آنلاین
بیشترین افراد آنلاین همزمان 5
(اعضا: 0, مهمان: 5) در تاریخ چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 00:24:11
اعضا: 40
جدیدترین عضو: ali2006gs
انجمن ها
| پورتال دانشگاه پيام نور شهرستان اسكو :: انجمن ها :: گوناگون :: اطلاعات عمومی |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| ازدواج و خانواده | ||
| برو به صفحه >> | |
|
مدیران: webmaster, haeri, A.K.Oskuie, اسکویی, friga, Alimardani
|
| نویسنده | ارسال | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | زمان مناسب برای محرمیتدختر جوان بعد از پدر و مادرش داخل شد، با صدایی آرام سلام کرد و کنارشان نشست. برای مشاوره ازدواج آمده بودند. پدر آغازکننده گفتوگو بود: « 21 سال دارد و دانشجوی رشته جامعهشناسی است. خیلی دختر خوبی است؛ مؤمن و مهربان و با ادب. هنوز دیپلم نگرفته بود که خواستگارها امانمان را بریدند.» چهره دختر از شرم سرخ شد، سرش را پایین انداخت و انگشتانش را در هم فرو برد. «گفتم تا وارد دانشگاه نشود و درسش را به جایی نرساند، دست نگه داریم. حالا یک سالی است که هم من و مادرش و هم خودش راضی شدهایم که به خانه بخت برود. سه نفر از طرف دوستان و فامیل معرفی شدند که یا ما نپسندیدیم یا آنها. یک نفر هم در دانشگاه به خودش پیشنهاد کرده بود که قبول نکردیم، چون با رویه ما جور درنمیآمد. اما با این آخری بیشتر از بقیه پیش رفتهایم.» پرسیدم: «منظورتان از اینکه خیلی پیش رفتهاید چیست؟» ![]() مادر پاسخ داد: «سه بار پسر با خانوادهاش به خانه ما آمدند و دوبار هم ما به آنها سرزدیم. در هر مرحله، زهرا و امیر بیشتر از یک ساعت خصوصی صحبت کردند.» * امیرآقا چند سال دارد؟ - 24 ساله است، مهندسی خوانده و تازه سربازیاش تمام شده. * بهتر نیست چند جلسه در محیطهای عمومی با هم بیرون بروند و گفتو گو کنند؟ زهرا سرش را بلند کرد و با لبخند گفت: «این کار را کردهایم. حدود دو ماه است که هفتهای دو- سه جلسه با هم بیرون میرویم: پارک، رستوران و مراکز خرید.» پدر صحبت دختر را قطع کرد و گفت: «البته با هم محرم شدهاند.» * یعنی عقد رسمی کردهاید؟ - عقد رسمی که نه، صیغه محرمیت خواندهاند، تا اگر بیرون میروند و حرفی میزنند، گناهی نکرده باشند! اگر خدا بخواهد عقد رسمی را گذاشتهایم برای بعد از مشورت با شما. * چه کمکی میتوانم بکنم؟ - مادر جواب داد: «زهرا حرف مرا قبول ندارد، اما من فکر میکنم این پسر خیلی زودرنج و عصبی است. پدر و مادرش را تا اندازهای میشناسیم، ولی نمیدانیم خودش از نظر اخلاقی چقدر سالم است.» دختر چهرهاش را درهم کشید و با صدایی بغضآلود گفت: «چند بار بگویم، امیر اصلاً عصبی نیست و از هرکسی که فکر میکنید بهتر و سالمتر است.» زهرا را برای آزمونهای روانشناختی به اتاق دیگری راهنمایی کردم و از او خواستم تا جلسه بعد که با امیر میآید تا او هم آزمونهایش را بدهد،هرچه از خواستگارش میداند برایم بنویسد و بیاورد. بعد از رفتن دختر، از پدر و مادر پرسیدم: «جاری کردن صیغه محرمیت بین این دو چه اهمیت و فایدهای داشته؟» پدر پاسخ داد: «میدانم که شما روانشناسی متدینی هستید و از احکام شرع آگاهید. اگر بگوییم دو جوان با هم بیرون نروند و فقط در خانه صحبت کنند، به شناخت دقیق نمیرسند. اگر هم بیرون بروند، باید ساعتها کنار هم بنشینند، و نگاه چهره به چهره و صمیمیت را دین اسلام اجازه نمیدهد.» دختر و پسری که قصد ازدواج دارند از زمان آشنایی تا بسته شدن پیوند همسری و زندگی در زیر یک سقف، از سه مرحله میگذرند: آشنایی تا خواستگاری رسمی؛ خواستگاری تا عقد دائم؛عقد دائم تا ازدواج. * فکر نمیکنید، این محرم شدن به علاقه زیاد و وابستگی عاطفی کشیده شود و وابستگی عاطفی جلوی روشنگری عقل را بگیرد؟ مادر با تکان دادن سر، سخن مرا تصدیق کرد: «اینطور هم شده. دیدید که زهرا چطور از امیر دفاع میکرد، در حالی که به خدا قسم، برای من ثابت شده که این پسر اخلاق خوبی ندارد. زود عصبانی میشود و حتی جلوی من سر دخترم داد میکشد. اما جرئت ندارم کوچکترین ایرادی از او بگیرم.» پدر که احساس کرد لبه تیز اعتراضها به سوی اوست، از لای دفترش، بریده روزنامهای درآورد و روی میز گذاشت و با لحنی تند و قاطع گفت: «اجازه بدهید این چند سطر را از روزنامه برایتان بخوانم.» دختر جوانی که همسرش یک ساعت پس از جاری شدن خطبه متواری شده بود برای روشن شدن تکلیف زندگیاش به دادگاه مراجعه کرد. و ابراز کرد یک هفته بعد از عقد تماس گرفت و گفت به خاطر اینکه موهای سر من بیرنگ است نمیتواند با من زندگی کند. » پدر ادامه داد: «حالا اگر این دو قبل از عقد رسمی، عقد موقت خوانده بودند و پسر موهای دختر را دیده بود، این مشکل پیش نمیآمد که متواری شود و طبق قانون 250 سکه به دختر بپردازد. دختر بیچاره هم این طور سرگردان به این در و آن در نمی زد.» میدانید که حد ارتباط در عقد موقت مشروط به شرایطی است که هنگام جاری شدن صیغه نکاح ذکر میشود.شرط کردهام که حداکثر میتوانند دست هم را بگیرند. ![]() * نمیگویم این رفتوآمدها حتماً به تماسهای پیشرفته جسمی میرسد، اما همانطور که همسرتان توضیح داد و شما هم تا اندازهای متوجه هستید، رفت و آمدهای زیاد، بدون احساس گناه و نگرانی از تماسهای حتی سطحی، وابستگی عاطفی زیادی میآورد. آنوقت اگر پسر ایرادی داشته باشد، مشکل میتوان دختر را قانع کرد. - پس نظر شما چیست؟ * * بلند شدم و از کتابخانه کوچک محل کارم چند کتاب را برداشتم و روبهرویشان نشستم. - این کتاب «احکام ازدواج» تألیف سیدمجتبی حسینی است که مطابق با نظر ده تن از مراجع تقلید تنظیم شده . اجازه بدهید بدون ذکر اسامی مراجع بزرگوار، چند حکم شرعی را بخوانم. 1- مرد میتواند به دست و صورت و پاها، مو و مقداری از بدن (مانند گردن و بالای سینه) دختری که قصد ازدواج با او را دارد نگاه کند. 2- نگاه کردن به قسمتهای یادشده با شرایط زیر جایز است: به قصد لذت و ریبه (ترس افتادن در گناه) نباشد. برای آگاهی از وضع جسمانی دختر باشد. (پس اگر از حال او آگاه است، نگاه بر او جایز نیست.) مانعی برای ازدواج در میان نباشد. (مثلاً دختر شوهر نداشته باشد.) احتمال بدهد دختر او را رد نمیکند. خلاصه آنکه دختر و پسری که قصد ازدواج دارند از زمان آشنایی تا بسته شدن پیوند همسری و زندگی در زیر یک سقف، از سه مرحله میگذرند: مرحله اول: آشنایی تا خواستگاری رسمی؛مرحله دوم: خواستگاری تا عقد دائم؛مرحله سوم: عقد دائم تا ازدواج. در عرف جامعه، کارکرد مرحله اول شناخت و تصمیمگیری است که از طریق گفتوگوهای رسمی، بررسی و تحقیقات و نیز، مشاوره و نظرخواهی از روانشناس به دست میآید. با محرم شدن، به خاطر افزایش علاقهها و وابستگیها به شناخت اطمینانبخشی دست نمییابند، بلکه درصورت به هم خوردن امر ازدواج دختر در عرف جامعه، دارای پیشینهای منفی یعنی ارتباط نزدیک با یک پسر میشود.
