينهند. ديدگاه خوشبين و اميدوارانه به آينده، زيربنايي براي تلاش مداوم است. هماهنگيهاي سليقهاي همديگر را مقايسه کنيد: زندگي مشترک، نياز به همکاري، همفکري و همدلي دارد که در صورت درک متقابل، امکانپذير ميباشد. براي اين همآوايي، بهتر است که بهصورت نسبي، سليقههايتان در يک راستا باشد. پس سليقههاي خود را بازگو و نظرهاي او را جويا شويد. دربارهي کساني که براي شما و او مهماند، با يکديگر صحبت کنيد: اگر در آغاز زندگي مشترک، اهميتي را که براي خانواده و دوستان خود به نسبت اولويت قائليد مطرح کنيد، در طول زندگي از روابط صميمانهي او با گروهي از افراد نخواهيد رنجيد. حد و حدود اين اهميت را سؤال کنيد و دربارهي خود نيز اولويتهايتان را مطرح کنيد.
![]()
از مهمترين موارد مشکلزا در روابط زوجها، عدم شناخت کافي از وضعيت مالي يکديگر ميباشد. مهم اين است که از هماکنون بدانيد که در آينده، خود را بايد در چه سطح اقتصادي قراردهيد تا قصري خيالي براي خود تصور نکنيد. در رابطه با اين گزينه، بهگونهاي شفاف گفتوگو کنيد. مهم اين است که وضعيت مالي همسر شما اکنون در چه سطحي است نه در آينده. نظر او را در ارتباط با تشريک مساعي جويا شويد: اگر کسي که با او ازدواج ميکنيد، ديدگاهي افقي به شما داشته باشد و از بالا به شما نگاه نکند، از شما در کارهايش مشورت خواهد گرفت و شما در شاديها و مشکلهاي يکديگر سهيم ميشويد و نسبت به نظرهاي همديگر جبههگيري نميکنيد. حريمشناسي و احترام را در رفتار او جستوجو نماييد: احترام زوجها در زندگي براي يکديگر و عدم حرمتشکني، مانع کدورتهاي کوچک خواهد شد. آجرهاي بياحترامي را اگر به سمت يکديگر نشانه بگيريد، پس از مدتي خانهاي وسيع از کينه و دلسردي ساخته خواهد شد. بايد پذيرفت که هر انساني، منحصربهفرد است و حريم خود را دارد. از او دامنهي اعتدال حرمت را براي همسرش سؤال کنيد و خود نيز در اين مورد نظر دهيد. نظر او را در مورد پيشرفت و رشد در طول زندگي سؤال کنيد: همسران ميبايستي بستر نرم و مناسبي براي رشد و پيشرفت روزافزون يکديگر باشند تا به موازات يکديگر تعالي يابند و راکد نمانند. گاه لازم است که يکي از زوجها به ادامهي تحصيل، يادگيري هنر و يا زندگي در شهري دورافتاده بپردازد، همراهي در اين مواقع، ضروري است. خواستههاي موردنظر خود را بدون شرم، بازگو کنيد: اگر ازدواج در اين مقطع سرنگيرد، بهتر از اين است که در مرحلههاي بعدي، وقتي هزينههاي عاطفي و اقتصادي بسياري براي آن انجام شد، بههم بخورد. ملاکها، ارزشها، خواستهها، توقعها و تفکرهاي خود را بدون شرم بيان کنيد تا تصميم شما از روي منطق باشد و زندگيتان را با کسي سهيم شويد که بر شما بيفزايد نه اينکه از داشتههايتان بکاهد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دخترا و خواستگاری از پسرا!!! ![]() تا کی منتظر بشینیم تا شخص دلخواه به در خانه ی مان بیاید. شاید تا ده سال دیگه هم این اتفاق نیافتاد . پسر ها این شانس را دارند که می توانند بین افراد بیشتری انتخاب کنند.آنقدر به خواستگاری بروند تا شخص دلخواه را پیدا کنند ولی ما چی.... *** خواستگاری رفتن ،رفتاری است که هرچند در زمان ها و مکان ها ی مختلف کمی متفاوت است اما به طور کلی در اکثر مواقع شباهت هایی به هم دارد. طبق آداب و رسومی نانوشته در بیشتر موارد پسر ها و خانواده های آنان پیشقدم می شوند و جواب نهایی با دختر خانم است. دین ما دستور مستقیمی در باره ی نحوه ی خواستگاری ندارد اما تلویحا بر پیشنهاد ازدواج از جانب آقایان صحه گذاشته است ولی دستوری مبنی بر منع شرعی خواستگاری توسط دختران ندارد اما بهتر است با خواندن این مقاله خودتان قضاوت کنید که کدام راه مناسب تر است:
استاد مطهرى میگوید: « این که از قدیم الایام مردان به عنوان خواستگارى نزد زنان مى رفته اند و از آنها تقاضای همسرى مى کرده اند ، از بزرگ ترین عوامل حفظ حیثیت و احترام زن بوده است. طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت زن را گُل، و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یکى از تدابیر حکیمانه و شاهکارهاى خلقت است که در غریزة مرد نیاز و طلب و در غریزة زن ناز و جلوه قرار داده است. خلاف حیثیت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براى مرد قابل تحمّل است که از زنى خواستگارى کند و جواب رد بشنود و آن گاه از زن دیگرى خواستگارى کند و جواب رد بشنود تا بالاخره زنى رضایت خود را به همسرى با او اعلام کند اما براى زن که میخواهد محبوب و معشوق و مورد توجه و علاقه باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حکومت کند ، قابل تحمل و موافق غریزه نیست که مردى را به همسرى خود دعوت کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری رود».(1) ![]()
پس اینکه در کشور ما هم رسم بر آن است که خواستگاری از طرف پسر ها انجام شود ، رسمی است بر خواسته از فطرت و طبیعت .اگر دختری به خواستگاری پسری برود و جواب او منفی باشد ، برای دختر شکست روحی تلقی می شود. زیرا از لحاظ روحی زن نیازمند خواسته شدن است و برایش سخت است از جانب مرد به او بی توجهی شود.
رفتار های زیر پیامدهایی است که ممکن است در اثر اینگونه خواستگاری ها(از جانب دختر خانم ها) ایجاد شود: 1- اگر پاسخ پسر منفی باشد ، دختر احساس شکست و سرخوردگی می کند. در حالی که جواب منفی برای پسر قابل تحمل است و در صورت پاسخ منفی دختر، به خواستگاری شخص دیگری می رود. 2- درصورت پاسخ منفی پسر، احتمال تمسخر و آزارهای بعدی و آبرو ریزی به وسیله او وجود دارد. 3- ممکن است پسر با شنیدن چنین تقاضایی، با پاسخ مثبت ظاهری به فکرسوء استفاده از دختر بیفتد. 4- احتمال دارد در زندگی مشترک آینده(در تنش ها و اختلافات) به دختر سرکوفت بزند که تو به خواستگاری من آمدی و این برخورد ، برای دختر بسیار رنج آور است. دین مقدس اسلام نیز که آیین فطرت است، بر این رویه فطرى و طبیعى صحه نهاده و بر این مبنا و اساس است که در قرآن و سنّت در امر ازدواج، مردان مخاطب واقع گشته اند و مستقیماً به آنان دستور ازدواج و همسر گزینى داده شده و فرموده است: «فانکحوا ما طاب لکم من النّساء؛ بازنان طیب و پاکیزه ازدواج کنید».(2)
البته ما استثنا ها را هم در نظر می گیریم . ممکن است ازدواجی هم با چنین خواستگاری انجام بشود و بسیار مناسب هم باشد. گاهی اوقات هم ممکن است شرایطی پیش آید که دختری ،پسری را برای ازدواج مناسب می بیند. در این شرایط می تواند با اطلاع والدین خود ، شخصی را به عنوان رابط بفرستد تا نظر پسر را جویا شود .لازم به ذکر است رابط باید به گونه ای حرف بزند که مثل پیک عمل نکند و معلوم نشود از طرف دختر فرستاده شده. اگر نظر پسر مساعد بود ، آنوقت پیشنهاد خواستگاری از جانب مرد مطرح شود . حیا ، وقار ،نجابت ،رمز محبوبیت یک دختر است ، به نفع مان است که روال طبیعت را بر هم نزنیم و بر خلاف فطرتمان گام بر نداریم.