مرحله دوم نامزدی نام دارد که عدهای از نویسندگان کتابهای مربوط به همسرگزینی برای آن چند فایده ذکر کردهاند:
1. افزایش محبت و همدلی 2. تهیه امکانات 3. یادگیری مهارتهای مربوط به زندگی مشترک 4. آگاهی از روحیات و خصوصیات هم برای تفاهم و سازگای بیشتر 5. آماده شدن برای جدایی از خانواده پدری 6. تصمیمگیری برای انجام مراسم عقد و ازدواج 7. پیداکردن شناختهای دقیقتر به منظور ادامه زندگی یا در مواردی قطع رابطه. ![]() گروهی از افراد متدین و برخی از نویسندگان، خواندن صیغه محرمیت را که همان عقد موقت است، در این دوره پیشنهاد میکنند. دو نفر که شناخت کاملی از هم پیدا کردهاند، میتوانند در مرحله دوم به شش مورد از فواید هفتگانهای که یاد کردیم دست یابند، و اگر به اطمینان و شناخت دقیقی نرسند، بدانند که با محرم شدن، به خاطر همان افزایش علاقهها و وابستگیها به شناخت اطمینانبخشی دست نمییابند، بلکه درصورت به هم خوردن امر ازدواج دختر در عرف جامعه، دارای پیشینهای منفی یعنی ارتباط نزدیک با یک پسر میشود. استاد ابراهیم امینی، عالم و فقیه زمانآگاه معاصر، نیز همین نظر را در کتاب «جوان و همسرگزینی» تأیید میکنند: «دوره بعد از خواستگاری نامزدی نام دارد و مراد آن است که دختر و پسر به همدیگر وعده دادهاند که درآیندهای نزدیک، مراسم عقد و خطبهخوانی را انجام دهند و زن و شوهر باشند. در دوران نامزدی دخترو پسر محرم نیستند و شرعاً حق تمتع و لذتجویی ندارند.» (ص 176). پدر در حالی که آشکارا ناراحت بود، برخاست و در حال خداحافظی گفت: «پس ما، از روی ناآگاهی به کار خودمان گره انداختیم.» با لحنی آرام گفتم: «امیدوارم این طور نباشد و این دو نفر واقعاً مناسب هم باشند. در جلسههای بعد، امیر و زهرا را خصوصی و با هم میبینم. شما هم سعی کنید با صبر و دقت، درباره او و خانوادهاش، از حدود پنج سال پیش تاکنون، تحقیق کنید و نتیجه را به من برسانید. تصمیمگیری در ازدواج باید با مشورت و همفکری سه رکن باشد: دختر و پسر، والدین آن دو، و مشاور روانشناس.» پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | سن جادويي براي ازدواج !؟![]() ازدواج مانند تولد و مرگ، يكي از اتفاقات مهم زندگي هر فردي به حساب ميآيد و از اينرو سوالات مختلفي درباره اين دوره از زندگي و بويژه آغاز آن وجود دارد كه بايد توجه ويژهاي به آنها داشت. سوالاتي مانند چه زماني مناسبترين سن ازدواج است؟ اختلاف سني مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... اين سوالها به همراه هزاران سوال ديگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسياري از جمله مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... در تعيين جواب هريك از اين سوالها نقش دارند. از اينرو مروري بر سن ازدواج در ساير كشورها و فرهنگها و همچنين آداب و رسوم آنها ميتواند براي ما جالب باشد. ازدواج كردن فقط به اين دليل كه فكر كنيم زمانش رسيده، ايده كاملا اشتباهي است. هركس بايد زماني ازدواج كند كه از نظر عقلي و احساسي آمادگي پذيرش زندگي جديد را داشته باشد. در هيچ كشوري و با هيچ فرهنگي، يك سن مناسب جادويي و خاص براي ازدواج وجود ندارد. در بيشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بين 18 تا 23 سال براي دختران و 19 تا 25 سال براي پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپاي غربي افراد ترجيح ميدهند تا اواخر دهه دوم زندگي (اوايل 30 سالگي) مجرد بمانند؛ اما در اروپاي شرقي مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر يعني حدود 25 سالگي ازدواج ميكنند و در آسيا نيز سن ازدواج به شرايط گوناگوني چون زندگي در شهر يا روستا، سطح تحصيلات، سطح فرهنگي خانوادهها و... بستگي دارد؛ اما در بيشتر كشورهاي آسيايي جوانان بين سنين 18 تا 25 سال ازدواج ميكنند. در سالهاي اخير در تمام كشورها با فرهنگهاي مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به ساليان گذشته تفاوت كرده و افزايش نشان ميدهد. افزايش ميانگين سن ازدواج در بيشتر جوامع، پديدهاي است كه در دهههاي اخير همه آنرا پذيرفتهاند. متوسط سن ازدواج در بيشتر كشورهاي صنعتي افزايش يافته است، اما اين مساله مختص به كشورهاي صنعتي نيست؛ كشورهاي در حال توسعه يا كمتر توسعهيافته نيز با اين موضوع مواجه هستند. البته افزايش سن ازدواج در خانمها بيشتر ديده ميشود. عواملي چون مسائل اقتصادي و فرهنگي، نقش مهمي در تعيين سن ازدواج در كشورهاي مختلف دارند. در بعضي كشورها، اعتقادات ديني هم از جمله عوامل بسيار مهم و تعيينكننده در اين موضوع است. به عنوان مثال در آمريكا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرايط اجتماعي، آداب و رسوم خانوادگي و حتي موقعيت جغرافيايي و محل زندگي افراد تفاوت ميكند. در يك نگاه كلي، افرادي كه در شهرهاي بزرگ زندگي ميكنند، ترجيح ميدهند ديرتر ازدواج كنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگي مجرد باقي ميمانند؛ اما ساكنان مناطق روستايي معمولا زودتر و در اوايل دهه دوم زندگي ازدواج ميكنند. در كشورهايي چون هند و پاكستان كه اين سنت وجود دارد كه والدين مراسم عروسي فرزندانشان را برگزار ميكنند و هزينهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بيشتر دختران در 15 سالگي ازدواج ميكنند. زندگي شهري، تحصيلات، آزادي و فعاليت بيشتر زنان در محيطهاي كاري، وجود رسانهها و... همگي شيوه زندگي و الگوهاي فكري افراد را تغيير دادهاند و اين بدان معناست كه افراد كنترل زندگي خود را بيشتر به دست گرفتهاند و براي ادامه زندگي خود تصميم ميگيرند. به عنوان مثال در كشورهايي چون هندوستان عليرغم حفظ احترام والدين، دختران و پسران ديگر حاضر به ازدواجهاي كوركورانه و بدون شناخت نميشوند. بكوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد كه در زندگي چه چيزي ميخواهيد؟ چه چيزي ميخواهيد به ديگران ارائه كنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي كنيد و آنگاه شما ميتوانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد. چند توصيه * كارشناسان ميگويند پيش از ازدواج، فرد بايد از لحاظ عقلي و عاطفي به بلوغ رسيده باشد تا بتواند متوجه موارد زير بشود و آنها را تجزيه و تحليل كند. * عشق براي ادامه يك زندگي موفق كافي نيست. نگراني زوجها در زندگي، واقعي است و كوشش آنها براي داشتن شغل، خانه، بيمه و... اموري واقعي و جدي هستند. پيگيري اين موضوعات و عدم دستيابي به آنها، زوجهاي جوان را واقعا خسته ميكند. پس چرا بعضي افراد در سنين خيلي كم خود را درگير اين مسائل ميكنند؟ * اهداف، انتظارات و شرايط خود را براي ازدواج در نظر بگيريد و مطمئن شويد كه آيا شريك شما ميتواند اين نيازها را برآورده سازد؟ به يقين براي جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندك خود بتوانند متوجه اين موضوع و همچنين نيازهاي طرف مقابل شوند. * شما بايد هنگام ازدواج كاملا از نظر احساسي و فيزيكي مستقل باشيد و وابسته به خانواده خود نباشيد. يك ازدواج موفق به دو فرد مستقل نياز دارد تا يك مجموعه كامل تشكيل دهد. بسياري از جوانان معمولا به دليل اينكه ميخواهند از شرايط بد خانوادگي جدا شوند، ازدواج ميكنند كه اين به هيچوجه راهحل مناسبي نيست. * بكوشيد خودتان را بشناسيد. بدانيد كه در زندگي چه چيزي ميخواهيد؟ چه چيزي ميخواهيد به ديگران ارائه كنيد و چگونه؟ پس با هدف زندگي كنيد و آنگاه شما ميتوانيد ديد مناسبي نسبت به زندگي داشته باشيد. اگر در سن ازدواج هستيد، اميدواريم با درك صحيح شرايط و با انتخابي معقول، آيندهاي خوش و توام با تفاهم و موفقيت براي خود و همراه زندگيتان فراهم آوريد و ازدواج را به تاخير نياندازيد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | وقتی دیگر عاشق هم نیستیمسازگاری مجدد با زندگی پس از طلاق![]() بسیاری از آدمیان طلاق را شکست در حوزه بسیار با اهمیتی از زندگی تلقی میکنند. افرادی که تجربه طلاق را پشت سر گذاشتهاند، خود را از لحاظ اجتماعی فردی نابسنده و فاقد مهارتهای ارتباطی بسیار اساسی میدانند. پس از طلاق، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس افراد، دچار آسیب شود. از آنجاییکه اغلب اوقات طلاق به دنبال یک دوره تعارض رخ میدهد، بسیاری از افراد که در معرض طلاق قرار گرفتهاند، خود را شخصی نابسنده و فاقد توان کافی میدانند. افرادی که تجربه طلاق را پشت سر گذاشتهاند، خود را از لحاظ اجتماعی فردی نابسنده و فاقد مهارتهای ارتباطی بسیار اساسی میدانند مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان میدهند، با یکدیگر متفاوتند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان رویدادی که به ناگهان رخ داده است، ادراک کننده و زنان بیشتر احتمال میرود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. از سوی دیگر مطالعات نشان داده است که طلاق برای زنان تجربه ای تنشزاتر و گسلندهتر از مردان است. کنار آمدن با طلاقسازگاری با طلاق به عوامل بسیاری از جمله نگرش در مورد ازدواج ناموفق، شخصیت فرد و محیط اجتماعی و ... بستگی دارد. در ادامه این مبحث، برخی توصیههای کلی در این زمینه به شما ارائه میگردد: - بسیاری از افراد، طلاق را معادل با مرگ میدانند. فقدان فردی (همسر) که زمانی دوستتان داشته و شما دوستش داشتید، میتواند این احساس را در شما ایجاد کند که دیگر فردی دوست داشتنی نیستید و بخش مهمی از زندگیتان را از دست دادهاید. یادگیری این مساله که به زندگی فعلیتان سر و سامان دهید و دوباره بیاموزید که به سبک و روش دیگری زندگی کنید، به شما کمک بسیاری خواهد کرد. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان رویدادی که به ناگهان رخ داده است، ادراک کننده و زنان بیشتر احتمال میرود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند - شما باید بپذیرید که بخشی از زندگی شما (زندگی زناشویی) دچار وقفه شده است ولی این رویداد بدان معنا نیست که ![]() شما از جنبههای دیگر زندگی خود غافل شوید لذا تغییرات اساسی در روند زندگی خود ایجاد کنید. با اعضای خانوادهتان که مورد علاقه و اعتمادتان هستند، در ارتباط باشید. صحبت کردن با این افراد (در مورد احساسات و مشکلاتی که با آن مواجه هستید) نقش سوپاپ اطمینان را بازی کرده و موجب تخلیه هیجانی شما میشود. - طلاق در بسیاری از افراد (به خصوص زنان) باعث شکلگیری افسردگی میگردد و ادامه یافتن این مشکل گاه باعث میشود که تا مدتها بعد ازطلاق، فرد در حال دست و پنجه نرم کردن با این مشکل باشد. در این مواقع به افراد توصیه میشود که در صورت ادامهدار شدن مشکل، حتماً به یک روان درمانگر مراجعه کنند. از طرف دیگر با افرادی از اعضای خانواده و یا دوستان خود، که این تجربه را پشت سر گذاشتهاند، مشورت کنید و بررسی کنید که آنها در این شرایط چه راهبردهایی را اتخاذ کرده بودند. شما باید بپذیرید که بخشی از زندگی شما (زندگی زناشویی) دچار وقفه شده است ولی این رویداد بدان معنا نیست که شما از جنبههای دیگر زندگی خود غافل شوید - به این مساله توجه داشته باشید که هیچکس کامل و بدون نقص نیست. اگر زندگی زناشویی شما با شکست مواجه شده است و مجبور به طلاق شدهاید، این مساله نشاندهنده نقص یا ناکارآمدی شما نیست. بسیاری از زوجین بر اثر عدم دقت در انتخاب درست، مشکلات ارتباطی، عدم هماهنگی و... ممکن است مجبور به طلاق شوند، بنابراین شما تنها نیستید و این تجربه منحصر به شما نمیگردد، لذا خودتان را مقصر ندانسته و به سرزنش خویشتن نپردازید. اطمینان داشته باشید که طلاق پایان راه نیست. به خودتان فرصت دهید تا این شرایط سخت را پشت سر بگذارید و به این امید باشید که در آینده دور یا نزدیک، خواهید توانست بنای یک زندگی زناشویی موفق را پایهریزی کنید. ![]() برای کنار آمدن با طلاق، کمکهای بیرونی از سوی متخصصان بهداشت روانی و گروههای خودیاری متشکل از افراد مطلقه میتواند کمک موثری به این دسته افراد ارائه دهد. گاه مشاهده میشود، حتی هنگامیکه طرفین عزم خود را برای طلاق جزم کردهاند، مشاوره با زوجها میتواند مفید واقع شود. برخی از فنون مسالهگشایی و مهارتهای حل تعارضی هم میتواند برای کمک به حل آسیبهای ناشی از جدایی موثر باشد. اگر در جریان طلاق و یا بعد از آن قرار دارید، مراجعه به مراکز بهداشت روانی به شما توصیه میشود. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | ازدواج به سبک بنگاهي!؟ ازدواجهاي سنتي دستخوش موج مدرنيته ![]() وقتي عزيزجان تعريف ميكند كه خواستگارهايش را نشانش نميدادند تا مبادا چشم و گوشش باز شود، وقتي از طلعت خانم همسايه ميگويد كه پسران و دختران دم بخت را به هم ميرساند و از اين راه امرار معاش ميكرد و شرح ميدهد آقا جان (شوهرش) را تا لحظه عقد نديده بود و وقتي اولين بار در لباس سفيد عروسي كنار مرد تنومندي كه 15 سال از او بزرگتر بود، نشست، نزديك بود از ترس زهره ترك شود. نوهها ميخندند، انگار همه اين خاطرات به افسانهاي تبديل شده كه با چاشني شوخي و طنز همراه ميشود، اما همين 50 سال پيش، خيليها با اين شيوههاي سنتي سر و سامان گرفتهاند. براساس آمارهاي رسمي سالانه 2 ميليون نفر بهجمعيت مجرد كشور اضافه ميشود. طبق اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، بيش از 16 ميليون جوان مجرد در ايران در سن ازدواج قرار دارند. در كنار اين افزايش جمعيت، تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي و استفاده از ابزارهاي مختلف ارتباطي نهتنها مفهوم ازدواج را تغيير داده، بلكه شيوههاي گزينش همسر را نيز متحول كرده است. ازدواج سنتي كه زماني بر پايه ارتباطات خانوادگي و دخالت واسطهها در آشنايي بين دو خانواده صورت ميگرفت، بتدريج جايش را بهآشنايي مستقيم پسران و دختران در محيطهايي خارج از خانواده داده است. هرچه فضاي فرهنگي و اجتماعي جامعهاي با سرعت بيشتري متحول شود، شكل و شيوه ازدواج و روشهاي انتخاب همسر هم تغييرات بيشتري به خود ميبيند. ازدواج جوانان ايراني، سنتي يا مدرن سازمان ملي جوانان در نظرسنجي مفصلي از جوانان به اين نتيجه رسيده كه هر چند شيوههاي انتخاب همسر از تنوع بيشتري نسبت به گذشته برخوردار است، اما جوانان هنوز طرفدار ازدواجهاي سنتي هستند. در اين نظرسنجي آمده است بيش از 87 درصد جوانان معتقدند در انتخاب همسر بايد نظر بزرگترها را قبول كرد و حتي 40درصد گفتهاند بهتر است تا جوانان همانند گذشتگان به روش سنتي ازدواج كنند اما در اين تحقيق بدرستي مفهوم سنتي يا مدرن بودن ازدواج تعريف نشده است، به طور طبيعي امروزه كمتر جواني حاضر است تا لحظه عقد همسرش را نديده، با او صحبت نكند يا نظر صرف واسطهها و بزرگترها را به طور كامل در انتخاب همسر بپذيرد. سازمان ملي جوانان در ادامه نظرسنجيها اعلام كرده است كه 28.3 درصد جوانان بهترين محيط انتخاب همسر را دانشگاه و موسسات آموزشي ميدانند ، 22.7 درصد به جمع خانواده و خويشاوندان و البته بقيه هم به جمع دوستان خود اشاره كردهاند. ![]() راههاي متعدد انتخاب همسر اما راههاي همسريابي تنها به گزينههاي سازمان ملي جوانان خلاصه نميشود. در حال حاضر هرچند ازدواجها از شكل سنتي خارج ميشود و نقش خانواده در گزينش همسر كاهش مييابد، جمع دوستان، مراكز مشاوره، ارتباط با دنياي مجازي، سايتها و چترومها، بنگاههاي دوستيابي و... نقش پررنگتري مييابند.
از هر 100 ازدواج در كلانشهرهايي مانند تهران 22 مورد آن به جدايي منجر ميشود و عدهاي نيز رشد آمار طلاق را به شيوههاي مدرن همسريابي نسبت ميدهند. 2 روز گذشته نيز محسن زنگنه رئيس سازمان ملي جوانان استان تهران از رشد 21 درصدي آمار طلاق در 6 ماه اول امسال در تهران خبر داد. وي گفت: در اين مدت نرخ ازدواج 3.5 درصد رشد داشته و اين آمار نشان ميهد كارشناسان بايد چرايي اين موضوع را به طور دقيق بررسي كنند. مرتضي صادقزاده، كارشناس ارشد مشاوره و امور فرهنگي با استناد به تحقيقات انجام شده معتقد است: در ازدواج مدرن خواستگاري يك تشريفات زايد است، توقعات زوجه از زوج بسيار بيشتر از گذشته است و بيشتر جنبه چشم و همچشمي دارد، افراد انعطاف كمتري نسبت به تغيير خواستههاي خود دارند و در نهايت به همين دليل اصطكاك بين زوجها بيشتر است. وي در عين حال مردسالاري و يكسونگري ازدواجهاي سنتي چند ده سال قبل را نيز نقد ميكند و ميگويد: البته ازدواجي كه به طور صرف توسط خانوادهها تصميمگيري شود نه در عرف ريشه دارد و نه در شرع، و از سنت ما نيز بسيار فاصله دارد، بايد بپذيريم شرايط اجتماعي و فرهنگي تغيير كرده اما نبايد به صرف مدرن شدن زندگي خانوادگي، سادگي و انعطاف و صميميت ازدواجهاي خانوادهمدار را فراموش كنيم.
ازدواجهاي اينترنتي ، ازدواجهاي بنگاهي بيش از 39 سايت همسريابي به زبان فارسي در فضاي اينترنت فعال است و گفته ميشود با بالا رفتن سطح دسترسي جامعه به فضاي مجازي، همسريابي از طريق سايتهاي انتخاب همسر و چتروم افزايش يافته است. از سوي ديگر، افزايش تعداد بنگاهها و دفاتر همسريابي بخصوص در شهرهاي بزرگ به نوعي نقش واسطههاي ديروز را بازي ميكنند كه گرايش برخي جوانان به استفاده از ظرفيت اين دفاتر در انتخاب همسر در حال افزايش است. اما سال گذشته محمدجواد علياكبري، رئيس وقت سازمان ملي جوانان نسبت به فعاليت غيرقانوني اين مراكز همسريابي ابراز نگراني كرد بنابراين در حال حاضر بخش عمدهاي از اين مراكز غيرقانوني و بدون مجوز فعاليت از سازمان ملي جوانان هستند. بخصوص اين كه عملكرد زيرزميني برخي از اين مراكز كه البته از تعداد نامشخص آنان نيز حكايت ميكند مراجعان را در معرض آسيبهاي روحي رواني قرار ميدهد. اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نهتنها انتخاب همسر تابو نمي شود بلکه جوانان در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند كرد.