شنیدن نظر شما مخاطبان همراه می تواند به کامل کردن بحث این مقاله کمک کند. شما نظرتان را برای تبیان و دیگر مخاطبان این بحث مطر ح کنید.به نظر شما صحیح است که خواستگاری از جانب دختر باشد؟چرا؟
پینوشتها: 1-استاد مطهری نظام حقوق زن در اسلام ص15 2-نساء آیه 3
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | رویایی رساتر از بیداری![]() سرکار خانم دکتر مصطفوی، دختر حضرت امام ره در زمان حیات مادر گرامی شان مصاحبه ای ارزشمند با ایشان انجام داده اند و در آن صحبت هایی می کنند که دربرگیرنده نکات آموزنده و بس خواندنی برای ما می باشد. البته چون این مصاحبه کمی طولانی است، قصد داریم آن را در چند قسمت، برای شما ارائه دهیم . وقتی از «آقا» سخن میگوید، چشمهایش پر از اشک میشود آنگاه که مهربانیهایش را به زبان میآورد، بغض در گلو، مانع گفتگوست و وقتی به ناملایماتی که بر «او» رفته میرسد، چهره در دست پنهان میکند که حکایت از شکستن بغض دارد... جدایی سخت است و پس از پنجاه و چند سال، بسیار سختتر از روز اول، و سختتر آنکه مجبور باشی رنج این دوری را با «فرزند» بگویی و دل را با یاد «پدر» به درد آوری... تا به حال در گفتهها و نوشتههای بسیاری، ویژگیها و خصوصیات امام راحل از زوایای مختلف تشریح شده است. اما بعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است. خانم مصطفوی: مادر جان سلام علیکم. امیدوارم مرا ببخشید، میخواستم اگر موافقت میفرمایید مختصری از زندگی مشترکتان با حضرت امام و قبل از ازدواج خود و اینکه در چه خانوادهای متولد شدهاید و خانواده تان از نظر علمی و اقتصادی چگونه بودند برای ما توضیح بفرمایید. همسر امام (س): سلام علیکم. بسم ا... پدرم حاج میرزا محمد ثقفی از علمای تهران بود که از ایشان، آنطور که من اطلاع دارم، تفسیر نوین در چند جلد باقی مانده است و بیشتر مشغول تألیف کتاب بودند . پدر ایشان میرزاابوالفضل تهرانی از نوابغ زمان خود بود . میرزا ابوالفضل هم صاحب کتاب «شفاءالصدور» است که شرحی بر زیارت عاشوراست. آقا (امام«ره» میگفتند) از بزرگان بودهاند و از ایشان کتاب شعری هم به زبان عربی چاپ شده است. وقتی آقای لواسانی گفت آقای ثقفی دو دختر دارد و از آنها هم تعریف میکنند مثل اینکه قلب من اینجا کوبیده شد. من تقریباً 9 ساله بودم پدر و مادرم به قم رفتند و 5 سال اقاجانم در قم ماندگار شد و من نزد مادربزرگم ماندم .من از 6 ماهگی رفتم پیش مادربزرگم و با او زندگی کردم. آن زمان دختران دکترها، تاجرها یا مجتهدین به مدرسه میرفتند. ما سه خواهر بودیم که به مدرسه میرفتیم و تا کلاس هشتم درس خواندیم. خواهرهایم آنجا درس میخواندند و من در تهران، تا کلاس هشتم که صحبت ازدواج مطرح شد. خانم مصطفوی: حالا که صحبت به اینجا رسید لطفا از ازدواجتان بگویید و اینکه چطور شد آقا شما را پیدا کردند؟ همسر امام : آقا جانم 5 سال در قم بودند و ما چند بار به قم رفتیم یک بار ده ساله بودم، یک بار 13 ساله بودم و یک بار هم 14 ساله بودم. پدرم از مادربزرگم خواهش کرد که من بمانم. «من قدسی جان را سیر ندیدم بگذارید دو ماهی پیش من بماند. ما تابستان به تهران میآییم و او را میآوریم.» بالاخره مادربزرگم راضی شدند. ما هم راضی نبودیم ولی چند ماهی ماندیم. در آن زمان تصدیق کلاس ششم را گرفته بودم .در این مدت 5 سال آقاجانم در قم دوستان و رفقایی پیدا کردهبود. یکی از آنها آقا روحالله بود که در آنجا رفیق شدهبودند. هنوز حاجی نشده بود. مرد متدین، نجیب، باسواد و زرنگی بود. یکی از دوستان دیگر آقاجانم آقای آسید محمد صادق لواسانی بود که او هم از دوستان آقا روحالله بود. آقای لواسانی به آقا روحالله گفته بود که چرا ازدواج نمیکنی؟ 