كدام راه موفقتر است؟ قديميها ازدواج را هندوانه سربسته ميدانستند، اين روزها با پيچيده شدن روابط اجتماعي اين ابهام بيشتر شده است، هر چند صاحبان نگاه سنتي به ازدواج ميكوشند تا با ورود ريشسفيدان و اعضاي بزرگتر خانواده بر روند انتخاب همسر جوانان، از ابهام و ريسك آن بكاهند، اما جوانترها ترجيح ميدهند، فرآيند انتخاب با نظرقطعي و نهايي خود آنان خاتمه يابد. «مهرداد-ج» از جمله اين افراد است كه با وجود بههم خوردن ازدواجش در دوران عقد، همچنان قصد داشت همسرش را خودش انتخاب كند. چون عقيده دارد، او قرار است يك عمر زندگي كند نه پدر يا عمو و... براساس پژوهشهاي انجام شده نميتوان از بين ازدواج سنتي و مدرن يا شيوههاي متعدد انتخاب همسر حكم داد كه كداميك صددرصد به شكست و كدام يك به موفقيت ميانجامد. «م- آراسته»، مشاور فرهنگي و ازدواج در يكي از مراكز مشاوره خصوصي، افراط و تفريط را باعث افزايش ريسك در ازدواج ميداند. او ميگويد: در برخي خانوادههاي قديمي اين اعتقاد وجود دارد كه دختر بايد با لباس سفيد به خانه شوهر برود و با كفن خارج شود. اين نگاه در ازدواج و انتخاب همسر همانقدر آسيبزاست كه به اشارهاي جوانان حاضر شوند، طلاق بگيرند. به عقيده اين مشاور ازدواج، اگر جوانان آموزش پيش از ازدواج را از دوران متوسطه ببينند، نهتنها نسبت به تابو شدن انتخاب همسر كه در برگزيدن گزينه مناسب دقت بيشتري خواهند كرد. آراسته پيشنهاد ميكند، جوانان را براساس شرايط روز با مقوله ازدواج و ابزارهاي مدرن انتخاب همسر آشنا كنيم و اين روند بايد از طريق آموزش رسمي و غيررسمي انجام شود. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | دخل و خرج زیر یک سقفمدیریت مسائل مالی در امر ازدواج![]() امروزه مساله پول و مشکلات مالی، یکی از عوامل عمده و مهم مشکلات زناشویی و در برخی موارد طلاق، به شمار میرود. داشتن یا نداشتن پول میتواند علت بسیاری از استرسها و نگرانیها به شمار آید به خصوص در ازدواجهای کنونی که جوانان گاه با درآمد اندک، اقدام به آن میکنند و یا ازدواجهایی که تجملات و تشریفات در آن نقش بسزایی را ایفا میکند. اما شما جوان عزیز میتوانید با اجرای برخی اقدامات ساده و پیش پا افتاده، بر این مشکلات احتمالی مستولی شده و زمینه ی مناسب برای یک ازدواج موفق و کم استرس را برای خود و طرف مقابل تان، برنامهریزی کنید.
شناخت اهداف مالی همسر آیندهتان، به شما کمک خواهد کرد تا یک ازدواج ایمن و مطمئن را برنامهریزی کرده و از این طریق یک ازدواج سرشار از شادی را برای خود و طرف مقابل تان طراحی کنید.
اقدام کردن برای ازدواجدر بسیاری از موارد مشاهده میشود که جوانان (چه دختر و چه پسر) در جلسات خواستگاری و آشنایی، از مطرح کردن مسائل مالی و پولی هراس دارند چرا که نگرانند تصویر منفی و نادرستی در ذهن طرف مقابل ایجاد کنند و یا در این میان مسائلی مطرح شود که به طور کلی مساله ی ازدواج آنها را بر هم زده و یا به حالت تعلیق در آورد. ما در اینجا قصد داریم عنوان کنیم که این نحوه تفکر اشتباه است چرا که شناخت اهداف مالی همسر آیندهتان، به شما کمک خواهد کرد تا یک ازدواج ایمن و مطمئن را برنامهریزی کنید و از این طریق یک ازدواج سرشار از شادی را برای خود و طرف مقابلتان طراحی کنید.
دختر و پسر لازم است قبل از ازدواج شرایط مالی خود را به طور کامل برای یکدیگر روشن کنند و همچنین انتظاراتی را که در این رابطه از یکدیگر دارند مشخص نمایند
برای مثال تصور کنید مردی به خواستگاری شما آمده که از لحاظ مالی وضعیت مطلوبی دارد و به شغل آزاد، مشغول است اگر شما در مورد اهداف مالی این آقا (نحوه تهیه مسکن، ماشین و...) اطلاعات کاملی کسب نکنید ممکن است بعد از ورود به زندگی زناشویی با مسائلی رو در رو شوید که اصلاً تصور آن را هم نمیکردید. مثلاً شاید این آقا معتقد باشند که تهیه مسکن شخصی، باعث راکد ماندن سرمایه و دارایی شان میشود برای همین ترجیح میدهند تا چند سال اول زندگی را از منزل استیجاری استفاده کنند در حالیکه شما اصلاً چنین وضعیتی را ندارید. بنابراین بررسی دقیق این مسائل هم از جانب پسران و هم دختران بسیار حائز اهمیت است.
![]() دختر و پسر لازم است قبل از ازدواج شرایط مالی خود را به طور کامل برای یکدیگر روشن کنند و همچنین انتظاراتی را که در این رابطه از یکدیگر دارند مشخص نمایند. این مساله به خصوص در عصر حاضر بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که زنان نیز در بسیاری از موارد شاغل بوده و دارای درآمد هستند. اگر شما خانمی هستید که درآمدتان را برای خودتان پسانداز میکنید و قصد ندارید آن را در زندگی مشترک خرج کنید، حتماً این مساله را در جلسات خواستگاری عنوان کنید. شما نیز اگر مردی هستید که تمایل دارید همسرتان شاغل باشند و درآمدشان در منزل شما به صورت شراکتی مصرف شود، حتماً این موضوع را در جلسات خواستگاری مطرح کنید. حتی شما (به خصوص خانم ها) ممکن است تمایل داشته باشید در تمام امکانات زندگی با همسرتان شریک باشید، این شراکت میتواند شامل حسابهای بانکی، مسکن شخصی، ماشین، وسایل منزل و... باشد، این مساله نیز جز نکاتی است که در جلسات خواستگاری باید مطرح و مورد توافق قرار گیرد. تهیه ی مسکنهمه زوجین دوست دارند که صاحب ملک شخصی باشند اما همین مساله میتواند باعث ایجاد نگرانی مالی برای طرفین گردد. برای اینکه این نگرانیها به حداقل ممکن برسد لازم است که هر دو طرف به اهمیت مساله پسانداز در زندگی مشترک برای تهیه مسکن پی برده باشند. بنابراین لازم است که از همان روزهای اول زندگی زناشویی، بخشی از درآمد خود را صرف پسانداز برای آینده بکنید. البته مساله پسانداز نیز، خود جز موضوعاتی است که در مورد میزان و اهمیت آن باید در جلسات خواستگاری و در دوران نامزدی، مورد توجه قرار گیرد. همانطور که مطرح کردن مسایل مالی میتواند باعث استحکام ارتباط شما دو نفر شود، مخفی کردن آن نیز میتواند روابط آینده شما را دچارگسیختگی کند. پرداخت بدهیهابسیاری از جوانان قبل از ازدواج خود، بنا به دلایل مختلف مقروض هستند و ماهانه مجبور هستند مقادیری از درآمد ماهیانه خود را صرف بدهیهای شان بکنند. شما نیز ممکن است جز یکی از این افراد باشید و بنایراین ممکن است در جلسات خواستگاری وسوسه شوید که این موضوع را با همسر آیندهتان در میان نگذارید تا زمانیکه عقد رسمی انجام شود و شما خیالتان از بابت ازدواج با این شخص راحت گردد. اما باید بدانید که مطرح کردن همه ی حقایق زندگی در جلسات آشنایی ضروری است و شما نباید هیچ مسالهای را از همسر آیندهتان مخفی کنید. این مساله موضوعی نیست که بتوان برای همیشه آن را مخفی نگه داشت. بنابراین صداقت داشته باشید و با این کار سعی کنید همسرتان را در پرداخت این بدهیها با خود همراه سازید. توجه داشته باشید همانطور که مطرح کردن این مساله میتواند باعث استحکام ارتباط شما دو نفر شود، مخفی کردن آن نیز میتواند روابط آینده شما را دچارگسیختگی کند. ![]() بطور کلی مسائلی که مطرح گردید در مورد جوانانی صدق میکند که دارای مشکلات مالی هستند و با یک سرمایه و درآمد محدود، قصد دارند زندگی مشترک، تشکیل دهند. اما از طرف دیگر برخی از افراد آن قدر صبر میکنند تا مشکلات مالیشان مرتفع گردد و بعد برای ازدواج اقدام میکنند. اگر شما دختری هستید که چنین خواستگاری دارید دقت کنید که این فرد، کسی نباشد که زندگی زناشویی و شخصی خود را فدای مسائل مالی کند چرا که این دسته از افراد به مرور آموختهاند که پول همواره در اولویت قرار دارد و حاضرند همه چیز را فدای مسائل مالی و کاری کنند. شاید این دسته از افراد پول زیادی بدست آورند، اما باید از خودشان بپرسند که ارزش یک زندگی مجلل و پر زرق و برق بیشتر است یا اینکه ساعات بیشتری را نزد خانواده و همسر خود بگذرانند؟ یک ازدواج موفق در اثر تلاش کردن شما برای کسب خوشبختی و صرف کردن زمان کافی، حاصل میشود و اگر شما نتوانید این دو مولفه مهم را مورد توجه قرار دهید، زندگی زناشویی خوشایندی (علیرغم امکانات مالی زیاد) نخواهید داشت. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | شوک مستند یا مستند شوک!![]() یکی از ویژگی های انسان خو گیری و عادت کردن به شرایط موجود است . این ویژگی یکی از معجزات خلقت است و باعث بقا و راحت تر شدن زندگی می گردد . حتما شنیده اید که حس بویایی به بدترین بو هم عادت می کند کافی است مدتی در آن مکان باشد . در این صورت دیگر مانند ابتدا که آن بو حس می شد ، احساس دلزدگی ایجاد نمی کند . در این صورت اگر فرد محیط را ترک کند و باز گردد ، باز بوی نامطبوع آزارش می دهد. عادت کردن و خو گیری اگر در جایی باشد که مشکلات لاینحل زندگی را بتوان بهتر تحمل کرد بسیار مفید است اما این روزها ما آدم ها بیشتر به بدی های اخلاقی خودمان خو می گیریم و برایمان عادی می شود. مثلا اولین دروغ سخت ترین است . هر بار دروغ گفتن راحت و راحت تر می شود تا جایی که فرد متوجه نیست که مرتکب خطایی می گردد .آن زمان است که نیاز به تلنگر پیدا می کند. گاهی اوقات لازم است از زندگی مان خارج شویم و از بیرون به آن نگاه کنیم . تا متوجه بوی بدی که در آن جاری است ،بشویم . وقتی در روزمرگی مان غرق هستیم و باید و نباید های تکراری برایمان صحیح و منطقی جلوه می کند ، نیاز به یک تغییر داریم. باید به ما شوک وارد شود تا به خودمان بیاییم.به زندگی مان ، هدف هایمان ،شعارهایمان و سبک رفتارهایمان توجه کنیم . برخی را دوباره باز سازی کنیم ،با بعضی مبارزه کنیم و خلاصه سکان زندگی را خودمان در دست بگیریم . یک اتفاق ساده ،دیدن یک صحنه ،تماشای یک فیلم ،شنیدن صحبت های یک انسان و یا هر اتفاق دیگری می تواند تلنگری باشد که هر کدام از ما به آن نیاز داریم. خیلی از فیلم ها قصه ی زندگی هایی است که می تواند برای ما مانند یک زنگ خطر باشد . فیلم شوک مستند ی است که جمعه عصر ها از سیما پخش می شود ، مستندی که می تواند تلنگری باشد برای جامعه ی ما. جامعه ای که در زیر پوست ارزشی اش ،آنقدر با شعارها ، گذشته و مفاهیم دینی اش فاصله گرفته است که باورش سخت است و به بهانه ی تجدد ، روز به روز از سنت هایش فاصله می گیرد و باور های دینی اش کم رنگ تر می شود. کشوری که مهد کودک هایش دو زبانه و سه زبانه شده است و برخی مردمش طرفدار فیلم های هالیوود و زبان اصلی شده اند و قهوه می خورند و برای تعطیلات به اروپا می روند و هزاران تمثیل دیگر از زندگی غرب را گرفته اند اما نتوانسته اند در کنار این واردات بی رویه ارزش های فرهنگی و فرهنگ های صحیح زندگی خود را حفظ نمایند .
جامعه ای که فراموش کرده است در چند دهه ی گذشته پدران و مادران شان چگونه می زیسته اند و چه چیزهایی افتخارشان بوده و میراث زندگی گذشتگان شان را به راحتی از دست داده است. وقتی می گویم جامعه منظور یعنی من و شما . و این مستند ، قصه ی زندگی ماست . شاید عین آن نباشد اما اگر دقت کنیم با کمی شدت و ضعف در زندگی خیلی از ما اتفاق می افتد.قصه ی ارزش هایی است که به سمت مصرف گرایی و تجمل می رود .
از یک طرف آمار بالا رفتن سن ازدواج سیاستمداران را بر آن داشته تا برای تشویق جوانان به ازدواج ،انواع و اقسام تشویق ها را از سهمیه قائل شدن برای تحصیلات تکمیلی تا بالا بردن مبلغ وام قائل شوند. و خانواده ها نگران دختران و پسرانی هستند که سن ازدواجشان گذشته اما هنوز وارد دنیای متاهلین نشده اند.و از طرفی ارقام تکان دهنده ی طلاق که آسیب ها و مشکلاتی مضاعف را به خانواده ها و جامعه تحمیل می کند ، پژوهشگران زیادی را بر آن داشته تا دلیل این مشکلات را بررسی کنند. دلایل زیادی از جمله مشکلات اقتصادی ،بی کاری،تحصیل خانم ها ،بی بند و باری موجود در جامعه و.....را می توان نام برد ، اما با بررسی دقیق تر می توان گفت مشکلات فرهنگی علت اصلی بوجود آمدن این مسائل است .و تا زمانی که اراده نکنیم و در ارزش هایمان باز نگری نداشته باشیم ، روز به روز به مشکلاتمان افزوده می شود.
فرهنگ تشریفات و تغییر ارزش ها از سادگی به تجمل گرایی و همچنین چشم و همچشمی بین جوانان و خانواده های آنان کار را به جایی رسانده که آداب و رسوم ازدواج در کشور ما شبیه یک فیلم فکاهی شده است .از عروس و دامادی که برای خرید حلقه ی ازدواج وارد مغازه می شوند و بر سر قیمت حلقه دعوای شان می شود تا آقا دامادی که گران ترین کت وشلوار را می خواهد تا به لباس میلیونی عروس خانم بخورد .ماشینی که قیمت گلهای روی آن بالای میلیون است . تا آرایشگاه و عکس های آتلیه و باغ و منوی غذای بالا ی هشت رقم .
این هفته وقتی این مستند را می دیدم ، به این فکر می کردم که جوانان ما برای هم پیمان شدن و زندگی زیر یک سقف باید شاخ غول را بشکنند . آن هم غول بی شاخ ودم سنت های غلط رایج . بیچاره جوانان ! در قدیم پدر و مادر ها جوانانشان را تشویق می کردند تا شروع زندگی سخت نگیرند. قناعت کنند ،صبر کنند. اما این روزها پدر ومادر ها هم با هم مسابقه گذاشتند . مسابقه ی به رخ کشیدن سلیقه و ثروت . مادر عروس خانم در حد یک دکوراتور برای چیدن خانه ی دخترش تلاش می کند . جهاز دختر او نباید کمتر از جهاز دختر خواهرش باشد . و داماد و خانواده ی او به گونه ای دیگر.اصلا چه اشکالی دارد. می خواهند برای بچه شان خرج کنند.
هیچ کس با خرید لوازم زندگی متعارف مخالف نیست اما تعداد لوازمی که به لیست جهاز اضافه می شود و کاربردی هم در زندگی ندارد ، روز به روز افزوده می شود. و مشکل اینجاست که حتی خانواده هایی که از لحاظ شرایط اقتصادی وضع مطلوبی ندارند ،خود را به آب و آتش می زنند تا به اصطلاح آبرو داری کنند. این تجمل گرایی حتی طیف مذهبی جامعه ما را هم در گیر کرده و مانند یک قانون لازم الاجرا تمام خانواده ها را تحت فشار قرار داده است. ![]() وقتی صحنه ی جر وبحث عروس و داماد بر سر قیمت حلقه پخش می شد ،به ذهنم رسید که ازدواج مهم ترین انتخاب هر کس در طول زندگی است . عاقلانه ترین ، عاشقانه ترین و زیبا ترین. حلقه به این معنی در انگشت چپ دست زن ومرد قرار می گیرد که دو نفر بدانند که پیمانی بسته اند و تعهدی را پذیرفته اند که در تمام لحظات غم وشادی تا آخر عمر کنار هم باشند . در روز های سلامتی و ثروت یا روزهای بیماری و فقر . این حلقه یعنی من و تویی در کار نیست . آنچنان تعهد سنگینی است که سنگین ترین نگین ها هم نمی تواند معرف خوبی برایش باشد. یک نشانه به معنی ما شدن . پس روز خرید آن اگر بر سر قیمت چانه زنی شود . یا آقای داماد بگوید گران ترین حلقه را می خواهم چون عرو س خانم گران ترین را خریده است و از این گونه حرف ها ، تمام زیبایی خریدن حلقه از بین می رود و این سمبل که از قدیم الایام به نشانه ی عشق و تعهد بین زن وشوهر ردو بدل می شده ، می تواند دلیل اختلاف و حتی به هم خوردن ازدواج گردد.
در سایت جهان خبری نوشته شده بود که طلاق در شمال شهر تهران 2.5 برابر متوسط کشور است . یعنی همان طیفی که برای خرج های آن چنانی مشکلی ندارد . برای یک شب میلیون ها تومان خرج می کنند ،پس اگر قرار بود ،ثروت و خرج کردن های آنچنانی باعث خوشبختی شود ، تمام کسانی که در هتل و باشگاه .... جشن ازدواج می گرفتند ،خوشبخت ترین بودند در حالی که آمار خلاف این را می گوید.