26-27 ساله بود. او هم گفته بود: «من تا کنون کسی را برای ازدواج نپسندیدهام . به نظرم کسی نیامدهاست.» آقای لواسانی گفته بود «آقای ثقفی دو دختر دارد ،خوب هستند»؛ اینها را بعدا آقا برایم تعریف کردند که وقتی آقای لواسانی گفت آقای ثقفی دو دختر دارد و از آنها هم تعریف میکنند مثل اینکه قلب من اینجا کوبیده شد. ![]() خانم مصطفوی: مادر از خواستگاری بفرمایید، خواستگاری چگونه انجام شد؟ همسر امام(س): این باعث شد که آسید احمد آمد خواستگاری. برای قبول خواستگاری حدود 10 ماه طول کشید چون من حاضر نبودم به قم بروم. آن زمان هم که خانه پدرم میرفتم، بعد از 10- 15 روز از مادربزرگم میخواستم که برگردیم. چون قم مثل امروز نبود. زمین خیابان، تا لب دیوار صحن قبرستان بود، کوچههای باریک و ...، زیاد در قم نمیماندم. مراحل خواستگاری شروع شد. آقاجانم میگفت: «از طرف من ایرادی نیست و قبول دارم. اگر تو را به غربت میبرد، آدمی است که نمیگذارد به قدسیجان بد بگذرد». روی رفاقت چند سالهاش روی آقا شناخت داشت. من میگفتم که اصلاً قم نمیروم و جهاتی بود که میل نداشتم به قم بروم. خانم مصطفوی: پس چطور شد که به قم رفتید؟ ظاهراً خواب دیدید اگر یادتان هست بفرمایید. همسر امام(س): خوابهای متبرک دیدم، چند خواب، خوابهایی دیدم که فهمیدم که این ازدواج مقدر است. آن خوابی که دفعهی آخری دیدم که کار تمام شد حضرت رسول – امیرالمؤمنین و امام حسن را در یک حیاط کوچکی دیدم که همان حیاطی بود که برای عروسی اجاره کردند. مادر! معلوم میشود که این سید حقیقی است و پیامبر و ائمه از تو رنجشی پیدا کردهاند. چارهای نیست این تقدیر توست خانم مصطفوی: یعنی شما در خواب خانهای را دیدید، و بعد از مدتی خانهای که برای عروسی شما اجاره کردند، همان بود که شما قبلاً در خواب دیده بودید؟ همسر امام: بله، همان اطاقها با همان شکل و شمایل که در خواب دیده بودم. حتی پردههایی که بعداً برایم خریدند، همان بود که در خواب دیده بودم. آن طرف حیاط که اتاق مردانه بود پیامبر(ص) و امام حسن(ع) و امیرالمؤمنین(ع) نشسته بودند و در این طرف حیاط که اتاق عروس شد من بودم و پیرزنی با یک چادر . پیرزن ریزنقشی بود که من او را نمیشناختم و با من پشت در اتاق نشسته بود. در اتاق شیشه داشت و من آن طرف را نگاه میکردم. از او پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ پیرزن که کنار من نشسته بود گفت آن روبرویی که عمامه مشکی دارد پیامبر(ص) است. آن مرد که مولوی سبز دارد و یک کلاه قرمز که شال بلند به آن بسته شده- و آن زمان مرسوم بود، امیرالمؤمنین است. این طرف هم جوانی بود که عمامه مشکی داشت و پیرزن گفت که: این امام حسن است. من گفتم ای وای پیامبر است و این امیرالمؤمنین است و شروع کردم به خوشحالی کردن، پیرزن گفت: «تویی که از اینها بدت میآید!!» من گفتم: «نه، من که از اینها بدم نمیآید؟ من اینها را دوست دارم.» آن وقت گفتم: «من همه اینها را دوست دارم» پیرزن گفت: «تو که از اینها بدت میآید!» اینها را گفتم و از خواب بیدار شدم. ناراحت شدم که چرا زود از خواب بیدار شدم. صبح برای مادربزرگم تعریف کردم که من دیشب چنین خوابی دیدم. مادربزرگم گفت: «مادر! معلوم میشود که این سید حقیقی است و پیامبر و ائمه از تو رنجشی پیدا کردهاند. چارهای نیست این تقدیر توست.» پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| برو به صفحه >> | |






