مدتی است که جشن ازدواج دانشجویی و امثال آن به منظور ترویج ازدواج آسان انجام می شود اما برای محکم شدن پیوند ها و به منظور فرهنگ سازی باید تمام خانواده ها از خودشان شروع کنند و آرزو های پر زرق و برق شان را منطقی تر کنند و در مقابل سنت های غلط مبارزه کنند تا ولیمه ی شب زفاف که در دین ما مستحب است به مسابقه پول آتش زنی در حالی که مردم نیازمند در کشورمان زیادند ،تبدیل نشود. گاهی کاری که به نظر ما اصلا بد نیست ، باعث ایجاد رسمی غلط می گردد و جوانی را که بخاطر ناتوانی مالی نمی تواند ازدواج کند را به گناه می اندازد و آنوقت در گناه او ما هم شریک می شویم ..... پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | ازدواج ،عاشقانه یا عاقلانه؟![]() انسان موجودى اجتماعى است و براى آنكه بتواند نیازهاى خود را در قبال تداوم حیات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با سایر همنوعان خود نیازمند است. از جمله نیازمندىها، نیازهاى روحى و جسمانى است كه با ازدواج و تشكیل خانواده برآورده مىشود. ازدواج عبارت است از «پیوند بستن دینى و رسمى یك زن و مرد براى شروع زندگى مشترك.» (انورى، 1381: 345) و یا «رابطه حقوقى است كه براى همیشه یا مدت معین به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مىدهد كه از یكدیگر تمتع جنسى ببرند.» (معین، 1377:216)
«ازدواج از نظر اسلام، پیمانى مقدس است؛ پیمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات و سنن و قوانین خاصى است. در سایه آن براى طرفین تعهدات و حقوقى پدید مىآید كه تخلف آن موجب عقوبت و كیفر است.» (قائمى، 1375: 18) ازدواج عاقلانه حساسیت و اهمیت ازدواج تا اندازهاى است كه بسیارى از پژوهشگران پیش از آنكه به عوامل شایع در روابط ارتباطى و محیطى خانواده گسیخته توجه كنند به زیرساخت و زیربناى خانواده نظر مىكنند. روشن است هر چه اساس و پایه زندگى بر حسب كنش منطقى و تفكرى صحیح صورت گیرد در آینده، كمتر با انباشت ناسازگارىها و اختلاف همسران روبهرو خواهد بود. طبق دیدگاه پارتو (جامعهشناس ایتالیایى)، كنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عینى، ابزار و وسایل متناسب با اهداف و در انتها تأیید آگاهان.
سؤالها مىتواند به این شكل مطرح شود: آیا مىتوان ازدواج را یك هدف عینى تلقى كرد؟ براى موفقیت در ازدواج نیاز است چه ابزار و وسایلى داشته باشیم؟ نقش والدین و دیگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟ در پاسخ به سؤال اوّل باید بپذیریم كه ازدواج یك هدف عینى در جهت ارضاى نیازهاى درونى و تكامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در یك بیان كلى و همهپسند كه مكتب اسلام بیان كرده، به اختصار عبارت است از: 1- پاسخ به نداى غریزه و فطرت 2- ایجاد كانون آرامش براى همسران 3- داشتن فرزند و تربیت كودكان و فرزندان سالم 4- حفظ عفت و پاكدامنى 5- دوستى، محبت و عشق 6- اجراى سنت رسولاللَّه(ص) 7- تأمین سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى 8- كمك به تكامل و رشد یكدیگر. با چنین كاركردهایى ازدواج یك هدف عینى است؛ منتها براى تكمیل شدن ابعاد كنش منطقى نیاز است به دو شرط دیگر نظرى بیندازیم. ابزارها و وسایل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشكیل مىدهند ولى شیوه چیدمان آنها در كنار یكدیگر و اینكه چه كسى، در چه صورت و با چه ویژگىهایى با شخصى ازدواج كند كه نهایت كامیابى و لذت را در زندگىاش تجربه كند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتیكى سبب شده انسانها هر كدام نسبت به دیگران منحصر به فرد و یگانه باشند. اندیشه دو نفر كاملاً شبیه به هم نیست؛ این مورد حتى در باره دوقلوهایى كه از بسیارى جهات همانند هستند، قابل بیان است. این موضوع زمانى حساستر مىشود كه دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سالهاى زیادى در زیر یك سقف زندگى كنند. «باید چنان رفتار كنند كه گویى مىخواهند دوست و رفیقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزینند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتىآذر، 1374: 274). منابع اسلامى ملاكهاى ازدواج را غالباً به این شكل مطرح مىكند: 1- توجه به بُعد مذهب و دیندارى 2- داشتن اخلاق نیكو و حُسن خلق 3- سلامت جسمانى 4- توجه به خانواده 5- توجه به اصل كفویت (همشأن بودن).
انتخاب همسر متناسب و شایسته بیش از هر مسئله دیگرى در زندگى، نیازمند تأمل و دقت است. اهمیت این مسئله به خاطر این است كه چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسیبهاى اجتماعى میسر نیست. امرى كه با گزینش صحیح سبب خوشبختى و سرور مىشود اما در مقابل، گزینش ناصحیح، كوهى از مشكلات را به دنبال دارد. شرط سوم در كنش عقلایى تأیید آگاهان است. در این قسمت مىتوان به حضور والدین و سایرین اشاره كرد. به نوعى مىتوان والدین و بزرگترها را «مظهر گرایش اولى» نامید (ساروخانى، 1375: 104).
![]() ازدواج احساسى در چنین ازدواجهایى همسران كفو هم نیستند. ملاكها و همسانىها رعایت نشده و موازین، آن گونه كه باید در نظر گرفته شود ، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است. اهداف هم مىتواند ناصحیح و نامناسب باشد ، از جمله ازدواج تنها به خاطر كامجویى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر كسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسیدن به پست و مقام و ... . عوامل زیادى در چگونگى شكلگیرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحمیلى، ازدواج ترحمى و موردى كه در جامعه زیاد دیده مىشود. «شاید كمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت كه در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معیارهاى مصلحت سازش یابد. در آنان كه فقط به توسن علایق فردى و احساسات مجال مىدهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید.» (ساروخانى، 1375: 104) عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مىكنند. عشق چیست؟ عشق بیانگر دلبستگى فیزیكى و شخصى متقابلى است كه دو نفر نسبت به یكدیگر احساس مىكنند. این روزها بسیارى از ما در باره این نظر كه عشق همیشگى است تردید داریم اما معمولاً فكر مىكنیم كه عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مىگردد. براى زوجى كه عاشق مىشوند كاملاً طبیعى به نظر مىرسد كه بخواهند زندگى مشتركى را آغاز كنند و رابطهشان با یكدیگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد. عشق در بهترین حالت یك ضعف اجتنابناپذیر و در بدترین حالت نوعى بیمارى روانى تلقى مىگردد. (گیدنز، 1989: 10)
عشق: بد یا خوب منطقى بودن رفتار ممكن است این تصور را در ذهن ایجاد كند كه عشق در روابط همسران غیرضرورى و غیرقابل پذیرش است. اما هرگز چنین نیست بلكه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. عشق عنصر ناگریز خوشبختى است و هدیهاى است كه از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مىآید ؛ پیوند دهنده قلبها و روشنى بخش چشمهایى است كه به امید داشتن هدفهایى والا مبادرت به آن كردهاند. هدف ما از بحث، عشقزدایى كردن و پاكسازى آن در ازدواج نیست زیرا همان گونه كه ازدواج كوركورانه در اثر عشقى آتشین، ویران كننده و نامطمئن است، حسابگرى كامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت. نقص ازدواج عاشقانه، كاستى در شناخت و آگاهى شخصى است كه نیاز هست بیشتر به عیبهاى او نظر انداخت. «مهمترین دلیل جدایى به فرایند معیوب انتخاب همسر برمىگردد و اینكه ازدواج صرفاً بر اساس روابط احساسى و زودگذر شكل مىگیرد. تحقیقات نشان داده است 30 درصد طلاقها در سه سال اوّل ازدواج رخ مىدهد چرا كه در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروكش كرده و چهره واقعى افراد مشخص مىشود و مشكلات زندگى خود را نمایان مىسازد.» (تواناعلمى،1383)
آسیبشناسى ازدواج عاشقانه فروپاشى و از بین رفتن بیشتر خانوادههایى كه روزى عاشق یكدیگر بودهاند اولین آسیبى است كه ازدواجهاى نامقعول و غیرمنطقى مىبیند. البته گاهى هم اتفاق مىافتد كه منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناكتر از پیش مىباشد. افسردگى روحى، خودكشى و نومیدى از زندگى مىتواند بعدها در روابط فردى به وجود آید. دسته دیگر علاوه بر چشیدن ناكامى، متوسل به خشونت مىشوند و مىخواهند از این طریق آنچه را كه نتوانستند به دست بیاورند جبران كنند. تیتر روزنامه در صفحههاى حوادث، هر روز از چنین اتفاقاتى خالى نیست و ما شاهد هستیم قتلها و جنایتهاى وحشتناكى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مىگیرد كه نشان از جنون و بیمارى روانى آنهایى دارد كه به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفتهاند. منصفانه نیست مانند دكتر استلپنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض كنیم و یا مانند «گیدنز» یك بیمارى روانى قلمداد نماییم ولى هر چه كه هست اگر ادعا كنیم ازدواج هر چه سنجیدهتر و مناسبتر و بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد استحكام و پایدارى خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشویى نامناسبتر و بر اساس رفتارى غیرعقلایى تأثیر گرفته باشد گسیختگى خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | چه کسی مرا خوشبخت می کند؟![]() موضوعی که به طور وسیع در زمینه انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تاثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر میباشد. از بررسی سوابق موجود در زمینه نقش باورها در انتخاب همسر، لارسن، 9 باور غیرمنطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است. اگر در انتخاب همسر این اهداف را دنبال می کنید. سعی کنید در مورد باور ها و نگرش های خود تجدید نظر نمایید. 1- به دنبال نیمه گمشده: شخصی که دارای این عقیده است گمان میکند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل میرسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود و به قضایا به صورتی کمال گرایانه می نگرند. و فکر می کنند که همسرشان باید از تمام زوایا شبیه باشد. 2- همسر کامل: اعتقاد به این تفکر که «تا زمانی که فرد کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم.» کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود. ما در دنیا همزاد و یا نیمه دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل میرسد. این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که به این طریق افراد پذیرای ناهماهنگی ها نخواهند بود 3- تکامل خود: کسی که اینگونه فکر میکند و میگوید: «تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم.» این اعتقاد نیز محدود کننده و غیرمنطقی است از آن جهت که هیچکس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. 4- ارتباط کامل: صاحب این عقیده این چنین میاندیشد: «ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط موثری خواهیم داشت.» توجه به فاکتورهای پیشبینی کننده پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارتهای حل مشکل و تشابه و همانندی ارزشها و عقاید جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارتها و قابلیتها را داشته باشد عاقلانه است، با این وجود، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمیتوان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر میتوان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمیباشد. 5- تلاش بیشتر: این اعتقاد با این تفکر شکل میگیرد که من با هر کسی که برای ازدواج انتخاب میکنم خوشبخت خواهم شد به شرط آنکه به قدر کافی تلاش کنم. تلاش زوجین برای حل مشکلات و موثر ساختن یک ازدواج، دو فرد بالغ و متفکر را میطلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود، بنابراین کمی دقت در انتخاب همسر در ابتدا ضروری به نظر میرسد. تا با انتخابی مطلوب تر بتوانیم از وقوع بسیاری از مشکلات پیشگیری نماییم. ![]() 6- عشق کافی است: فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید: «عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است.» در واقع اشخاص کمی هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر تواناییهای اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.عشق لازم است اما کافی نیست آنهم نه عشقی که در ابتدای کار بر اساس احساسات و ظواهر امر صورت می گیرد بلکه علاقه ای که پس از شناخت و احساس هماهنگی ایجاد می شود. 7- فرد مکمل و تضاد: در این نگرش شخص اینگونه میاندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد.» اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت میتوانند کامل کننده ضعفها و قوتهای یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیشبینی کننده موفقیت در ازدواج نشان میدهند که قویترین عامل خوشبختی، همانندی در ارزشها، نگرشها و خصوصیات شخصی است. 8- انتخاب باید آسان باشد: این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماندتا حدی اشتباه است. چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است!و معتقد است ازدواج هندوانه سر بسته است و هیچ کس از نتیجه آن مطلع نیست. در صورتی که برای داشتن یک ازدواج موثر و موفق باید تلاش کرد و شناخت لازم را در مسیری معتدل و روشن به دست آورد. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | ازدواج خوبه اما اسیر می شی...![]() روزی که دختر و پسر بزرگ می شوند و وقت ازدواج شان می شود ، خانواده ها ، دوستان و اطرافیان ، جدی و شوخی حرف ازدواج را پیش می کشند. دختر با بلند شدن قدش و به اصطلاح خانم شدنش ،چه بخواهد و چه نخواهد ، از گوشه و کنار برایش خواستگار پیدا می شود و پسر ها هم وقتی تکلیف درس و کارشان مشخص می شود ، سربازی می روندو برخی مقدمات لازم را دارند ، اقوام و نزدیکان درجه ی یک تا درجه ی هشت به این فکر می افتند که آستین ها را بالا بزنند و هر کس را که می شناسند و به نظرشان مناسب می آید به آقا پسر معرفی کنند.
در این میان گاهی به شوخی و جدی اطرافیان حرف هایی را راجع به ازدواج مطرح می کنند که نوعی منفی گرایی در باره ی تشکیل خانواده است .مثلا به پسر می گویند از آخرین روزهای آزادی ات لذت ببر که وقتی زن بگیری دیگه خبری از آزادی نیست . یا به دختر خانم می گویند خونه ی پدرت راحت باش ،تا می توانی درس بخوان ، تفریح کن و خوش بگذرون که وقتی شوهر کنی ، آقا بالا سر پیدا می کنی . و این حرف ها در ترس جوانان از ازدواج موثر است .
این روزها بیشتر از گذشته جوانان وقتی به سن ازدواج نزدیک می شوند ، دچار تضاد می گردند. برخی از اطرافیان با حفظ سنت پیشینیان هنوز جوانان را ترغیب به ازدواج می کنند ، به تازگی برنامه هایی در جهت تشویق به تشکیل خانواده در سطح جامعه نیز انجام می شود. مانند نمایشگاه ازدواج و سیاست های مختلف دولت از جمله بحث در نظر گرفتن سهمیه متاهلین برای ورود به تحصیلات تکمیلی اما از طرف دیگر تجربه های ناموفق در اطرافیان ، دیدن زندگی بدون دردسر و همراه با خوش گذرانی افرادی که مجرد هستند و دور بودن این افراد از حرف و حدیث های متاهلان و محتوای برخی فیلم ها باعث می شود جوان در کنار نیاز و میل به ازدواج از آن دوری کند. البته برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و امثال آن ازدواج نمی کنند اما زیادند جوانانی که بدلیل ترس از ازدواج از آن دوری می کنند. برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و امثال آن ازدواج نمی کنند اما زیادند جوانانی که بدلیل ترس از ازدواج از آن دوری می کنند. این افراد یا نیازشان را ندیده می گیرند و یا به گونه ای دیگر آنرا رفع می کنند و تن به ازدواج نمی دهند .به خصوص افرادی که در ذهن شان دلیل ازدواج رفع نیاز جنسی و فرزند آوری است . این جوانان با بیان اینکه راه های دیگری هم برای رفع این نیاز هست و فرزند هم آنقدر مشکلات و مخارج دارد که به زحمتش نمی ارزد دور تشکیل خانواده را خط می کشند یا آن را به سال های بعد ، دهه ی سوم و چهارم زندگی شان ، موکول می کنند .
اما واقعیت این است که کارکرد ازدواج و تشکیل خانواده آنقدر زیاد است که بر تمام جوانب زندگی تاثیر گذار است .در دنیای پر اضطراب امروز ، بهترین راه برای داشتن آرامش و به دست آوردن خوشبختی واقعی ، تشکیل خانواده است به شرطی که دو نفر نسبت به دلیل این اقدام و روزهای پیش روی خود ، اطلاع کافی داشته و مهارت های لازم برای زندگی موفق خانوادگی را کسب کرده باشند . ازدواج تنها به دلیل اینکه همه ازدواج می کنند و بدون آگاهی ، اشتباهی به قیمت از دست دادن فرصت دوست داشتن و دوست داشته شدن ، است. بهترین راه برای کمک به جوانان در تشکیل زندگی مناسب زناشویی این است که آنان در قدم اول بدانند بعد از گفتن بله وارد چه مرحله ای از زندگی می شوند . بدانند که باید و نباید هایی را باید رعایت کنند و خطوط قرمز رفتارهای خود را بشناسند و هم چنین از مزایایی که در ازای داشتن ازدواجی موفق به دست می آورند مطلع باشند.
ما در بخش خانواده و زندگی درباره ی چگونگی انتخاب همسر و همچنین معیار های مناسب مقالات زیادی داشتیم و این بار می خواهیم کمی در باره ی «ماجراهای زندگی زیر یک سقف» با شما صحبت کنیم چون آگاهی از روابط در زندگی مشترک نه تنها برای همسران لازم است بلکه با خبر شدن از آن قبل از ازدواج به انتخاب آگاهانه کمک می کند. ![]()
بعد از هم پیمان شدن باید همراه و هم قدم باشید برای گذشتن از راه های سخت و پر پیچ زندگی تا فتح قله ی تفاهم و یک دلی.وبه عبارت بهتر باید همراه و همدل شوید تا ته دنیا.
صحیح نیست بدون دادن آگاهی کافی جوانان را به ازدواج وادار کنیم و نباید آنان را از پیوند زناشویی بترسانیم. باید فرزندان ما با تمام وجود مفهوم خانواده و فواید آن را حس کنند. باید بدانند خانواده یعنی امن ترین و آرامش بخش ترین جای دنیا . یعنی جایی که اگر درست ساخته شود ، تمام نیاز های مان را برطرف می کند. جایی که می توان افراد آن را در بالاتربن درجه ی عشق ، دوست داشت . جایی برای تمام شادی ها و دلتنگی هایمان. اما این ها به سادگی به دست نمی آید. نمی توان توقع داشت در عرض چند ماه به تمام این احساسات رسید . برای رسیدن به این احساس باید خانواده را ساخت . باید هر کس تکالیف خود را بداند.باید قبل از ازدواج بدانیم چه وظایفی را می پذیریم . روز های مجردی با دوران بعد از ازدواج متفاوت است و زوج های جوان به این دلیل زود به بن بست می رسند و حرف جدایی را پیش می کشند که قبل از بستن پیوند زناشویی نمی دانند« فن ساختن زندگی زناشویی» بدون سوختن یکی از طرفین یعنی چه؟
به امید خدا شنبه ی هر هفته یکی از قوانین موجود در زندگی زناشویی را برای تان باز گو می کنیم . اگر ازدواج کرده اید می توانید ببینید که آیا به این قوانین عمل می کنید یا خیر و اگر ازدواج نکرده اید ،بدانید بعد از تمام شدن مراسم و رفتن به منزل مشترک باید به این قوانین عمل کنید. اولین قانون که بعد از ازدواج باید رعایت کرد ،تعهد به همسر است ، متعهد بودن و پایبندی به پیوند مقدس در تمام جنبه ها از نگاه و حرف زدن گرفته تا خیال و احساس .در مقاله ی بعد با ما همراه باشید .... پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| friga |
| ||
friga![]() ![]() اعضا #20 ثبت نام در: دوشنبه 12 بهمن 1388, 10:36 قبلازظهرنامه ها: 572 | وقتي عشق ،تفاوت ها را نمي بيند![]() هيچ كس ازدواج نميكند كه بدبخت شود. هيچكس ازدواج نميكند كه محيطي پر از تشنج و درگيري براي خود به وجود آورد. اصلا ازدواج براي خوشبخت شدن است و آرامش يافتن. اما همين اكسير خوشبختي و آرامش، اگر در چارچوب درست و با معيارهاي صحيح صورت نگيرد، به جاي اينكه آرامشدهنده باشد مخل آرامش خواهد بود. زندگي در اين صورت به يك ميدان مبارزه تبديل ميشود و به يك جهنم دائمي.
تفاوتهاي فرهنگي را جدي بگيريد اگرچه فرهنگ به تنهايي نميتواند در اختلاف سطح طبقات تاثيرگذار باشد و نميتوان با قاطعيت گفت كه افراد از فرهنگهاي مختلف نميتوانند با هم ازدواج كنند، اما بيترديد تشابه فرهنگي ميتواند نقش مهمي در موفقيت يك ازدواج داشته باشد. فراموش نكنيم شخصيت فرد در محيط خانواده شكل ميگيرد، بنابراين هر خانواده با توجه به زمينههاي فرهنگي و تربيتي خود تاثير متفاوتي روي فرزندان و در نتيجه چهارچوب شخصيتي آنها ميگذارد. محيط زندگي، قوم و قبيله، عقايد و باورها، آداب و رسوم و توقعات و انتظارات فرد از مسائلي است كه ميتواند زندگي مشترك هر عروس و دامادي را با مشكل روبهرو كند. بنابراين يكي از موضوعاتي كه در انتخاب همسر بايد به آن توجه كرد، هم سطح بودن فرهنگ است. ويژگيهاي فرهنگي در تمام مراحل اجرا و برگزاري مراسم ازدواج و آداب و رسوم مربوط به آن تاثيرگذار است؛ اما نقش آن در طول زندگي بيشتر نمايان ميشود و اختلافات موجود هر روز بيش از پيش باعث درگيري و بحث در مورد مسائل مختلف زندگي ميشود.
دكتر شهربانو قهاري، روانشناس باليني ، قبل از هر چيز اولويت را به جهانبيني و سيستم ارزشي افراد ميدهد. به اين دليل كه جهانبيني سبك و شيوه زندگي و راه كارها و راهبردهايي را كه افراد در زندگي به كار ميبرند، تعيين ميكند. به اين ترتيب كه اگر براي مثال جهانبيني فردي صرفا مادي باشد، يا زندگي را صرفا در اين دنيا خلاصه كند، طبيعي است كه به مسائل دنيوي بيشتر اهميت ميدهد. جدي گرفتن خيلي چيزها و چسبيدن به ظواهر زندگي و ماديات براي او تعيينكننده است و در مقابل، اگر جهانبيني كسي مذهبي و الهي باشد و اعتقاد داشته باشد در دنيا همه چيز حساب و كتاب دارد، نظمي حاكم است، هيچ چيز پيش خدا گم نميشود و هر عملي بازتابي دارد، سبك زندگي او متفاوت خواهد بود. او با اشاره به اين كه در زندگي امروز ظواهر اهميت بيشتري پيدا كردهاند، ميگويد: «فرد افتخار ميكند كه براي عروسياش 20 تا 30 ميليون خرج شده است، اما اين كه فردي كه ميخواهد عمري را با او زير يك سقف زندگي كند و همسر آيندهاش خواهد بود چه جهانبيني و نگرشي به افراد و دنيا دارد، خيلي برايش مهم نيست.بنابراين بايد در آموزشها اين را جا بيندازيم ضمن اينكه منظور از جهانبيني و سيستم ارزشي فقط مذهبي بودن نيست، بلكه منظور اين است كه شما ديد خود را فراتر از مسائل ظاهري و مادي ببريد و مسائل را عمقي تر ببينيد؛ چنين ديدي ميتواند براي قبل و بعد از ازدواج مفيد و تعيينكننده باشد.» دختر و پسري كه با اعتقادات ديني و اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج ميكنند، حتي اگر قبل از ازدواج به اين توافق رسيده باشند كه به مسائل مربوط به مذهب كاري نداشته باشند و پس از احساسات پرشور جواني، در زمينههاي مختلف اختلاف نظر و احتمالا ناسازگاري خواهند داشت. براي مثال، عدم هماهنگي در انجام فرايض و مراسم ديني ميتواند زمينهاي براي ناسازگاري باشد. نوع تفريحات و سرگرميها، نحوه حضور در ميهمانيها، مسائل مربوط به طهارت و ساير احكام از مسائلي است كه زندگي زوج جوان ما را دچار چالش ميكند. تصور كنيد در چنين خانوادهاي، پاي يك كودك نيز به ميان آيد. تربيت و پرورش كودك يكي از زمينههاي مهم براي ناسازگاريهاي دايمي زن و شوهر خواهد بود. چنين مشكلاتي براي دختر و پسري با ايمان مذهبي مشابه ولي با درجات اعتقادي متفاوت نيز بروز خواهد كرد. براي مثال، دختر و پسر مسلماني را در نظر بگيريد كه يكي خود را ملزم به رعايت اصول عملي دين ميداند و ديگري چندان در قيد و بند انجام فرايض ديني نيست. در اين شرايط هر يك از عروس و داماد از رفتار همسر خود رنج ميبرد. آنها در نوع پوشش، نوع برخورد با افراد نامحرم، انجام سفرهاي تفريحي و زيارتي و همه آنچه كه فكرش را بكنيد، اختلاف نظر و سليقه خواهند داشت. به نظر شما آيا چنين زوجي ميتوانند از ازدواج خود انتظار آرامش داشته باشند؟ و آيا اين زندگي مشترك در زير يك سقف به سرانجام خواهد رسيد؟ دكتر قهاري معتقد است چهارچوب اعتقادات تا 20 سالگي و تا پايان دوره نوجواني در فرد شكل ميگيرد و در سنين 30 تا 40 سالگي به اوج ميرسد. بنابراين حتي اگر دختر و پسري در حال حاضر از نظر ظاهري تشابهاتي با هم دارند، نميتوان مطمئن بود كه تفاوتهاي اعتقادي آنها در آينده بروز نكند و موجبات ناسازگاري و اختلاف را فراهم نكند. بنابراين در انتخاب همسر بايد به خانواده و محيطي كه فرد در آن پرورش يافته است توجه كرد. ![]() آواز دهل شنيدن از دور خوش است بسيار ديده و شنيده ايم كه افراد با مليتهاي مختلف ازدواج كردهاند. شايد در ميان اين زوجها استثنائاتي باشد كه به خوبي و خوشي زندگي را ادامه داده و از انتخاب خود راضياند؛ اما زندگي 2 فرد با 2 مليت متفاوت و حتي زوجهايي با مليت مشترك ولي از شهرهاي متفاوت نيز به دليل اختلافاتي كه در آداب و سنن وجود دارد، با مشكلاتي همراه است. دكتر قهاري در اين زمينه حتي خرده فرهنگهايي را كه در نقاط مختلف يك شهر، براي مثال در بخشهاي شمالي و جنوبي آن وجود دارد، نيز موثر ميداند. اين كه يك خانواده چقدر سنتي يا مدرن باشد، از موارد ديگري است كه ميتواند زندگي يك زوج جوان را تحتتاثير قرار دهد. بسياري از خانوادههاي سنتي اجازه نميدهند كه فرزند در حضور آنها آزادانه عمل كند. داماد يا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادر شوهر يا پدرشوهر يا پدر زن و مادر زن نسنجيده سخن گويد، يا حتي كودك خود را بغل كند و ببوسد، ناراحت ميشوند و گاه اينگونه رفتار به اختلاف و گلهگذاري منجر ميشود. بسياري از خانوادههاي مدرن نميتوانند خود را با خانوادههاي سنتي وفق دهند. همچنين افراد از طبقات اجتماعي متفاوت در روابط خود دچار مشكل خواهند شد. براي بسياري از خانوادهها 4 زانو نشستن، استفاده از كلمات خاص، لم دادن در مجالس و مانند آن از آداب رايج است، براي اين گروه چندان مهم نيست كه با صدا غذا بخورند، يكديگر را با لقبهاي غير متعارف صدا بزنند و مانند آن. حال آن كه گروهي ديگر اين رفتار را نميپذيرند، در نتيجه ازدواجهايي كه در چنين خانوادههايي با آداب و رسوم معاشرتي متفاوت صورت ميگيرد، براي زوجين و خانوادههاي آنها خوشايند نيست و گاه به صورت مشكل حادي خودنمايي ميكند كه حلاوت زندگي را از زن و شوهر ميگيرد و خانوادههاي وابسته را نيز ناراحت ميكند و به عكسالعملهاي ناخوشايند وا ميدارد. به همين ترتيب در نظر بگيريد زوجي را كه يكي از آنها اهل مطالعه و تحقيق است، و ديگري گردش و تفريح و تماشاي فيلم و سينما را ترجيح ميدهد، يا فردي كه بسيار برون گرا و اجتماعي است و همسري كه علاقه چنداني به معاشرتهاي دوستانه و خانوادگي ندارد و ترجيح ميدهد تنها باشد؛ فردي كه به تيپ و ظاهر خود اهميت ميدهد و همسري كه در زمينه وضعيت ظاهري چندان به خود زحمت نميدهد؛ همه اينها از مواردي است كه ميتواند زندگي را كه با هزاران اميد و آرزو آغاز شده با ناكامي و تلخي مواجه كند. در مجموع، در زندگي هر فرد ارزشها و ضد ارزشهاي فرهنگي نقش مهمي دارد. در اينجا آنچه مطرح است، اختلاف اعتقادات و باورها و آداب و رسوم و نقش آنها در زندگي خانوادگي است. اين موضوع بايد قبل از ازدواج مورد توجه قرار گيرد و فرد همسري انتخاب كند كه اعتقادات و باورها و سبك زندگي او به اعتقادات و باورهاي او نزديك باشد. در اين صورت آنها خواهند توانست با روشهاي منطقي بر اعتقادات و باورهاي يكديگر تأثير بگذارند و اختلافهاي جزيي را حل كنند. پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من شاید صدای پرپرت از خواب بیدارش کند | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| برو به صفحه >> | |



























